دکترین
نکتهٔ فقهی: عدم اشتراط شرایط کفیل در مکفول له و مکفول (کفالت)
شرایط معتبر در کفیل، در مکفول له و مکفول معتبر نیست و کفالت برای کودک ، دیوانه و غیر آنان با قبول ولیّ ایشان صحیح است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): شرایط معتبر در کفیل، در مکفول له و مکفول معتبر نیست و کفالت برای کودک، دیوانه و غیر آنان با قبول ولیّ ایشان صحیح است.
شاخه: مدنی
بخشهای دیگرِ همین مبحث 15
نکتهٔ فقهی: تعریف کفالت
کفالت عبارت است از التزام و تعهد کفیل به احضار کسی که حقی بر عهده او است، در صورت مطالبه صاحب حق.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): کفالت عبارت است از تعهد کفیل به احضار مکفول در صورت مطالبه صاحب حق.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: ارکان کفالت
کفالت چهار رکن دارد: صیغه ( ایجاب و قبول )، کفیل، مکفول له و مکفول.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): کفالت چهار رکن دارد: صیغه (ایجاب و قبول)، کفیل، مکفول له و مکفول.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: لزوم ایجاب و قبول در کفالت
کفالت از عقود است؛ از اینرو، نیاز به ایجاب و قبول دارد. ایجاب آن توسط کفیل و قبولش از طرف مکفول له صورت میگیرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): کفالت از عقود است و نیاز به ایجاب و قبول دارد که ایجاب توسط کفیل و قبول از طرف مکفول له صورت میگیرد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: عدم اشتراط رضایت مکفول در کفالت (نظر مشهور)
بنابر قول مشهور، در عقد کفالت رضایت مکفول شرط نیست.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): بنابر قول مشهور، رضایت مکفول در عقد کفالت شرط نیست.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: لزوم عقد کفالت
کفالت عقدی لازم است و بنابر قول جمعی در عقد لازم قبول باید فوری بعد از ایجاب صورت گیرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): کفالت عقدی لازم است.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شرایط کفیل (کفالت)
در کفیل، بلوغ ، عقل ، اختیار و قدرت بر تحویل مکفول به دادگاه و به تصریح برخی، مجاز بودن در تصرف مال ( محجور نبودن، همانند سفیه و مفلس ) شرط است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در کفیل، بلوغ، عقل، اختیار، قدرت بر تحویل مکفول به دادگاه و مجاز بودن در تصرف مال (محجور نبودن) شرط است.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شرط تعیین مکفول (کفالت)
در مکفول، تعیین شرط است؛ از اینرو، اگر بگوید یکی از این دو نفر را کفالت کردم صحیح نخواهد بود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در مکفول، تعیین شرط است.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شرط وجود حق مالی ثابت بر عهده مکفول (کفالت)
بر عهده مکفول، در زمان کفالت، حقی مالی ثابت باشد؛ هرچند مقدار آن معلوم نباشد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): بر عهده مکفول، در زمان کفالت، باید حقی مالی ثابت باشد؛ هرچند مقدار آن معلوم نباشد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: صحت کفالت در حقوق الناس غیر مالی (مانند قصاص)
د. ح. غیر مالی که بر عهده مکفول است، چنانچه از حقوق الناس باشد، همچون قصاص ، کفالت صحیح است؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): د. ح. غیر مالی که بر عهده مکفول است، چنانچه از حقوق الناس باشد، همچون قصاص، کفالت صحیح است.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: عدم صحت کفالت در حقوق الله (حدود)
اما اگر از حقوق الله (حدود) باشد، مانند حدّ زنا ، کفالت صحیح نیست.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر حق غیر مالی از حقوق الله (حدود) باشد، مانند حدّ زنا، کفالت صحیح نیست.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شرط الزامی بودن حضور مکفول در دادگاه (کفالت)
حضور مکفول در دادگاه الزامی باشد؛ بدینمعنا که ادعای مدعی قابل طرح و شنیدن در دادگاه باشد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): حضور مکفول در دادگاه باید الزامی باشد؛ بدینمعنا که ادعای مدعی قابل طرح و شنیدن در دادگاه باشد.
شاخه: آیین دادرسی
کفالت
کفالت به معنای التزام و تعهد به احضار مکفول است. کفالت عنوان بابی مستقل در فقه است که از احکام آن به تفصیل در آن باب سخن گفتهاند. در باب حدود نیز به مناسبت از آن بحث کردهاند.
کفالت: حکم تکلیفی
کفالت جایز اما مکروه است؛ مگر آنکه مصلحتی موجب رجحان آن شود.
منبع: جواهر الکلام، ج۲۶، ص۱۸۵
کفالت: ارکان
کفالت چهار رکن دارد: صیغه ( ایجاب و قبول )، کفیل، مکفول له و مکفول. ۳.
۱ - صیغه کفالت از عقود است؛ از اینرو، نیاز به ایجاب و قبول دارد. ایجاب آن توسط کفیل و قبولش از طرف مکفول له صورت میگیرد. بنابر قول مشهور، در عقد کفالت رضایت مکفول شرط نیست. برخی، آن را نیز شرط دانستهاند. البته بنابر این قول، آنچه شرط میباشد، رضایت مکفول است؛ خواه همزمان با عقد باشد، یا قبل و یا بعد از آن؛ بر خلاف رضایت مکفول له که باید مقارن با ایجاب طرف کفیل باشد. برخی رضایت مکفول له را نیز همانند رضایت مکفول دانسته و مقارن بودن آن را با ایجاب لازم ندانستهاند. بنابر این دیدگاه، قبول عقدی (واقع پس از ایجاب) لازم نخواهد بود. در مقابل، برخی احتیاط را در این دانستهاند که مکفول، علاوه بر مکفول له، طرف عقد قرار داده شود. بنابراین، عقد کفالت مرکب از یک ایجاب و دو قبول خواهد بود. کفالت عقدی لازم است و بنابر قول جمعی در عقد لازم قبول باید فوری بعد از ایجاب صورت گیرد. آیا در ایجاب، الفاظی خاص شرط است یا هر لفظی که بر تعهد و التزام کفیل دلالت کند کفایت میکند؟ برخی هـر لفظی را که بیانگر ایجاب باشد، کافی دانستهاند. بنابر قول به اشتراط عربی ، ماضی و صریح بودن لفظ در معنای عقد، و سایر شروط در عقود لازم، در کفالت نیز مراعات این شرایط، لازم است. ۳.
۲ - شرایط کفیل و مکفول له و مکفول الف. کفیل: در کفیل، بلوغ ، عقل ، اختیار و قدرت بر تحویل مکفول به دادگاه و به تصریح برخی، مجاز بودن در تصرف مال ( محجور نبودن، همانند سفیه و مفلس ) شرط است. بنابراین کفالت نابالغ، دیوانه غیر مختار (کسی که به اکراه پذیرای کفالت شده) و محجور صحیح نیست. ب. مکفول له و مکفول: شرایط معتبر در کفیل، در مکفول له و مکفول معتبر نیست و کفالت برای کودک ، دیوانه و غیر آنان با قبول ولیّ ایشان صحیح است. در مکفول، تعیین شرط است؛ از اینرو، اگر بگوید یکی از این دو نفر را کفالت کردم صحیح نخواهد بود. ۳.
۳ - شرایط کفالت کفالت با دو شرط زیر صحیح است: ۱. بر عهده مکفول، در زمان کفالت، حقی مالی ثابت باشد؛ هرچند مقدار آن معلوم نباشد. بنابراین، کفالت در جایی که برای مکفول در زمان کفالت حقی ثابت نیست، هرچند مقتضی آن موجود باشد، صحیح نخواهد بود، مانند حق الجعاله در عقد جعاله که پیش از انجام گرفتن کار توسط عامل، چیزی بر ذمّه جاعل ثابت نیست. بعضی وجود مقتضی را کافی و با وجود آن، کفالت را صحیح دانستهاند. د. ح. غیر مالی که بر عهده مکفول است، چنانچه از حقوق الناس باشد، همچون قصاص ، کفالت صحیح است؛ اما اگر از حقوق الله (حدود) باشد، مانند حدّ زنا ، کفالت صحیح نیست. ۲. حضور مکفول در دادگاه الزامی باشد؛ بدینمعنا که ادعای مدعی قابل طرح و شنیدن در دادگاه باشد. بنابراین، در صورت فراهم نبودن شرایط برای طرح و استماع ادعای مدعی در دادگاه، کفالت صحیح نخواهد بود.
منبع: ج۱۴، ص۳۸۳ · ج۴، ص۲۳۴ · ج۲، ص۳۳۷ · ج۴، ص۲۳۵ · تحریر المجله، ج۲، ص۲۲۵ · وسیلة النجاة، ص۵۰۳ · مفتاح الکرامة، ج۱۶، ص۵۶۳ · ج۱۴، ص۳۹۲ · ج۱۴، ص۳۹۴ · منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۹۰ · ج۱۴، ص۳۹۶- ۳۹۷ · ج۱۴، ص۴۰۰
کفالت: احکام
برای کفالت احکامی در فقه ذکر شده است. ۴.
۱ - فسخ عقد کفالت ب. ت. ب. لزوم عقد کفالت، فسخ آن جز با رضایت طرف مقابل و یا اعمال حق خیار ـ در صورت داشتن چنین حـقـی ـ جایز و صحیح نیست. برخی عقد کفالت را تنها از طرف کفیل لازم دانستهاند. بر این مبنا، فسخ عقد برای مکفول له مطلقا جایز است. ۴.
۲ - شرط خیار در عقد کفالت، شرط کردن خیار در مدتی معین برای کفیل یا مکفول جایز است. برخی چنین شرطی را نادرست و فاسد دانسته، اما در فساد عقد کفالت به سبب این شرط تامل و توقف کردهاند. ۴.
۳ - اشتراط در عقد کفالت گنجاندن شرایط مجاز در شرع مقدس ، در عقد کفالت صحیح است. ۴.
۴ - مکان احضار چنانچه در عقد کفالت، برای احضار مکفول، مکانی خاص اعتبار شده باشد، باید کفیل، مکفول را در همان مکان احضار کند و اگر مکفول له از کفیل احضار وی را در مکانی دیگر بخواهد، اجابت خواسته او بر کفیل واجب نیست. در صورت تعیین نشدن مکانی خاص، محل احضار منصرف به مکان وقوع عقد کفالت است، مگر آنکه قراینی بر غیر آن دلالت داشته باشد. ۴.
۵ - زمان احضار کفالت به لحاظ ذکر یا عدم ذکر مدت در عقد به حالّ و مؤجّل تقسیم میشود. کفالت حالّ، کفالتی است که در عقد آن، مدت ذکر نشده باشد یا در آن حالّ بودن شرط شده باشد. کفالت مؤجّل کفالتی است که در آن، مدت ذکر شده باشد. در کفالت مؤجّل، مدت باید مشخص و معلوم باشد و در صورت نامعلوم بودن، کفالت باطل خواهد بود. کفالت مؤجّل و نیز بنابر قول مشهور، کفالت حالّ صحیح است. برخی کفالت حالّ را صحیح ندانستهاند. در صورت حالّ بودن کفالت، یا اتمام مدت آن در کفالت مؤجّل، با مطالبه مکفول له، کفیل موظف است مکفول را حاضر کند، و در صورت پایان نیافتن مدت در کفالت مؤجل، با تقاضای مکفول له، احضار مکفول بر کفیل واجب نخواهد بود. با احضار مکفول توسط کفیل، عهده او از تعهدی که داده، بری میشود و در صورت خودداری از انجام دادن تعهد، حاکم او را به زندان میافکند تا مکفول را احضار و یا به گفته جمعی، بلکه اکثر، حق مالیای را که بر ذمّه مکفول است، ادا کند. برخی گفتهاند: در صورت تصمیم کفیل بر ادای حق مالی بر ذمه مکفول، قبول آن بر مکفول له واجب نیست و او همچنان میتواند کفیل را بر احضار مکفول ملزم نماید. اگر متعلق، کفالت حقی غیر مالی، همچون قصاص باشد، کفیل تنها ملزم به احضار مکفول و در صورت امتناع، او حبس میشود. چنانچه مکفول غایب باشد و کفیل مکان او را بداند به کفیل به مقدار لازم مهلت داده میشود تا مکفول را احضار کند و در صورت عدم احضار، زندانی میشود و در صورت نامعلوم بودن مکان مکفول و بی خبری از او، کفیل به احضار مکفول تکلیف نمیشود؛ چنانکه به پرداخت مال نیز ملزم نمیشود. بعضی در فرض آخر گفتهاند: حاکم میتواند کفیل را به پرداخت مال یا احضار مکفول با تفحص و جست و جو از او، ملزم کند. بر کفیل واجب است برای احضار مکفول، به هر وسیله مشروع توسل جوید. در صورت غایب بودن مکفول و هزینه مالی داشتن احضار وی، هزینه انجام گرفته بر عهده مکفول است. چنانچه کفیل بدهی مکفول را بپردازد، آیا میتواند به او رجوع کرده و مبلغ پرداختی را از او بگیرد؟ اگر کفالت با اذن مکفول و پرداخت بدهی نیز با هماهنگی وی بوده، میتواند مبلغ پرداختی را از او مطالبه کند. همچنین اگر در پرداخت اذن داشته باشد؛ هر چند در اصل کفالت اذن نداشته باشد، و اگر در کفالت و نیز پرداخت، اذن نداشته باشد و احضار مکفول نیز ممکن باشد، حق مطالبه مال پرداختی را از مکفول ندارد؛ اما در صورت عدم امکان احضار مکفول، آیا حق مطالبه مال پرداختی را از مکفول دارد، هر چند در کفالت اذن نداشته است، یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. ۴.
۶ - انحلال کفالت عقد کفالت با یکی از اسباب زیر منحل میشود: ۱. بری شدن ذمّه کفیل با احضار مکفول یا حضور خود او در دادگاه. ۲. در اختیار گرفتن مکفول از سوی مکفول له؛ به گونهای که توانایی استیفای حقش و یا احضار او را به دادگاه داشته باشد. ۳. ابرا و اسقاط مکفول له حقی را که بر مکفول دارد. ۴. صرف نظر کردن مکفول له از کفالت. ۵. ادا کردن حق مکفول له، توسط مکفول. ۶. مرگ کفیل یا مکفول. با مرگ مکفول له، عقد کفالت باطل نمیشود؛ بلکه حق مکفولٌ له به ورثه او انتقال مییابد. ۷. انتقال مکفولٌ له حق خود بر ذمّه مکفول را به دیگری به سببی از اسباب، همچون فروختن، مصالحه کردن و حواله دادن. ۴.
۷ - ترامی در کفالت ترامی در کفالت جایز و صحیح است؛ بدینمعنا که کفیلی دیگر، کفیل را کفالت میکند و نفر سوم، کفیل دوم (کفیل کفیل) را کفالت مینماید. در کفالت پی در پی، هر کفیل بعدی فرع کفیل پیشین خود میباشد؛ همچنین است اگر آن بعض بمیرد. در ترامی کفالتها، کفیل آخر ملزم به احضار مکفول خود (کفیل قبلی) میشود؛ سپس کفیل قبلی ملزم به احضار مکفول خود میشود تا برسد به کفیل نخست، که او نیز ملزم به احضار مدیون میگردد. ۴.
۸ - اجرت کفالت گرفتن دستمزد بر کفالت جایز است؛ خواه پرداخت کننده مکفول باشد یا مکفول له و یا کسی دیگر. ۴.
۹ - کفالت فضولی بنابر قول مشهور ، کفالت فضولی، همچون دیگر عقدهای فضولی صحیح است؛ لیکن تمامیت آن منوط به اجازه مکفول له خواهد بود. ۴.
۱۰ - تدارک ضرر کفیل اگر کفیل در راستای کار خود زیان ببیند، جبران آن بر مکفول له واجب نیست، مگر آنکه وی سبب زیان دیدن کفیل باشد؛ بدینمعنا که زیان دیدن کفیل از نظر عرف مستند به مکفول له باشد.
منبع: ج۱۴، ص۳۹۰ · ج۲، ص۲۴۴ · ج٢، ص۵۶۶ · مهذب الاحکام، ج۲۰، ص۳۵۶ · ج۱۴، ص۴۰۱ · ج۲، ص۳۳۷ · شیخ مفید، المقنعه، ص۸۱۵ · شیخ طوسی، النهایه، ص۳۱۵ · ج۱۴، ص۴۱۱ · جامع المقاصد، ج۵، ص۳۹۲ · ج۲، ص۳۳۷ - ۳۳۸ · ج٢، ص۱۷۰ · وسیلة النجاة، ص۵۰۵ · ج۱۴، ص۴۱۱ - ۴۱۲ · منهاج المؤمنین، ج٢، ص۱۲۵ · ج۲، ص۵۷۳ · مهذب الاحکام، ج۲۰، ص۳۵۴ · مهذب الاحکام، ج۲۰، ص۳۵۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
