دکترین
نکتهٔ فقهی: واجب تعبدی
واجب تعبدی ، واجبی است که در تحقق آن قصد قربت شرط است و بدون آن تحقق نمییابد، مانند نماز ، روزه و دیگر عبادات .
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب تعبدی واجبی است که در تحقق آن قصد قربت شرط است و بدون آن تحقق نمییابد.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
بخشهای دیگرِ همین مبحث 11
نکتهٔ فقهی: تعریف واجب
واجب چیزی که وجوب به آن تعلّق میگیرد و این متعلَّق، اعم از فعل و ترک م. ب..
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب به چیزی گفته میشود که وجوب به آن تعلق گرفته، خواه انجام دادن باشد یا ترک کردن.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب موقت موسع
واجب موقتِ موسّع واجبی است که وقت آن، افزون از مقدار وقت مورد نیاز برای به جا آوردن آن است، مانند نمازهای واجب یومیه .
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب موقت موسع واجبی است که وقت آن، افزون از مقدار وقت مورد نیاز برای به جا آوردن آن است.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب موقت مضیق
واجب موقّت مضیّق عبارت است از واجبی که وقت آن، بهاندازه به جا آوردن آن میباشد، مانند روزه ماه رمضان .
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب موقت مضیق واجبی است که وقت آن، بهاندازه به جا آوردن آن م. ب..
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب غیر موقت
واجب غیر موقت واجبی را گویند که وقت در تحقق آن دخالت ندارد، مانند راستگویی و اجتناب از شراب خواری .
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب غیر موقت واجبی است که وقت در تحقق آن دخالت ندارد.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب منجز
واجب منجز عبارت است از واجبی که با فعلیت یافتن وجوب آن، متعلق آن؛ یعنی واجب نیز فعلیت مییابد؛ بدین معنا که زمان واجب، نفس زمان وجوب است و هر دو همزمان فعلیت مییابند، مانند نماز بعد از دخول وقت که با دخول وقت، هم وجوب نماز و هم واجب؛ یعنی نماز فعلیت پیدا میکند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب منجز واجبی است که با فعلیت یافتن وجوب آن، متعلق آن نیز فعلیت مییابد؛ یعنی زمان واجب، نفس زمان وجوب است و هر دو همزمان فعلیت مییابند.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب معلق
واجب معلق ، واجبی است که زمان فعلیت وجوب، سابق بر زمان واجب است و به عبارت دیگر، در واجب معلق، وجوب، حالی و واجب، استقبالی است، مانند حج که مکلف در ماه شوال استطاعت پیدا کرده و وجوب حج فعلیت یافته است؛ لیکن زمان به جا آوردن حج ماه ذیحجه م. ب. که فرا نرسیده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب معلق واجبی است که زمان فعلیت وجوب، سابق بر زمان واجب است و وجوب، حالی و واجب، استقبالی است.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب تعیینی
واجب تعیینی واجبی است که تکلیف به خصوص آن تعلق گرفته است و تنها با انجام دادن آن، تکلیف ساقط میشود، مانند روزه ماه رمضان و نمازهای واجب یومیه.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب تعیینی واجبی است که تکلیف به خصوص آن تعلق گرفته است و تنها با انجام دادن آن، تکلیف ساقط میشود.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب تخییری
واجب تخییری واجبی است که در عَرض خود، دارای بدل و جایگزین است و تکلیف به خصوص آن تعلّق نگرفته است، مانند کفّاره افطار روزه ماه رمضان که مکلّف میان شصت روز روزه گرفتن یا آزاد کردن برده یا اطعام شصت فقیر مخیّر است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب تخییری واجبی است که در عَرض خود، دارای بدل و جایگزین است و تکلیف به خصوص آن تعلّق نگرفته است.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: واجب توصلی
واجب توصلی ، واجبی است که غرض مولا با صِرف تحقق آن در خارج حاصل میشود؛ خواه با قصد قربت انجام گیرد یا با غرضی دیگر، مانند ادای دین ، نجات غریق ، خاکسپاری میت و تطهیر و شستوشوی لباس و بدن که غرض اصلی در این موارد، صرف تحقق آنها است، با هر قصد و نیتی که انجام گیرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واجب توصلی واجبی است که غرض مولا با صِرف تحقق آن در خارج حاصل میشود؛ خواه با قصد قربت انجام گیرد یا با غرضی دیگر.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
واجب
واجب از اصطلاحات کاربردی علم فقه ، به چیزی گفته میشود که وجوب به آن تعلق گرفته، خواه انجام دادن باشد یا ترک کردن. در اصول فقه ، واجب از جهات مختلف به اقسامی تقسیم میشود: موقت و غیرموقت ( موسع و مضیق ) ، منجز و معلق ، تعیینی و تخییری . همچنین واجب از نظر نیاز به قصد قربت به تعبدی و توصلی تقسیم میشود؛ تعبدی نیازمند قصد قربت است، اما توصّلی با صرف انجام آن تحقق مییابد
واجب: تعریف واجب
واجب چیزی که وجوب به آن تعلّق میگیرد و این متعلَّق، اعم از فعل و ترک م. ب.. . از احکام و اقسام آن در اصول فقه سخن گفتهاند.
۲ - اقسام واجب برای واجب به اعتبارات مختلف، اقسامی ذکر شده است، بدین شرح: ۲.
۱ - موقت و غیر موقت • واجب به اعتبار دخیل بودن یا نبودن زمان در آن به موقت و غیر موقت تقسیم شده است: • واجب موقّت به این اعتبار که زمان دخیل در آن، از مقدار به جا آوردن واجب بیشتر است یا به مقدار آن میباشد، به واجب موسّع و مضیق تقسیم شده است: • ۱. واجب موقتِ موسّع واجبی است که وقت آن، افزون از مقدار وقت مورد نیاز برای به جا آوردن آن است، مانند نمازهای واجب یومیه . • ۲. واجب موقّت مضیّق عبارت است از واجبی که وقت آن، بهاندازه به جا آوردن آن میباشد، مانند روزه ماه رمضان . • واجب غیر موقت واجبی را گویند که وقت در تحقق آن دخالت ندارد، مانند راستگویی و اجتناب از شراب خواری . ۲.
۲ - منجّز و معلّق واجب به اعتبار مقارن بودن و نبودن زمان فعلیت وجوب با زمان فعلیت واجب ، به واجب منجز و معلق تقسیم شده است: • واجب منجز عبارت است از واجبی که با فعلیت یافتن وجوب آن، متعلق آن؛ یعنی واجب نیز فعلیت مییابد؛ بدین معنا که زمان واجب، نفس زمان وجوب است و هر دو همزمان فعلیت مییابند، مانند نماز بعد از دخول وقت که با دخول وقت، هم وجوب نماز و هم واجب؛ یعنی نماز فعلیت پیدا میکند. • واجب معلق ، واجبی است که زمان فعلیت وجوب، سابق بر زمان واجب است و به عبارت دیگر، در واجب معلق، وجوب، حالی و واجب، استقبالی است، مانند حج که مکلف در ماه شوال استطاعت پیدا کرده و وجوب حج فعلیت یافته است؛ لیکن زمان به جا آوردن حج ماه ذیحجه م. ب. که فرا نرسیده است. در چنین موردی گفته میشود: حج برای مکلف واجب معلق است؛ زیرا وقت آن فرا نرسیده و حصول آن متوقف بر آمدن زمان آن است و زمان مقدور مکلف نیست تا بتواند آن را تحصیل کند. در امکان و وقوع یا محال بودن واجب معلق اختلاف است. ۲.
۳ - تعیینی و تخییری واجب به اعتبار بدل و جایگزین داشتن یا نداشتن در عَرض خود، به دو قسم یاد شده تقسیم شده است: • واجب تعیینی واجبی است که تکلیف به خصوص آن تعلق گرفته است و تنها با انجام دادن آن، تکلیف ساقط میشود، مانند روزه ماه رمضان و نمازهای واجب یومیه. • واجب تخییری واجبی است که در عَرض خود، دارای بدل و جایگزین است و تکلیف به خصوص آن تعلّق نگرفته است، مانند کفّاره افطار روزه ماه رمضان که مکلّف میان شصت روز روزه گرفتن یا آزاد کردن برده یا اطعام شصت فقیر مخیّر است. ۲.
۴ - تعبدی و توصلی واجب به اعتبار شرط بودن و نبودن قصد قربت در آن، به واجب تعبدی و توصلی تقسیم شده است: • واجب تعبدی ، واجبی است که در تحقق آن قصد قربت شرط است و بدون آن تحقق نمییابد، مانند نماز ، روزه و دیگر عبادات . • واجب توصلی ، واجبی است که غرض مولا با صِرف تحقق آن در خارج حاصل میشود؛ خواه با قصد قربت انجام گیرد یا با غرضی دیگر، مانند ادای دین ، نجات غریق ، خاکسپاری میت و تطهیر و شستوشوی لباس و بدن که غرض اصلی در این موارد، صرف تحقق آنها است، با هر قصد و نیتی که انجام گیرد. (ببینید: نیّت ) تعریف دیگری برای تعبدی و توصلی به مشهور قدما نسبت داده شده است:
الف: واجب توصلی واجبی است که غرض مولا از امر به آن برای مکلّف روشن است ب: واجب تعبدی واجبی است که غرض از آن معلوم نیست. منابع:
منبع: اصطلاحات الاصول، ص۲۷۵ · اصول الفقه، ج۱، ص۸۷ · اصطلاحات الاصول، ص۲۷۶ · اصول الفقه، ج۱، ص۸۲ · اصول الفقه، ج۱، ص۷۲ · نهایة الاصول، ص۹۷ · اصول الفقه، ج۱، ص۶۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
