دکترین
هدیه: امتناع حضرت علی از دریافت هدیه
آن حضرت داستان هدیه آوردن اشعث بن قیس را نزد خود چنین نقل میکند: و شگفتانگیزتر (از سرگذشت عقیل ) آن است که شخصی شبانه نزد ما آمد، با ارمغانی در ظرف سربسته و حلوایی که آن را ناخوش داشتم چنانکه گویی با آب دهان یا زهر مار آمیخته شده بود. گفتم که این هدیه است یا زکات یا صدقه که گرفتن صدقه بر ما اهل بیت حرام است. گفت: نه این است و نه آن، بلکه هدیه است. گفتم: مادرت در سوگت بگرید، آمدهای که مرا از دین خدا بفریبی، آیا خِرَدت آشفته است یا دیوانه ای یا بیهوده سخن میگویی؟
به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با هر چه در زیر آسمانهای آنهاست به من دهند، برای آن که خدا را درباره مورچه ای نافرمانی کنم و پوست جوی را به ناروا از او بگیرم، چنین نخواهم کرد. هر آینه دنیای شما نزد من از برگی که ملخی در دهانش میجود، خوارتر و پستتر است. علی را چه کار با نعمتی که از دست میرود و لذتی که پایدار نمیماند. به خدا پناه میبرم از خواب عقل و از زشتی لغزش؛ و تنها از او یاری میجویم.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
