دکترین
پیاز: ادبیات فارسی
به ویژگیهایی از پیاز در ادب فارسی اشاره شده است، مثلاً: اشاره به توبَرتویی آن : «آنکه چون پسته دیدمش همه مغز/ پوست بر پوست بود همچو پیاز». گاهی چند لایگی آسمان (به اعتقاد پیشینیان) را به لایههای پیاز تشبیه کردهاند. اشاره به این نکته که پوسیدن پیاز از اندرونِ آن آغاز مییابد: «مغز این مسکین ز سودای دراز/ وَز ریاضت گشت فاسد چون پیاز» اشاره به بوی تند پیاز (در برابر عطر نرگس یا زعفران یا مُشک ). اصطلاح «از نرخ پیاز آگاه نبودن» به معنای «از نتیجه کار یا موضوع زشتی بیخبر بودن» آمده است. «بُن نگرفتن پیاز کسی» به معنای «فایده و نتیجه نداشتن کوشش کسی». در فرهنگ عامّه فارسی مثلهای دیگری درباره پیاز وجود دارد، از جمله : «از سیر تا پیاز» در اشاره به «حکایت کردن جزئیات» و «مثلِ پوست پیاز» در اشاره به نازکی پارچه.
منبع: ج۱، ص۷۹، چاپ محمدعلی فروغی، تهران ۱۳۶۳ش · ج۱، ص۴۵، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۸ · ج۲، دفتر سوم، ص۱۱۶، چاپ رینولد آلن نیکلسون، تهران ۱۳۶۰ش · ج۱، ص۱۵۲، چاپ مجتبی مینوی و مهدی محقق، ج ۱، تهران ۱۳۵۷ش · ج۳، دفتر ششم، ص۵۰۵، چاپ رینولد آلن نیکلسون، تهران ۱۳۶۰ش · ج۲، دفتر چهارم، ص۳۸۲، چاپ رینولد آلن نیکلسون، تهران ۱۳۶۰ش · ج۱، ص۱۱۴، چاپ مجتبی مینوی و مهدی محقق، ج ۱، تهران ۱۳۵۷ش · ج۱، ص۲، چاپ ناصرالدین شاه حسینی، تهران (۱۳۴۴ش) · ج۱، ص۱۳۵، تهران ۱۳۵۷ش · ج۳، ص۱۴۱۴، تهران ۱۳۵۷ش
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
