دکترین
کبیر: عقاید
آنچه در تذکرهها دربارۀ کبیر آمده، متأثر از علایق فرقهای مؤلفان آنهاست، بعضی او را صوفی ای مسلمان شمردهاند و بعضی هندوی آزاداندیشی با گرایشهای ویشنویی و بعضی قهرمان اتحاد هند و مسلمان، و در بعضی روایات، از جمله در قول ملامحسن فانی ، او شاگرد راماننده۲ که گفتهاند از پیروان رامانوجه بوده بهشمار آمده است. ۴.
۲ - دنیا تلقی کبیر از دنیای مادی تلقیای است دردناک. آن را لحظه زودگذری میدانند بین دو مرگ، پیوندهای خانوادگی را بیاعتبار میشمارد و زن را «هاویۀ جهنم » و «مایا» میخواند. موجودات را « گندم برشتۀ مرگ » میشمارد که «بعضی در دهان اویند و بعضی در دامن او» و هیچ راه فراری از آن نیست مگر در «سرّ سویدای» آدمی. بدینمعنا که آدمی باید در درونیترین بخش هستی خود غور کند تا از شرّ خودپرستی رها شود و «الماسی» را بیابد که در درون روح او پنهان است و آن سرّی است که گاه آن را اتحاد با « هری » و نیستی ِ وجود خود درهری میشمارد. ۴.
۳ - تناسخ از دیگر عقاید او تناسخ است، هرچند که پیروان جدید او معتقدند که روح در میان دورههای متوالی باززایی وارد بهشت یا دوزخ میشود، ولی ظاهراً کبیر به بهشت و دوزخ مشخص قائل نبوده و مقصود او از این نامها نیکبختی و بدبختی نمادین در همین جهان بوده است.
منبع: ج۱، ص۱۷۸، تهران ۱۳۶۲ · دین سیکها، ج۱، ص۴۷ـ۴۸، قم ۱۳۸۸ · ج۱، ص۱۲۰، تهران ۱۳۸۹ · ج۱، ص۱۹۸، تهران ۱۳۷۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
