Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

این واقعیّت که ادیان گوناگون در جهان وجود دارد و هر یک دارای قدمت تاریخی و متدیّنان بسیارند به عنوان یک واقعیّت تاریخی، امری است غیر قابل انکار؛ امّا تبیین این کثرت و این که چرا ادیان گوناگونی وجود دارند؛ و این که کدام دین حق است (پرسش از حقانیّت)؛ بحثی است نظری که از جهتی مربوط به فلسفه ادیان (philosophy of religion) و از جهت دیگر موضوع کلام جدید (new theology) است. به هر حال در قبال این ادیان متکثّر و پرسش‌های فوق، پاسخ‌ها و رویکردهای گوناگونی وجود دارد، ابطال گرایی، انحصار گرایی، (exclusivism) شمول گرایی (inclusivism) و کثرت گرایی، (pluralism) نظرات و پاسخ‌های عمده‌ای هستند که در این باب ارائه شده است. ۲. ۱ - ابطال‌گرایی جانبداران این نظریّه عمدتاً همه ادیان را زاییده توهّمات بشری می‌دانند. این توهّمات به صورت خرافه و انجام آیین‌هایی برای کنترل و ارتباط با امور موهوم تجلّی می‌یابد. ابطال گرایان برای تبیین هر چیز به دنبال توجیه طبیعی و تجربی هستند؛ و عوامل طبیعی را تمام هستی دانسته، امور ماواری طبیعی را راساً انکار می‌کنند، بنابراین هر چیز که دارای توجیه طبیعی است، از فرض دخالت امور غیر طبیعی بی‌نیاز است. ابطال گرایان به طول کلّی دو دسته هستند دسته‌ای برای ابطال حقّانیّت و صدق ادیان، تبیین جامعه‌شناختی دارند؛ و برخی دیگر با تفسیر روان‌شناختی به ابطال دین پرداخته‌اند. گروه اوّل می‌گویند: «نیروی برتر» چیزی جز خودِ جامعه نیست؛ و چون اراده آن سهمگین و ناپیدا است، در حسّ دینی ما مفهوم خدا را می‌دمد، تک تک افراد در مقابل این نیروی سهمگین احساس حقارت می‌کنند و حسّ پرستش، ایشان را به هم پیوند می‌دهد؛ و چون هر جامعه متناسب با شرایط خاصّ خود را از جامعه دیگر متمایز است، دین‌های گوناگونی را هم در خود می‌پرورد، آن سان که زبان‌های گوناگونی را در خود پروریده است. امیل دورکیم را می‌توان از مهمترین طرفداران این نظریّه دانست. ۲.۱. ۱ - منتقدان ابطال‌گرایی منتقدان، این نظریّه را چندان جدّی نگرفته‌اند، و آن را بیشتر به یک فرضیّه پردازیِ بدون دلیل و نامطابق با نمونه‌های خارجی شبیه دانسته‌اند تا یک نظریّه علمی. اچ. اچ فارمر _ یکی از منتقدان _ می‌گوید: اگر چنین است چرا ادیان، مشتمل بر تعالیم و قوانینی هستند که اتّفاقاً با منافع و نگرش جامعه خود در تهافت و تعارض است. معمولاً پیامبران در میان قوم خود بر خلاف مجاریِ باورها و آیین‌های جامعه و عقاید خرافی آن حرکت می‌کرده‌اند. دیگر این که، روحیّات و رفتارها و مواضع انبیاء به گونه‌ای است که نمی‌توان آن را در قالب این نظریّه و بر اساس واکنش‌های فرد و جامعه تحلیل کرد. همچنین معجزات و پیام‌هایی که آنها برای بشر آورده‌اند بسیار فراتر از آن است که در این نظریّه بگنجد. تقریر دیگر ابطال‌گرایان، تقریری روان‌شناختی است، زیگموند فروید بنیان‌گذار روان‌کاوی می‌گوید، ادیان زاییده واکنش دفاعیِ انسان در قبال نیروهای بزرگ طبیعت هستند؛ بیماری ، سیل ، زلزله ، خشکسالی و سایر سوانح طبیعی، عواملی بی‌روح، ناگهانی و بی ملاحظه‌اند. اگر در کنار هر یک از عناصرِ طبیعت چون دریا ، مزرعه ، دام ، و ملایماتی چون باروری، سلامتی، آرامش و فرمان پذیری، موجوی باشعور و بااراده و قدرتمند را تصوّر کنیم، می‌توانیم از راه گفتگو و راز و نیاز ، خود را با او پیوند دهیم. نمود رفتاریِ این توهّمِ ناشی از واکنش‌های روانی، همان دین است؛ که مفاهیمی چون بت ، خدایان نامرئی و. . . را تولید می‌کند. به عبارت دیگر «دین» فرافکنیِ دوران استقلال ما از پدر و مادر است؛ زیرا الگوی تکیه بر آنان پس از فرارسیدن دوران استقلال به صورت تکیه بر امور ناپیدا در می‌آید. این نظریّه حتی از سوی روان‌شناسائی که نظریّات روان کاوانه فروید را در روان شناسی پذیرفته بودند نیز مقبول نیفتاد؛ و فرضیّه‌ای جذّاب اما کاملاً خیال پردازانه و غیر تاریخی معرّفی شد. اساساً گرایش به دین اگر چه ریشه در برخی از انگیزه‌های روانی و بعضاً در انگیزه‌هایی که فروید نام می‌برد دارد؛ اما این انگیزه‌ها خالقِ تمام ادیان نیستند. به عبارتی رابطه ضروریی میان ریشه خود دین و ریشه گرایش به دین نیست. بر خلاف نظر فروید، ادیان آسمانی همواره مشتمل بر اموری هستند که ما را با اموری ماورایی آشنا می‌کنند، اموری که عیناً در طول تاریخ بر حوادث طبیعی تاثیر گذاشته‌اند، و به هیچ رو با این توجیهات قابل تفسیر نیست. به طور کلّی امروزه رویکرد ابطال گرایانه طرفدار معتنابهی ندارد. ۲. ۲ - انحصارگرایی (exclusivism) این نظریّه نیز توجیه یا رویکرد دیگری است در قبال کثرت ادیان. انحصارگرایان صرفاً یک دین را حامل حقیقت و موجب سعادت می‌دانند. ادیان دیگر اگر چه احیاناً مشتمل بر حقایقی هستند امّا فقط یک دین است که حقّ کامل و نهایی است و انسان را به رستگاری و نجات می‌رساند انحصارگرایان برای این باور ، ادلّه گوناگونی آورده‌اند مثل این که پیامبر هر دینی در آغاز دعوت خود، راه سعادت و نجات را منحصراً در تعالیم دین خود معرّفی نموده است. انحصارگرایی در هر دینی با تاکید بر عنصری خاص تقریر شده است. در دین یهود سعادت فقط در گرو «هویّت انحصاری قوم یهود» تعریف می‌شود، در مسیحیت راه نجات صرفاً در «تجلّی بنیادین خداوند از طریق عیسی مسیح (علیه‌السّلام) » است. و بالاخره اسلام با تاکید بر ‌اندیشه «انقیاد و تسلیم» در برابر حقّ، مصداق عینیِ این تسلیم را در پیروی از مکتب و آموزه‌های خود می‌بیند. انحصارگرایی موجب شده است که مبلّغان هر یک از ادیان به شوق نجات انسان‌ها از گمراهی محض و کفر ، به تبلیغ دین خود بپردازند. ناگفته نماند اگر چه گاه تفکّر انحصارگرایی به دلایلی عملاً انگیزه خشونتِ جانبداران هر دین را با سایر ادیان فراهم نموده؛ امّا منطقاً تبیین انحصارگرایانه، از خشونت سر بر نمی‌آورد؛ و مهرورزی و سلوک هدایتگرانه، و مدارا با سایر متدیّنان نیز می‌تواند با اعتقاد به انحصار حقّانیّت همراه شود. ۲. ۳ - شمول‌گرایی (inclusivism) این رویکرد _ در یک تقریر _ عبارت از این اعتقاد است که صرفاً یک دین حق وجود دارد؛ و شاهراه نجات را خداوند با تشریع آن دین معرفی نموده است. سایر ادیان به دلیل جعلی‌بودن یا محرّف‌بودن یا نسخ شدن از سوی خداوند، اگر چه مشتمل بر حقایقی هستند، امّا دیگر دین حق نیستند؛ لیکن پیروان آن بطور مطلق هم از نجات محروم نیستند؛ مثلاً در فرضی که دینِ A حق باشد متدینان دین B و C نیز می‌توانند سعادت یابند، مشروط بر آن که در حدِّ شعور و فهم خود در کشف حقیقت کوتاهی نکرده باشند و حقّانیّت دینِ A نیز برای آنها اثبات نشده باشد. پس، از آن جا که خداوند مهربان و هدایتگر است بالاخره در طیِّ حوادث زندگی و چه بسا در لحظات واپسین عمر حقیقت را بر آنها آشکار خواهد کرد و راه رهایی را خواهند یافت. این تقریر اگر چه راه به انحصارگرایی می‌برد امّا به دلیل این که به پیروان سایر ادیان با شرایطی اهمیّت می‌دهد آن را شمول‌گرایی نامیده‌اند. شمول‌گرایی تقریر دیگری هم دارد؛ و آن این که چون دین B و C کمی تا قسمتی، برخوردار از حقیقت هستند، به همان‌اندازه به دین A نزدیکند. و اگر متدیّنان آن صادقانه دینداری کنند از طریق همان حقایق راه به نجات می‌برند و از پیروی سایر حقایق معذورند. خصوصاً بنابراین تفسیرِ شمول گرایی، نسبت میان ادیان، نسبت حقّ محض و باطل محض نیست؛ بلکه در این میان طیف گسترده‌ای وجود دارد؛ لذا می‌توان از حقّ بیشتر و حقّ کمتر گفت. امّا در این تفکّر هم پیروان دین حق _ یا به تعبیر حقّ کامل _ به تبلیغ دین خود می‌پردازند؛ چون راه اصل و اکمل در آن دین است و احتمال نجات از طریق سایر ادیان به دلیل نارسایی و اشکلات سیستمی، همواره بعید است و به همین دلیل نباید از تبلیغ دین حق دست برداشت، بویژه اگر تبلیغ در آن دین یک تکلیف محسوب شده باشد. ۲. ۴ - کثرت‌گرایی (pluralism) پاسخ دیگر به پرسش‌های مذکور، یک پاسخ پلورالیستی یا کثرت گرایانه است. این رویکرد عمدتاً در دهه‌های اخیر مطرح شده است؛ و اگر چه طرفداران زیادی در میان دینداران ندارد، امّا به دلیل جذّابیّت و دغدغه‌ای که افکنده است مورد توجّه منتقدان و فلاسفه دین واقع شده است. در ادامه، به زمینه‌های تکوّن و نیز رویکردهای مختلف این نظریّه می‌پردازیم:

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین