دکترین
کفاره: احکام خصال کفاره
چند خصلت از خصال کفاره شمرده شده است. ۵.
۱ - عتق در کفارات مرتبه، آزاد کردن برده -به عنوان نخستین خصلت از خصال کفاره واجب ــ بر کسی واجب است که یا مالک برده است و یا اگر برده ندارد، امکان خرید برده برای او فراهم م. ب.. ۵.۱.
۱ - شرایط برده بردهای که آزاد میشود باید شرایط زیر را داشته باشد:
۱. ایمان: مقصود از ایمان ، اسلام است. در بردهای که در کفاره قتل، آزاد میشود به اتفاق همه فقها اسلام شرط است. اشتراط آن در سایر کفارات بنابر قول مشهور است. آیا ایمان به معنای اقرار به ولایت امامان معصوم (علیهمالسّلام) شرط است یا نه؟ اختلاف م. ب..
۲. سلامت: مقصود، سالم بودن برده از است که موجب آزادی قهری وی عیوبی میشود. مانند نابینایی جذام، زمینگیری، بریده شدن گوش ، بینی و مانند آن توسط مولا.
۳. تام بودن ملکیت: بدینمعنا که مکاتب نباشد که بخشی از آن آزاد شده باشد. همچنین بنابر قول برخی مُدَبَّره نباشد. ۵.۱.
۲ - شرایط عتق
۱. نیت: آزاد کردن برده با قصد قربت ، شرط صحت عتق است. برخی گفتهاند تعیین نوع کفاره در صورتی که چند جنس از کفارات بر ذمه مکلف باشد، مانند کفّاره ظهار و قتل خطایی و کفاره قسم، در نیت معتبر است.
۲. خالی بودن از عوض: اگر مولا به بردهاش بگوید: تو آزادی و در ازای آن بر تو فلان مبلغ است که باید بپردازی کفایت نمیکند. همچنین اگر شخصی دیگر به مولا بگوید: بردهات را به عنوان کفاره آزاد کن و بر ذمه من در ازای آن فلان مبلغ است، کفایت نمیکند.
۳. دخالت نداشتن سبب حرام: آزاد کننده نمیتواند با سببی حرام -که در آزادی برده تاثیر دارد ـ برده را به نیت کفاره دادن آزاد کند. بنابراین، اگر ابتدا گوش و بینی بردهاش را ببرد و سپس نیت کفاره دادن کند، برده به طور قهری آزاد میشود و از کفاره کفایت نمیکند. ۵.
۲ - روزه در مواردی همچون ظهار قتل خطایی و افطار عمدی روزه ماه رمضان که کفاره آن مرتبه است، مکلف با ناتوانی از آزاد کردن برده باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد. مقصود از پی در پی بودن دو ماه این است که باید یک ماه کامل و یک روز از ماه دوم پیاپی و متصل باشد و هیچ روزی را بین آنها بدون عذر شرعی همچون بیماری، حیض ، بیهوشی و سفر ضروری افطار نکند و با پیدایی عذر، پس از رفع آن، بدون فاصله روزهها را ادامه دهد و در صورت افطار بدون عذر باید همه روزهها را از ابتدا بگیرد.
در اینکه در موارد وجوب پی در پی بودن روزه، آیا برهم زدن آن معصیت به شمار میرود یا نه؟ اختلاف است. اکثر قائل به قول دوماند. هرچند هر دو ماه ناقص (۲۹ روزه) باشد؛ اما اگر از اثنای ماه شروع کند، ملاک در ماهی که شروع کرده، عدد؛ یعنی سی روز است. بنابراین اگر ماه دوم را کامل روزه بگیرد محاسبه آن به هلال خواهد بود؛ یعنی با رؤیت هلال ماه سوم یک ماه محاسبه میشود؛ هر چند ۲۹ روزه باشد و تعداد روزهای باقی مانده از ماه نخست تا رسیدن به عدد سی از ماه سوم گرفته میشود.
برخی گفتهاند: به مقدار فوت شده از ماه نخست، در ماه سوم روزه میگیرد، نه سی روز. بنابراین، در صورت ناقص بودن ماه نخست و نوزده روز روزه گرفتن در آن ماه گرفتن ده روز دیگر از ماه سوم کفایت میکند. بعضی دیگر گفتهاند: ملاک محاسبه هر دو ماه عدد است، نه ماه هلالی، بنابراین، کسی که از نیمه ماه شروع کرده، باید سی روز را از ماه بعد کامل کند، سپس روزه ماه دوم را آغاز و سی روز را از ماه سوم کامل میکند. در اینکه پی در پی بودن در همه روزههای کفّاره همچون سه روز روزه در صورت ناتوانی از انجام دادن خصال کفّاره یمین واجب است یا اختصاص به دو ماه روزه دارد، اختلاف است. مشهور قائل به تعمیم آناند. ۵.
۳ - اطعام اطعام که در کفاره مرتبه در فرض ناتوانی از گرفتن روزه بر مکلف واجب میشود، بنابر قول مشهور عبارت است از دادن یک مد طعام به تعدادی معین از مستحقان. برخی آن را دو مد و در صورت عجز یک مد دانستهاند. اطعام کردن به کمتر از شمار تعیین شده کفایت نمیکند؛ هر چند در اطعام همان عدد را مراعات کند مانند آنکه یک فقیر را شصت روز اطعام کند، مگر آنکه اطعام عدد معین متعذر باشد. در این صورت بنابر قول مشهور، با رعایت عدد اطعام افرادی کمتر کفایت میکند؛ حتی اگر جز یک نفر نیابد، شصت روز کفاره را نسبت به او تکرار میکند.
اگر چند کفّاره اطعام بر عهده مکلف باشد، میتواند از هر یک از کفارات، یک فقیر را اطعام کند؛ هر چند این اطعام در یک روز باشد. واجب است اطعام از آنچه غذا نامیده میشود، باشد برخی گفتهاند: باید از قوت غالب منطقهٔ زندگی یا متوسط غذایی که مکلف به خانوادهاش میخوراند باشد. برخی نیز اطعام متوسط آنچه را که فرد به خانوادهاش میخوراند واجب دانستهاند. بعضی گفتهاند: آنچه اطعام نامیده میشود کفایت میکند. برخی کفاره یمین را از آن استثنا کرده و در آن متوسط آنچه را فرد به خانوادهاش اطعام میکند واجب دانستهاند.
به قول مشهور، مستحب است به کفّاره اطعام خورشی، مانند گوشت ، سرکه یا نمک اضافه کند. برخی آن را واجب دانستهاند. پرداخت کفّاره اطعام به صورت غذا دادن یا تسلیم آن به مستحق؛ هر دو جایز است؛ چنانکه دادن گندم ، جو ، آرد و نان نیز جایز است. پرداخت قیمت طعام کفایت نمیکند؛ لیکن در صورتی که مبلغ غذا را به فقیر بدهد و او را از جانب خود وکیل کند که با آن غذا تهیه نماید و بخورد، کفایت میکند. اطعام کودکان در کنار اطعام بزرگسالان اشکال ندارد؛ اما در صورت اطعام آنان به تنهایی بنابر قول مشهور اطعام هر دو کودک یک نفر محاسبه میشود. ۵.
۴ - کسوه در بعضی موارد همچون کفاره قسم، پس از ناتوانی از آزاد کردن برده و اطعام کسوه واجب میشود در اینکه کسوه (پوشاندن فقیر) باید با دو جامه باشد، مانند پیراهن و شلوار یا پیراهن و مقنعه یا یک جامه کفایت میکند، مسئله محل اختلاف است. برخی پوشاندن با دو جامه را لازم دانستهاند. برخی دیگر گفتهاند: در صورت توانایی دو جامه واجب است و در غیر این صورت یک جامه کفایت میکند. بعضی بین زن و مرد تفصیل داده، در زن دو جامه را لازم و در مرد یکی را کافی دانستهاند؛ لیکن مشهور عدم تفاوت میان زن و مرد در کسوه است.
بنابر قول برخی قدما و اکثر متاخران در کسوه، پوشاندن یک جامه کافی است. به تصریح برخی، در کسوه، آنچه جامه نامیده میشود، مانند قبا ، پیراهن، شلوار و چادر کفایت میکند بنابراین، آنچه عنوان جامه بر آن صادق نیست کفایت نمیکند، مانند کفش ، کلاه و کمربند . مستحب است لباس نو باشد؛ لیکن لباس مستعمل شسته و تمیز نیز کفایت میکند. لباس کهنه وصلهدار کافی نخواهد بود. برخی قدما لباس نو را واجب دانستهاند؛ مگر آنکه پیدا نشود که در این صورت لباس شسته و تمیز کافی خواهد بود. در کسوه، پوشاندن کودکان، هرچند شیرخواره نیز کفایت میکند. دادن پول لباس به فقیر کفایت نمیکند؛ بلکه باید خود لباس داده شود؛ مگر آنکه قیمت لباس را به فقیر بدهد و او را وکیل کند که با آن لباس بخرد و بپوشد. ۵.
۵ - دیگر احکام در کفاره مرتبه، ملاک در زمان ناتوانی مکلف هنگام ادای کفاره است نه زمان وجوب آن، بنابراین، چنانچه هنگام تعلّق کفّاره قادر بر آزاد کردن برده بوده و اکنون توان آن را ندارد، باید خصلت بعدی یعنی روزه را جایگزین کند. چنانچه مکلف مالی داشته باشد که غالبا پس از مدتی به دست او میرسد و میتواند با آن برده آزاد کند، انتقال به خصلت بعدی جایز نیست؛ بلکه باید صبر کند. همچنین اگر توان مالی داشته باشد، اما فعلا بردهای یافت نشود و به طور غالب توقع یافت شدن آن برود.
به قول مشهور، اگر در کفاره مرتبه به جهت ناتوانی از خصلت نخست، همچون آزاد کردن برده، وارد خصلت بعدی همچون روزه شود و در اثنای آن، توان انجام دادن خصلت قبلی را بیابد، تدارک آن واجب نیست؛ هر چند افضل است. کفاره به کودک و دیوانه داده نمیشود؛ بلکه به ولی ایشان داده میشود، مگر آنکه اطعام باشد. در این صورت، کفاره دهنده میتواند کودک و دیوانه را اطعام کند. کسی که باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد، در صورت ناتوانی از آن و نیز از سایر خصال، کفاره به قول مشهور هیجده روز روزه میگیرد و با ناتوانی از آن برای هر روز، یک مُدّ غذا به فقیر میدهد و با عجز از آن استغفار میکند.
برخی در صورت ناتوانی از خصال کفاره، شخص را میان صدقه دادن به مقدار ممکن و هیجده روز روزه گرفتن، مخیر دانستهاند. آیا هیجده روز روزه باید پی درپی گرفته شود یا به صورت متفرقه نیز کفایت میکند؟ مسئله محل اختلاف است.
منبع: جواهر الکلام، ج۳۳، ص۱۹۴ · ج۱۰، ص۳۶ - ۳۸ · ج۱، ص۳۷۸ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۰۴ - ۲۱۰ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۲۶ - ۲۳۵ · ج۲، ص۹۸ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۴۹ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۵۵ - ۲۵۶ · ج۱۰، ص۱۰۷ - ۱۰۸ · مستمسک العروه، ج۸، ص۵۲۰ - ۵۲۲ · ج۱۰، ص۹۱ · شیخ طوسی، النهایه، ص۵۶۹ · ج۱۰، ص۹۲ - ۹۳ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۶۱ - ۲۶۲ · ج۳، ص۶۳۹ · المراسم العلویة، ص۱۸۹ · ج۴، ص۵۶۳ · ج۲، ص۷۱۸ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۶۶ · شیخ مفید، المقنعه، ص۵۶۸ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۶۷ · الحدائق الناضره، ج۱۳، ص۲۲۸ · وسیلة النجاة، ص۵۹۴ · الکافی فی الفقه، ص۲۲۷ · ج۸، ص۲۲۶ · غایة المرام، ج۳، ص۳۱۳ · ج۳، ص۷۰ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۷۴ - ۲۷۵ · ج۳، ص۷۲۲ · الوسیلة، ص۳۵۴ · ج۱۰، ص۱۰۴ - ۱۰۵ · ج۱۰، ص۱۰۸ · غایة المرام، ج۳، ص۳۱۳ - ۳۱۴ · ج۱۰، ص۱۱۰ · جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۸۳ · ج۴، ص۳۹۱ · ج۲، ص۳۸ · ج١، ص۲۷۷ · شیخ مفید، المقنعه، ص۳۴۵ - ۳۴۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
