دکترین
کلام الله: نقد و نظر
این سخن ناتمام است؛ زیرا همانطور که گفته شد، ظاهر آیه این است که قرآن هم اکنون نطق الهی است. علاوه بر این، خدای سبحان میفرماید: «و ما ینطق عن الهوی• ان هو الا وحی یوحی؛ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از روی هوی و هوس صحبت نمیکند، هر چه که میگوید وحی الهی است». تو تیر نیانداختی وقتی که تیر انداختی، بلکه خدا است که تیر انداخت». که دلالت میکند بر اینکه تیر انداختن تو در حقیقت تیرانداختن خداست. و تو واقعا آن را نیانداختی، گرچه ظاهرا تیر انداختی.
در این آیه نیز میفرماید این نطق رسول امین، تکلم و نطق الهی است. ضمیر «هو» در «ان هو الا وحی یوحی» به «نطق» برمی گردد که مصدر «ینطق» است. یعنی آن نطق پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) چیزی نیست مگر وحی. نه اینکه مقصود این باشد که آنچه او نطق میکند، برابر با وحی است یا اینکه آنچه که وحی شده است، آن حضرت بعدا آن را نطق میکند؛ زیرا همه اینها مسلم است ولی این آیه میخواهد نکته دیگری را علاوه بر آنچه معروف است بفرماید که همان تکلم الهی بودن قرآن است.
مستحب است هنگام شنیدن و یا تلاوت خطاب «یا ایها الذین امنوا»؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید. بگوییم: « لبیک »؛ بلی. برای آنکه خطاب خداوند، خطابی فعلی است و خدا هم اکنون با ما سخن میگوید و اگر هم اکنون تکلم خداوند نباشد، دیگر «لبیک» گفتن برای چیست؟ چگونه میشود که کسی با قصد جدی جواب متکلم درگذشته را بگوید؟ انسان وقتی میگوید بله که متکلمی هم اکنون باشد و دستوری به او بدهد و خطابی به او داشته باشد. گاهی ممکن است خطاب منتفی شده در گذشته را که حکم آن هم اکنون باقی و نافذ است در ذهن ترسیم کرد و هنگام تلفظ آن، بلی گفت، لیکن چنین تکلفی نیازمند به قصد اضافی است و اگر بدون چنین قصدی، به طور جد جریان «لبیک» گویی مطرح باشد، معلوم میشود آن خطاب، هم اکنون زنده است و جواب ویژه میطلبد.
منبع: نجم/سوره۵۳، آیه۳-۴ · انفال/سوره۸، آیه۱۷ · نجم/سوره۵۳، آیه۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
