دکترین
کلی: اقسام
منطقیان برای کلّی تقسیماتی ذکـر کردهاند؛ از جمله: کلّی متواطی و کلّی مشکّک . تقسیم دیگر، تقسیم کلّی به منطقی ، طبیعی و عقلی است. در مثال انسان کلّی است. سه چیز وجود دارد: ذات انسان به این عنوان که انسان است و مفهوم کلّی به این عنوان که کلّی است، با قطع نظر از اینکه انسان است یا غیر انسان و مجموع موصوف و وصف؛ یعنی انسان با لحاظ وصف کلّیت آن. هرگاه عقل، ذات موصوف (ذات انسان در مثال مذکور) را قطع نظر از وصف کلّیت، لحاظ و اعتبار کند، در این صورت، ذات موصوف، کلّی طبیعی نامیده میشود و اگر مفهوم وصف کلّی را به تنهایی، قطع نظر از موصوف آن لحاظ کند؛ یعنی مفهوم آنچه که فرض صدق آن افراد بسیار، ممتنع نیست، آن (مفهوم کلّی به این عنوان که کلّی است) کلّی منطقی نامیده میشود و چنانچه عقل ، مجموع وصف و موصوف (انسان با لحاظ وصف کلّیت در مثال فوق) را ملاحظه کند، موصوف به این عنوان که متّصف به کلّیت است، کلّی عقلی نامیده میشود.
فقها کلّی را به کلّی در ذمّه و کلّی در خارج تقسیم کردهاند. کلّی در ذمّه عبارت است از چیزی در ذمّه انسان که مورد معامله قرار گیرد و قابلیت انطباق بر بیشتر از یک فرد را داشته باشد، مانند فروختن یک من گندم که قابلیت انطباق بر یک من از هر گندمی را دارد. در این مثال، خریدار مالک یک من گندمی خواهد شد که قابلیت صدق بر هر منی از هر گندمی را دارد. کلی در ذمه گاهی مطلق است؛ یعنی هیچ قیدی ندارد، مانند مثال یاد شده و گاهی مقید است، مانند یک من گندم مرغوب، که گستره صدقش نسبت به مطلق گندم (مرغوب و نامرغوب) محدود است.
کلی در خارج عبارت است از کلیای که به موجود خارجی اضافه شده و بر اثر آن تعیّن یافته است، مانند یک من از این گندم موجود معیّن و به جهت اضافه شدن به موجود خارجی، به آن کلی در خارج و به جهت معیّن و مشخص بودن آن، کلی در معین گفته میشود. در این نوع کلی، کلّی به گونه علی البدل بر تمامی افراد آن موجود خارجی معین که کلی به آن اضافه شده، صدق میکند. کلی در معیّن، فرد مردد نیست؛ زیرا فرد مردّد وجود خارجی ندارد؛ چنانکه کلی در ذمه هم -که مشروط به پرداختن آن از این کالای خارجی باشد- نیست؛ زیرا در این صورت، با از بین رفتن کالای خارجی، خریدار خیار تخلف شرط پیدا میکند؛ در حالیکه در چنین فرضی در کلی در معین، معامله باطل میشود.
همچنین کلی در معین، کلی مقید نیز نیست؛ زیرا با نبودن مصداق برای کلی مقید در خارج، معامله باطل نمیشود؛ در حالیکه در کلی معین معامله باطل میگردد. تفاوت آن با کلی مقید از این جهت است که در کلی مقید، گستره آن را با مفهوم کلیای دیگر محدود میکنیم، مانند اضافه کردن مفهوم مرغوب به گندم که میشود گندم مرغوب که از نظر حکمی همچون کلی مطلق است؛ یعنی هر دو در ذمه هستند؛ در حالیکه در کلی در معین، گستره آن، با اضافه کردن آن به خارج محدود میشود، مانند اینکه گفته میشود یک من از این گندم.
منبع: المنطق، ص۶۸ · مصباح الفقاهة، ج۵، ص۳۶۰ · حاشیة کتاب المکاسب، ج۳، ص۳۳۴ - ۳۳۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
