Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دکترین

کمال‌جویی: مفهوم بعضی تعابیر

#سفر #تفسیر #موجودی #رضا #هتل #منبع #طلاق #بنده #حدیث #ماه

تعابیری بسیار عجیب و بلند است؛ این‌که خدا گوش و چشم و زبان و دست بنده‌ای شود! به راستی خداوند چگونه گوش و چشم انسان می‌شود؟ چگونه ممکن است وقتی انسانی سخن می‌گوید، بگوییم این او نیست که حرف می‌زند، خدا است که زبان به سخن باز کرده است؟! بزرگان در شرح و تفسیر این حدیث بیان‌های مختلفی ذکر کرده‌اند. آنچه مسلّم است قطعاً ظاهر معانی این عبارات مقصود نیست. ظاهر این حدیث این است که، خدا گوش می‌شود، یا خدا چشم می‌شود، و یا زبان و یا دست! اینها موجوداتی مادی و‌ اندام‌هایی محدود و حقیر از وجود انسان‌اند، و حال آن که خداوند موجودی است غیرمادی، نامحدود و عظمتی بی انتها دارد. یکی از معانی معقول برای این روایت این است که بگوییم این تعبیرها کنایه از شدت نزدیکی خدا به بنده است. این بنده به مقامی رسیده که گویی خداوند در همه جا و همه حال کنار او و همراه اوست. چنین کسی در هر آن، مورد عنایت خاص خدا قرار دارد و خداوند در تک تک افعالش عنایت ویژه دارد و خود متکفل انجام آن می‌شود. برای افراد عادی و معمولی عنایات خاص خدا بسیار محدود و معدود است، اما چنین بنده‌ای پیوسته مشمول لطف و عنایت مخصوص حضرت حق است. هر کدام از ما در زندگی خود معمولاً کم و بیش تجربه‌هایی از عنایات خاصه پروردگار داریم و آن را احساس کرده‌ایم. اگر نمونه‌هایی را که در این زمینه برای همه افراد پیش آمده است، بخواهند در کتابی بنویسند قطعاً دایرةالمعارفی بزرگ با ده‌ها جلد کتاب قطور خواهد شد. در مواردی که انسان خودش برنامه و حساب و کتاب خاصی نداشته، اما کارها درست همان‌طور که او می‌خواسته درست شده و انجام گردیده است. ۶. ۱ - ذکر چند مثال مناسب است یکی، دو مورد را که الآن در ذهن دارم اشاره کنم: طلبه‌ای که سال‌ها در نجف اقامت داشت و در سفری به ایران آمده بود، می‌گفت: مدت‌ها بود که از مادرم خبری نداشتم. پدر و مادرم سال‌ها بود که با هم اختلاف داشتند و من نمی‌دانستم که مادرم کجا است و چه می‌کند. از نجف آمدم و به مشهد مقدس مشرف شده، به امام رضا (علیه‌السّلام) عرض کردم، آقا من می‌خواهم مادرم را ببینم! می‌گفت، بعد از زیارت از حرم بیرون آمدم و بر حسب اتفاق مادرم را در یکی از رواق‌های حرم مطهر پیدا کردم! شخص دیگری که از سفر عمره و زیارت خانه خدا مراجعت کرده بود، نقل می‌کرد: سفر ما طوری بود که برای انجام کارهایمان می‌بایست ماه رجب را در مدینه باشیم و نمی‌توانستیم برای عمره رجبیه ـ که بسیار فضیلت دارد ـ مشرّف شویم. به علت تعهدی که کرده بودم، اصولاً رفتن برای عمره رجبیه برای من مشکل شرعی داشت. از طرفی هیچ دلم نمی‌خواست حال که در این سفر مقدس هستم، عمره رجبیه را از دست بدهم. دو سه روز بیشتر به آخر ماه رجب باقی نمانده بود. یکی از شب‌ها که به حرم نبوی مشرف شدم عرضه داشتم، یا رسول الله! از شما می‌خواهم که وسیله‌ای برای تشرف به عمره فراهم کنید؛ به دیگران هم نمی‌گویم و دیگر هم چنین تقاضایی از شما نخواهم کرد! می‌گفت، انتظار داشتم که فردا کارم درست شود. البته مقدماتی فراهم شد، ولی به جایی نرسید. شب بعد که به حرم مشرف شدم، عرض کردم آقا خبری نشد! از حرم برگشتم و به هتل آمدم. در آن جا دیدم مرا صدا می‌زنند، که فلانی ماشین آماده حرکت به مکه است. من برای این که بفهمم این عنایت آقا رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است یا خیر، گفتم: من در مدینه کار دارم! اما دیدم با یک ماشین سواری لوکس آمده‌اند که به زور مرا به مکه ببرند! ۶. ۲ - ذکر چند روایت در دعای عرفه می‌خوانیم: «اِلهی اَغْنِنی بِتَدْبیرکَ لی عَنْ تَدْبیری و بِاخْتیارِکَ عَنْ اِخْتیاری؛ خدایا با تدبیر خودت مرا از تدبیر خودم بی‌نیاز گردان و با اختیار خودت مرا از اختیار خودم بی‌نیاز کن.» معنای این دعا تنبلی کردن نیست که من خودم فکر نکنم و برای کارهایم چاره‌اندیشی نداشته باشم، بلکه در واقع طلب همان عنایات خاصه الهی است؛ همان است که در قرآن می‌فرماید: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ و هرکس بر خدا توکل کند پس خدا او را بس است.» بنده متوکّل، گرچه خود به دنبال انجام امور خویش است، اما از صمیم دل باور دارد و معتقد است که این خدا است که باید کارها را درست کند و امور را به انجام برساند. و این تلاش‌های ظاهری من، بی‌اراده او ثمری ندارد. چنین کسی وقتی می‌گوید: «وَ اُفَوِّضَ اَمری اِلَی اللهِ؛ کارم را به خدا واگذار می‌کنم.» حقیقتاً و از صدق دل سررشته امور خ. ر. ب. او می‌سپارد، گرچه بر حسب تکلیف، در ظاهر خودش نیز تلاش می‌کند. در این روایت شریف هم که از اصول کافی نقل کردیم شاید مراد همین باشد که بنده به مقامی رسیده که حقیقتاً می‌بیند هر تاثیر و تاثری و هر حرکت و سکونی به اراده خدای متعال است. چنین کسی هنگامی که سخن می‌گوید، می‌بیند که او نیست که حرف می‌زند بلکه خدا است که این امر وجودی را ایجاد می‌کند. وقتی نگاه می‌کند، با همه وجود می‌یابد که در حصول این فعل خدا حضور دارد. در آخر این روایت می‌فرماید هنگامی که بنده‌ای به این مرتبه رسید: اِنْ دَعانی اَجَبْتُهُ وَ‌ اِنْ سَاَلَنی اَعطَیْتُه اگر مرا بخواند او را اجابت می‌کنم و اگر از من چیزی درخواست کند به او می‌دهم. چنین بنده‌ای به مقام «مستجاب‌الدعوه» بودن می‌رسد. منبع: مفاتیح الجنان، ص ۳۵۷ · طلاق/سوره۶۵، آیه۳ · غافر/سوره۴۰، آیه۴۴

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین