دکترین
کنیز: کارکرد زنان اسیر در جامعه اسلامی
در مورد کارکرد این زنان اسیر در جامعه اسلامی باید گفت: اولا: هرچند برخی اصرار دارند بردگی زنان را تنها نوعی بهرهکشی جنسی بدانند اما حقیقت امر این گونه نبوده است، زیرا کنیزان در بسیاری از موارد فعالیتهای بیشتری از غلامان انجام میدادند. امور داخلی منزل و مسائل مرتبط با آن بر عهده آنان بود؛ به علاوه نیاز جنسی امری طرفینی است که در جامعه آن روز بسیار معقولتر و شفافتر با آن برخورد میشد. به بهانههای واهی بر آن سرپوش نهاده نمیشد.
اگر قرار بود این زنان در جامعه اسلامی حضور داشته و به مناطق خود باز نگردند، ولی برقراری رابطه جنسی با آنها جایز نباشد، هم به دلیل فقر موجود در جامعه، زمینهای برای ورود این افراد در متن جامعه نبود و مسئولیت آنها بر عهده حکومت میافتاد و هم بستر صحیح و ضابطهمند برطرف کردن نیازهای غریزی برای آنها فراهم نمیشد، در نتیجه این امر میتوانست زمینهساز بروز جدی مشکلات و مفاسد بیشمار برای آنها و جامعه باشد. ثانیا: مسائل مرتبط با هر جامعهای را باید در همان فرهنگ و رسوم و در همان وضعیت خاص زمانی و مکانی مورد توجه قرار داد؛ بسیاری از اموری که در جامعه ما قابل درک نبوده، نامعقول به نظر میرسد در جامعه زمان بعثت ، طبیعی و قابل قبول بود، مثلا اینکه زنی در طول زندگی شوهران متعددی داشته باشد که حتی برخی از آنها دشمنان قبلی قبیله او بلکه قاتلین بستگان او باشند، ب.
ت. ب. کثرت جنگها و نزاعها و قوانین آزاد ازدواج یا انواع بهرهمندی جنسی از زنان در آن زمان امری متداول بود. به علاوه رفتار خشن و خشک در جامعه آن زمان با زنان به گونهای بود که زن همانند کالایی از خانهای به خانه دیگر منتقل میشد. با فوت همسر به عنوان ارث در بین وراث تقسیم میشد یا به بدترین اشکال از مردی به مرد دیگر میرسید؛ در نتیجه اینکه زنی بعد از شکست قبیلهاش با مسلمانان به جامعه اسلامی وارد شده و در تملک مردی مسلمان (که بر اساس آموزههای اسلامی با او رفتاری محترمانه و کریمانه داشته باشد) دربیاید، نه تنها غیرقابل تحمل و نامطلوب نبود، بلکه آن قدر مطلوب بوده که حتی مورد توجه زنان مشرک قرار میگرفت.
برخی از آنها از جامعه شرکآلود مکه فرار کرده، خ. ر. ب. مدینه میرساندند و خواستار قرار گرفتن در پناه جامعه اسلامی میشدند. در نتیجه، همه این ضوابط و قوانین به شکلی تنظیم شد که در نهایت زنان بسیاری از جامعه شرک و کفر کنده شده، به جامعه اسلامی متصل گردند. در اکثر موارد پس از ورود این زنان در جامعه اسلامی و آشنایی با فرهنگ اسلام و تعلق جنسی که به مردان مسلمان پیدا مینمودند، اسلام آورده، از ظلمت کفر بیرون آمده و در زمان کوتاهی نیز آزاد شده، به عنوان یک زن مسلمان آزاد به منزلت والایی دست مییافتند.
در خصوص نحوه روابط زناشویی با زنان اسیر هم اجمالا میتوان گفت: زن کافری که در جنگ به اسارت مسلمانان در میآمد، در صورتی که به هر دلیلی آزاد نمیشد، به منزله کنیز محسوب شده، این امر در حکم طلاق وی از همسر قبلی کافرش بود. در نتیجه بعد از گذراندن دوران عده ، میتوانست شریک جنسی مالکش محسوب گردد که توضیحات بیشتر این امر در انتها خواهد آمد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
