Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

بطلان عقد بیع به‌ لحاظ عدم وجود ثمن خ. م.: در نشست قضایی که در تاریخ 1392/04/04 در استان مازندران برگزار شد، موضوع بررسی بطلان عقد بیع به دلیل عدم وجود ثمن مورد بحث قرار گرفت. در این پرونده، فروشنده (الف) ادعا کرده است که یک قطعه زمین را به فرزند خود (ب) فروخته، اما هیچ ثمنی دریافت نکرده و به همین دلیل، عقد را مجانی می‌داند. از سوی دیگر، (ب) نیز به عدم پرداخت ثمن اعتراف کرده است. اکثریت هیات عالی بر این باورند که ب. ت. ب. واگذاری ملک و حق استیفا به فرزند، رابطه حقوقی ایجاد شده قابل انحلال نیست و بنابراین، بطلان عقد بیع پذیرفته نمی‌شود. در مقابل، نظر اقلیتی وجود دارد که معتقد است دعوی (الف) محکوم به بطلان است، زیرا وجود ثمن از ارکان اصلی بیع به شمار می‌رود و در واقع، قصد واقعی طرفین انتقال ملک به صورت هبه بوده است. به همین دلیل، مقررات هبه بر این رابطه حاکم است. این اختلاف نظرها به تبیین اراده واقعی طرفین و آثار حقوقی آن در معاملات مربوط می‌شود. صورتجلسه نشست قضایی تاریخ برگزاری: 1392/04/04 برگزار شده توسط: استان مازندران/ شهر گلوگاه موضوع بطلان عقد بیع به‌ لحاظ عدم وجود ثمن پرسش (الف) حدود ده سال پیش یک قطعه زمین را به مبلغ معین به فرزند خود (ب) می‌فروشد و (ب) در زمین احداث ساختمان می‌کند. (الف) با گذشت ده سال مدعی است ثمنی به وی پرداخت نشده و عقد مجانی بوده و خوانده نیز عدم پرداخت ثمن و مجانی بودن عقد را قبول دارد. اینک (الف) تقاضای بطلان عقد بیع به‌ لحاظ عدم وجود ثمن را مطرح کرده است به‌ عنوان قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده چه تصمیمی اتخاذ خواهید نمود؟ نظر هیئت عالی نشست قضایی (1) مدنی: نظر اکثریت صائب است زیرا با واگذاری ملک به فرزند مالک و دادن حق برای هرگونه استیفا و تمتع، انتقال‌گیرنده مجاز به احداث بنا گردیده و با این ترتیب برای انتقال‌گیرنده حق ایجاد شده است که به‌ لحاظ وجود حق مکتسب و تغییر در وضعیت ملک این رابطه قابل انحلال نمی‌باشد. با این ترتیب نظریه اعلام شده تأیید می‌شود. نظر اتفاقی به نظر می‌رسد که دعوی (الف) محکوم به بطلان است. زیرا هر چند وجود ثمن از ارکان ذات و جوهر بیع است و هرگاه طرفین بخواهند بیع را بی‌عوض یا در برابر ثمن صوری منعقد کنند بیع باطل است لکن از آنجایی که عقد تابع اراده واقعی طرفین است نه آنچه به زبان آورده یا نوشته می‌شود و در مانحن‌فیه خواسته واقعی طرفین عقد بیع نبوده بلکه (الف) قصد داشته این زمین را به فرزندش (ب‌) ببخشد و بیهوده بر این تملیک مجانی زمین، نام بیع گذارده‌اند، پس آنچه واقع شده هبه بوده و به همین جهت بر رابطه حقوقی آنان مقررات هبه حکومت می‌کند.

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین