نشست قضایی
سرقت اعضای بدن
خلاصه
در این نشست قضایی، امکان طرح شکایت سرقت در صورت ربودن اعضای بدن (کلیه) بررسی شد. هیئت عالی با تأکید بر مالیت داشتن اعضای قابل پیوند در عرف و شرع، ربودن آنها را سرقت تلقی کرد. بنابراین، ذینفع حق طرح شکایت سرقت را دارد.
اصلِ حقوقی: اعضای قابل پیوند بدن انسان به دلیل مقبولیت پزشکی و عرفی، دارای مالیت بوده و ربودن آنها سرقت تعزیری محسوب میشود.
کلیدواژهها: سرقت، اعضای بدن، مالیت، پیوند اعضا، سرقت تعزیری
این متن با کمکِ هوش مصنوعی و گاه با کنترلِ کارشناس، به زبانِ ساده تهیه شده؛ برای پروندهٔ خودتان با وکیل مشورت کنید. گاه عبارتها در هر پرونده معنای خاصِ خود را دارند و ممکن است خطا داشته باشد.
مقدمه
سرقت اعضای بدن
خ. م.:
در نشست قضایی که در تاریخ 10 بهمن 1400 در استان تهران برگزار شد، موضوع بررسی سرقت اعضای بدن مورد بحث قرار گرفت. پرسش اصلی این بود که آیا ذینفع در پیوند کلیه حق دارد در صورت ربودن کلیه توسط فرد ثالث، شکایت سرقت مطرح کند یا خیر. هیات عالی قضایی با تاکید بر مالیت اعضای قابل پیوند، ربودن آنها را به عنوان سرقت تلقی کرده و به نظریه اکثریت رای مثبت داد. نظر اکثریت بر این مبنا بود که اعضای بدن به دلیل قابلیت پیوند و پذیرفته شدن در عرف و شرع، دارای مالیت هستند و سرقت آنها به عنوان سرقت تعزیری قابل پیگیری است. در مقابل، نظر اقلیت با استناد به نظریه اداره حقوقی قوه قضائیه و فتاوی فقهی، اعضای بدن را مال محسوب نکرد و بر این باور بود که پرداخت مبلغ در ازای اهدای عضو، خلاف قانون نیست، اما به معنای مالیت نمیباشد و باید به ادله اجتهادی و فقهی مراجعه شود. در نهایت، نظر اقلیت این بود که اعضای بدن به دلیل سلب مالیت شرعی، نمیتوانند مشمول سرقت قرار گیرند.
صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: 1400/11/10
برگزار شده توسط: استان تهران/ شهر تهرانموضوع
سرقت اعضای بدنپرسش
در بیمارستان قرار بر پیوند کلیه شخصی به دیگری است. فرد ثالثی به اتاق عمل مراجعه و اقدام به برداشتن کلیه میکند. آیا ذینفع حق طرح شکایت سرقت را دارد؟
نظر هیات عالی
ب. ت. ب. مالیت داشتن اعضای قابل پیوند، ربودن اعضای مذکور، سرقت محسوب میشود. نتیجتاً در صحت نظریه اکثریت اعلام عقیده میشود.نظر اکثریت
شرط تحقق سرقت، داشتن مالیت بر شیء مسروق است و مالیت نیز یک مفهوم عرفی است. با عنایت به این که در عصر حاضر و ب. ت. ب. پیشرفتهای علم پزشکی امکان پیوند اعضا وجود دارد و پیوند اعضا نیز هم مقبولیت پزشکی دارد هم عرفی. مباینتی نیز با شرع ندارد و اهدای عضو نیز به رسمیت شناخته شده است (آن هم در مورد اهدای عضو انسان زنده مشروط به عدم خطر جانی برای اهدا کننده) لذا به نظر میرسد که چون اعضای بدن مالیت دارند لذا ربودن آن، سرقت محسوب میشود البته ب. ت. ب. این که از حیث فقهی مالیت شرعی اعضای بدن مورد اختلاف است سرقت تعزیری است. در تفسیر قوانین و قواعد حقوقی باید به واقعیتی که در جامعه وجود دارد توجه داشت. مهمترین غایت قواعد و مقررات حقوقی چیزی جز نظمدهی به واقعیات در حال اتفاق در جامعه و تنظیم روابط اجتماعی و ارتقا سطح امینت مالی و جانی اشخاص نیست. در صورتی که عضوی قابل انتقال شناخته شود پس میتواند ارزش ریالی نیز پیدا کند. البته باید به این امر توجه داشت که تا زمانی که کلیه یا هر عضوی از اعضای بدن انسان از بدن او جدا نشده باشد حسب مورد از جرایم علیه تمامیت جسمانی است.نظر اقلیت
طبق نظریه شماره 7/5759 مورخ 1383/08/02 اداره حقوقی قوه قضاییه اعضا بدن انسان از جمله کلیه مال محسوب نمیشود تا قابل خرید و فروش باشد لکن اهدا آن برای پیوند به انسان دیگر امری مستحسن است. مع ذالک توافق طرفین دهنده و گیرنده بر پرداخت مبلغی به دهنده عضو خلاف قانون نیست و وفق ماده ده قانون مدنی معتبر است. درفرض مسئله محل مناقشه معنی لفظ مال نیست تا به عرف و حقیقت عرفیه استناد شود بلکه در این خصوص حکم شرعی فرعی وجود دارد لذا اولویت با ادله اجتهادی و فتاوی است. به عنوان مثال در کتب فقهی در باب متاجر ذکر شده است که اعضا که روح در آن دمیده شده خرید و فروششان جایز نیست؛ بنابراین اگر پولی پرداخت میشود حمل بر مالیت نمیشود و اگر نفعی نیز بر اهداء عضو مترتب است صرفاً امری مستحسن است. بهعبارتی بنابر سکوت قانون در خصوص سرقت اعضای جداشده مانند کلیه لاجرم باید به فقه و فتاوی مراجعه کرد و در فقه در مورد اعضای بدن انسان سلب مالیت شده است و دیگر معیار مالیت عرفی نیست بلکه بنابر حکم شرعی فرعی اعضا و جوارح مال محسوب نمیشود.موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
