نظریهٔ مشورتی
نظر مشورتی 7/99/276 مورخ 1399/03/18 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص حدود اختیارات و وظایف دادرس اجرای احکام مدنی با اصلاحات و الحاقات بعدی
استعلام :
با عنايت به اين كه اخيرا ابلاغ هايي تحت عنوان دادرس اجراي احكام مدني توسط رئيس محترم قوه قضاييه بدون ابلاغ دادرس عمومي حقوقي صادر شده است، مستدعي است ارشاد فرماييد:
1- اگر قاضي قبلا داراي سمت دادرسي علي البدل كيفري دو باشد و اكنون با حفظ سمت ابلاغ دادرسي اجراي احكام مدني به ايشان ابلاغ شود، آيا ابلاغ اخير بدون اين كه ابلاغ دادرسي حقوقي داشته باشد، براي ايشان در صدور دستور تأييد صحت مزايده، رسيدگي به اعتراض ثالث اجرايي، جلب، صدور دستور ضبط وثيقه يا دستور اخذ وجه الكفاله و تخفيف آن ها در اجراي احكام مدني و در راستاي ماده 3 قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي مصوب 1394 و تبصره يك اين ماده و ماده 236 قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392 و ديگر مقررات و موارد مشابه به جانشيني از دادگاه حقوقي كفايت مي كند؟ مشاهده مي شود در موارد متعدد قوانين اجراي احكام مدني دستورها را در صلاحيت دادگاه قرار داده و لفظ دادگاه به كار رفته است؛ لذا آيا صدور چنين دستورهايي به جانشيني دادگاه مستلزم داشتن ابلاغ دادرسي عمومي حقوقي است؟ اگر پاسخ مثبت است دقيقاً دادرس، اجراي احكام مدني چه اختياري در اجراي احكام مدني دارد؟ اگر ابلاغ دادرسي عمومي حقوقي نياز نباشد، توجيه حقوقي و قانوني آن چيست؟
2- در فرض فوق اگر دادرس اجرا خانم … در پاسخ دارد؟
نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضاييه :
1 و2- به موجب ماده 6 دستور العمل ساماندهي و تسريع در اجراي احكام مدني مصوب 24/7/1398 رياست محترم قوه قضاييه «پس از ارجاع پرونده به واحد اجرا، دادرس اجراي احكام به عنوان دادرس علي البدل دادگاه مجري حكم، عهده دار كليه امور اجراي احكام از جمله اجراي ماده 3 قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي مصوب 1394، اعطاي مرخصي محكومان مالي و اتخاذ تصميم در خصوص اعتراض به نحوه اجرا مي باشد، اين امر مانع از اعمال نظارت دادگاه صادركننده رأي بر فرآيند اجراي حكم نمي باشد.» بنابراين احراز صحت مزايده، دستور تمليك و معرفي نماينده جهت امضاي سند، رسيدگي به اعتراض ثالث اجرايي و احراز مستثنيات دين و رسيدگي و رفع اختلاف نسبت به متناسب بودن اموال توقيفي با شأن و نياز محكوم عليه و دستور ضبط وثيقه يا اخذ وجه الكفاله براي استيفي محكوم به ب. ت. ب. اين كه از امور قضايي مربوط به اجرا است، بر عهده دادرس علي البدل اجراي احكام است. شايسته ذكر است در خصوص حدود اختيارات و وظايف دادرس اجراي احكام مدني (بانوان داراي پايه قضايي متصدي اين سمت) از حوزه رياست قوه قضاييه استعلام شود.
نظریه مشورتی شماره 7/99/276 مورخ 1399/03/18
موضوع استعلام درباره صلاحیت دادرس اجرای احکام مدنی است که بدون داشتن ابلاغ دادرسی عمومی حقوقی به ابلاغ دادرسی پرداخته است. سوال اصلی این است که آیا ابلاغ دادرسی اجرای احکام مدنی برای صدور دستوراتی مانند تایید صحت مزایده و رسیدگی به اعتراضات اجرایی کافی است یا نیاز به ابلاغ دادرسی عمومی حقوقی دارد. در پاسخ، نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه با استناد به ماده 6 دستورالعمل ساماندهی و تسریع در اجرای احکام مدنی مصوب 1398/07/24، اعلام میکند که دادرس اجرای احکام به عنوان دادرس علیالبدل دادگاه مجری حکم، مسئول کلیه امور اجرایی از جمله اجرای ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب 1394 است و این امر مانع از نظارت دادگاه صادرکننده رای نمیشود. همچنین، در پاسخ به فرض وجود تفاوت در صورت زن بودن دادرس، تاکید شده که در خصوص حدود اختیارات و وظایف دادرس اجرای احکام مدنی، باید از حوزه ریاست قوه قضاییه استعلام شود.
تاریخ نظریه: 1399/03/18
شماره نظریه: 7/99/276
شماره پرونده: 99-3/1-276ح
1 و2- به موجب ماده 6 دستورالعمل ساماندهی و تسریع در اجرای احکام مدنی مصوب 1398/7/24 ریاست محترم قوه قضاییه «پس از ارجاع پرونده به واحد اجرا، دادرس اجرای احکام به عنوان دادرس علیالبدل دادگاه مجری حکم، عهدهدار کلیه امور اجرای احکام از جمله اجرای ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب 1394، اعطای مرخصی محکومان مالی و اتخاذ تصمیم در خصوص اعتراض به نحوه اجرا میباشد، این امر مانع از اعمال نظارت دادگاه صادرکننده رأی بر فرآیند اجرای حکم نمیباشد.» بنابراین احراز صحت مزایده، دستور تملیک و معرفی نماینده جهت امضای سند، رسیدگی به اعتراض ثالث اجرایی و احراز مستثنیات دین و رسیدگی و رفع اختلاف نسبت به متناسب بودن اموال توقیفی با شأن و نیاز م. ع. و دستور ضبط وثیقه یا اخذ وجهالکفاله برای استیفی محکومبه ب. ت. ب. اینکه از امور قضایی مربوط به اجرا است، بر عهده دادرس علیالبدل اجرای احکام است. شایسته ذکر است در خصوص حدود اختیارات و وظایف دادرس اجرای احکام مدنی (بانوان دارای پایه قضایی متصدی این سمت) از حوزه ریاست قوه قضاییه استعلام شود.
موارد مرتبط 23
نظریات مشورتی 19
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/270 مورخ 1398/04/31
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری تشویق ضامن به معرفی محکوم علیه قبل از پای
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/1063 مورخ 1402/12/13
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در این مورد منتفی است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/783 مورخ 1402/10/30
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری می توان از دستور ضبط وثیقه عدول نمود؟ 3-
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/636 مورخ 1398/05/09
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری در موارد مشمول تبصره 1 ماده 3 قانون نحوه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/452 مورخ 1402/11/18
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری است که به دلیل عدم انجام عملیات اجرایی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/32 مورخ 1398/02/04
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 است که به شرایط و آثار صدور دست
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1885 مورخ 1398/11/23
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 که بیان داشته: «در صورتی که مته
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1292 مورخ 1400/11/17
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1609 مورخ 1398/10/22
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری در مورد محکومان مالی که بدون مجوز غایب از
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1198 مورخ 1398/09/02
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری می شود و آیا دستور ضبط وثیقه لغو می گردد؟
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1354 مورخ 1400/11/11
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و شرایط اتمام عملیات اجرایی است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 17-26-40291 مورخ 1402/09/22
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2771 مورخ 1395/10/29
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1619 مورخ 1396/07/17
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/24 مورخ 1402/02/10
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 شامل دو پرسش است: اول
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/529 مورخ 1402/08/29
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مربوط می شود که مفهوم «اتمام عم
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/922 مورخ 1398/07/01
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 پس از حضور متهم
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/102 مورخ 1399/02/29
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/246 مورخ 1396/02/09
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 مربوط می شود که درباره اخذ وجه الکفا
مواد مرتبط 1
-
تفسیر
از این صفحه
ماده 236 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و دیگر مقررات و موارد مشابه به
دکترین 3
-
مقاله
هماستناد
۱۸ قلمرو قانون از حیث زمان — مرور زمان گاه نسبت به تأثیر قانون
مواد 236 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
متدولوژی تفسیر قوانین و قرار دادها خواهی بیست روز برای اشخاص مقیم
مواد 236 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
۱۸ قلمرو قانون از حیث زمان — متدولوژی تفسیر قوانین و قرار دادها خواهی
مواد 236 ق.آ.د.ک
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
