Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دکترین

نکتهٔ فقهی: اصول دین (معاد)

#دین #انکار #نبوت

باورهای دینی به طور کلی دو دسته هستند الف: باورها و اعتقادات اصلی و زیر بنایی ب: اعتقادات فرعی و روبنایی؛ عقیده و باوری که معاد عهده دار بیان آن است از دسته اول بوده و در کنار باورهای «توحید» و «نبوت» اصول سه گانه و جدایی ناپذیر ادیان توحیدی را تشکیل می دهند، — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): باورهای دینی به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می‌شوند؛ اصول دین شامل توحید، نبوت و معاد، باورهای اصلی و زیربنایی ادیان توحیدی را تشکیل می‌دهند و انکار هر یک به منزله انکار آن دین است. شاخه: اصول فقه (روش استنباط)

بخش‌های دیگرِ همین مبحث 6

معاد
‌ معاد واژهٔ عربی برگرفته از «عود» است و به‌ معنای «بازگشتن»، «رستاخیز» یا «دوباره‌ برخاستن» (پس از مرگ) است. باور به رستاخیز (معاد) یکی از اصول دین اسلام است. برخی معاد را تنها جسمانی (رجعت) یا تنها روحانی (آخرت) می‌دانند. معاد یکی از اصول دین اسلام و یکی از مهم‌ترین آن‌هاست.
معاد: مفهوم شناسی معاد
کلمه ی معاد از ریشه ی ( ع و د ) و بر وزن مفعل م. ب.. اسم زمان و مکان و در زبان عربی بر این وزن به کار می رود. (عود) به معنای بازگشت است. بنابراین معنای لغوی ( معاد ) زمان یا مکان بازگشت است. معمولاً لفظ معاد در معنای اصطلاحی به کار برده می شود که منظور بازگشت به زندگانی پس از مرگ است. یعنی مرگ نقطه ی پایانی زندگانی انسان نیست،بلکه روزگاری انسان باید در محکمه عدل الهی حاضر شود و به پاسخ گویی بپردازد. بنابراین در اصطلاح، معاد به معنای بازگشت به عالم آخرت و زندگانی پس از مرگ است. ولی ازآنجا که هویت الهی بدون حجاب اسماء بر موجودات تجلی نمی‌کند، رجوع همه موجودات به اسماء خاص خود خواهد بود. از این رجوع به قبض موجودات به مقام مالکیت مطلقه حق تعبیر می‌شود. منبع: تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۵۸۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲ · صحیفه امام، ج۳، ص۲۲۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ · شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲ · تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۵۸۹-۵۹۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · آداب الصلاة، ص۲۹۲-۲۹۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸ · تعلیقه بر فوائد الرضویه، ص۱۰۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۴۰۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰
معاد: انواع باور دینی
کلمه معاد در اصطلاح دینی بیان کننده یک باور دینی است. می دانیم که باورهای دینی به طور کلی دو دسته هستند الف: باورها و اعتقادات اصلی و زیر بنایی ب: اعتقادات فرعی و روبنایی؛ عقیده و باوری که معاد عهده دار بیان آن است از دسته اول بوده و در کنار باورهای «توحید» و «نبوت» اصول سه گانه و جدایی ناپذیر ادیان توحیدی را تشکیل می دهند، ۲. ۱ - باورتوحید توحید: یعنی ایمان به آفریدگار و پروردگار یکتای دانای حی قادر متعال.... برای جهان هستی. ۲. ۲ - باور نبوت باور نبوت یعنی ایمان به پیامبران و برگزیدگان الهی که برنامه سعادت بشری را به او اعلام می کنند. ۲. ۳ - باور معاد معاد،ایمان به روز واپسین و حیات جاودان انسانها پس از مرگ و جزا و پاداش اعمال آنها. چنانکه در بالا اشاره شد این سه اصل زیربنای فکری و اعتقادی هر دین آسمانی و توحیدی را تشکیل می دهند و انکار هر یک به منزله انکار آن دین است، اسلام نیز که مدعی است آخرین دین آسمانی م. ب. از این قاعده مستثنی نیست. به تعبیر دیگر نمی توان فرض کرد دین توحیدی ای باشد که یکی از اصول بالا از آن حذف شده باشد چه اسلام چه دین دیگری. امامت و عدل از اصول مذهب ما است. چه اشاعره اهل سنت قائل به آن نیستند. حرفی که مشهور است اصول دین ۵ است عوامی است که فرق بین اصول دین و مذهب نکرده اند و معاد را از اصول دین شمردن خلاف قوائد و ادله. بلی از ضروریاتی است که متعلق است به اصول، چنانچه وجوب نماز و روزه و امثال اینها از ضروریات فرعیه دین است. منشاء شبهه این است که خیلی فرق بین را بین این دو چنین کرده که هر چه متعلق است به اعتقاد از اصول و هر چه متعلق است به عمل از فروع است ولی چون قوم در کتب خود معاد را اصلی از اصول شمرده اند فقیر نیز در تعنون و ترتیب مباحث کتاب متابعت ایشان کرده بر معاد اطلاق اصل نمود. - همچنین اشتباه است آنچه بعضی از ارباب علم کرده و اعتقاد به تمام آن چیزی را که در اخبار و ادعیه مثل دعای عدیله و امثال آن مذکور است از اصول دین شمرده. چه ، دلیلی بر بودن آنها از اصول نیست والا اصول دین لا یتناهی خواهد بود و دیگر فروعی باقی نخواهد ماند . منبع: ۱۳۹۶، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی
معاد: تفاوت تلقی اسلام و دیگرادیان
در ادیان غیرتوحیدی مفهومی ولو مشابه در بعضی وجوه با آنچه در ادیان توحیدی تحت عنوان «معاد» مطرح شده، وجود ندارد ولی باید دانست تلقی این ادیان و فرق مذهبی اساسا با برداشت و تصویری که ادیان آسمانی از مساله معاد ارائه می کنند متفاوت است. آنچه مسلم است در اصل اعتقاد به چنین واقعه ای در آینده زندگی بشری نه بین متفکران اسلامی اختلافی هست نه بین اسلام و دیگر ادیان آسمانی مثل یهودیت و مسیحیت. در کیفیت معاد و شرح وقایع آن نیز در کلیات شباهت های بی نظیری بین آنها یافت می شود که نشان از سرچشمه واحد آنها دارد (هر چند بسیاری از ادیان آسمانی از گزند بدخواهان تحریف گر مصون نمانده اند) لیکن در جزئیات وقایع معاد نه تنها در بین ادیان اختلاف وجود دارد بلکه گاهی در یک مساله حتی در بین اندیشمندان یک مذهب نیز اختلاف دیدگاه بوده هریک برداشتی در آن زمینه ارائه کرده ا ست. این اختلاف نظرها در مباحثی نظیر تلقی های ادیان و متفکرین نسبت به حقیقت معاد، حقیقت مرگ وقایع پس از مرگ و عالم برزخ، وقایع قیامت، شفاعت، معاد جسمانی و روحانی و مباحثی از این دست بروز کرده و متفکرین را بر آن داشته دراین مباحث وارد میدان تحقیق و تفکر شوند و با جمع بندی میان اشارات عقلی و ادله نقلی سعی در برداشتن پرده از حقیقت این واقعه سرنوشت ساز برای حال و آینده بشر کنند.
معاد: نکته
اگرچه بعض از اهل عرفان و حکمت که دارای کمالات و اسرار است، نفی نسبت مذکوره از او کرده است و فرموده است که او تحقیق معاد جسمانی به برهان نکرده؛ بلکه گفته است از شرع رسیده است. این سخن دلالت بر انکار معاد جسمانی ندارد، بلکه مراد این است که این خصوصیت مستفاد از شرع است. بالجمله بعض فلاسفه صریحاً نفی جسمانی کرده، اثبات معاد روحانی نموده¬اند، بنابر امتناع اعاده معدوم. پس متعلّق می¬شود به عالم مفارقات. دیگر قوای بدنیه منطبع است در بدن و بعد از انعدام بدن به انتفاء محل، حال منتفی می¬شود؛ پس چیزی نیست که ادارک لذّت و الم و جنّت و نار و حور و قصور و غسلین و حمیم نماید. به خلاف نفس، که مدرک کلّیات است و او را فنا نیست؛ قوای بدنیه به واسطه اینکه مدرک جزئیات فانیه¬اند فانی می¬شوند. جواب این بعد از آنچه در اوّل مبحث بیان کردیم واضح است؛ زیرا که نسبت به اجزاء اصلیه بدن عدم تصوّر نمی¬شود تا اعاده آن ممتنع باشد. هرگاه مبنی باطل شد، پس قول ایشان به حصر معاد در روحانی باطل است. امّا وجه ثانی، پس جواب آن است که قوای بدنیه انوار و اشعه نفس¬اند پس فنا آن¬ها به تمامها توقّف بر فناء نفس دارد؛ و نفس را که فنا نیست بالاتّفاق؛ پس قوای بدنیه را به واسطه بقای علّت آنها فنا نیست. بلی تلاشی و اضمحلال صوری در آن¬ها به هم می¬رسد. جمع متلاشی و متفرّق، ممکن است للعلیم الخبیر القادر المختار. گذشته از اینها که بنابر بقای نفس که مفروغٌ¬عنه قرار داده¬اند، این تصوّر معاد روحانی نیست بلکه بقای نفس است در سعادت یا شقاوت به واسطه زوال شواغل بدنیه و اتّصال به عالم مجرّدات. این معادی که مبحوثٌ¬عنه است نیست؛ چرا که معاد در دار جزای اعمال است و این نحو سعادت و شقاوت را جزای عمل گفتن اصطلاح جدید است، و نزاع در اصطلاح نداریم. منبع: ۱۳۹۶، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی
معاد: معاد و فلسفه دین
نکته قابل توجه اینکه معاد به عنوان یک گزاره دینی مورد توجه اندیشمندان فعال در حوزه فلسفه دین نیز قرار گرفته است. این اندیشمندان در صدد هستند صرف نظر از اعتقادات مذهبی شخص خود که می تواند حتی منکر هر دینی هم باشد به بررسی عقلی و خردگرایانه گزاره های دینی پرداخته و آنها را بررسی کنند (هرچند عملا حوزه فعالیت این دانشمندان به گزاره های دین مسیحیت اختصاص یافته).

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین