Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دکترین

نکتهٔ فقهی: اعتباری بودن ولایت فقیه (اولیای تصرف)

#ولایت #تصرف #جُعل #قیم

« ولایت فقیه » از امور اعتباری عقلایی است و واقعیتی جز جعل ندارد، مانند جعل (قرار دادن و تعیین) قیّم برای صغار . قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ولایت فقیه از امور اعتباری عقلایی است و واقعیتی جز جعل (قرار دادن و تعیین) ندارد، مانند جعل قیم برای صغار. شاخه: اساسی

بخش‌های دیگرِ همین مبحث 9

نکتهٔ فقهی: تعریف اولیای تصرف
اولیای تصرف عبارتند از افرادی که صاحب ولایت بر تصرف در اموال، حقوق و حتی نفوس در برخی از اولیا مانند پیامبر و أئمّه علیهم السّلام می‌باشند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اولیای تصرف افرادی هستند که دارای ولایت بر تصرف در اموال، حقوق و در برخی موارد نفوس می‌باشند. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شرایط اهلیت تصرف (اولیای تصرف)
اسلام اهلیت انسان برای تصرف را مشروط به بلوغ و رشد دیده است نه اهلیت برای مالکیت را؛ و از همین جهت است که جنین موجود در رحم مادر را دارای صلاحیت دیده است که به نفع او وصیت شود و از دیگران ارث ببرد و برای دیگران ارث بگذارد، البته اگر از رحم زنده خارج شود. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اهلیت انسان برای تصرف مشروط به بلوغ و رشد است، اما اهلیت برای مالکیت مشروط به این موارد نیست و حتی جنین نیز می‌تواند مالک شود. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: مراتب ولایت بر محجورین (اولیای تصرف)
ولایت تصرف‌ در مال‌ طفل و ملاحظه مصالح و شئون او با پدر و جد پدری است. و با نبود آن‌ها، قیّم یکی از آن‌ها چنین ولایتی دارد. و قیّم کسی است که یکی از پدر و جدّ وصیت کند که ناظر در امور طفل باشد. و با نبود قیّم، ولایت او با حاکم شرع است. و اما مادر و جد مادری و برادر تا چه رسد به سایر نزدیکان، ولایتی بر او ندارند. البته در صورت نبود حاکم شرع ، ولایت او برای مؤمنین است که بنا بر احتیاط (واجب) باید دارای صفت عدالت باشند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ولایت تصرف در مال طفل و ملاحظه مصالح او ابتدا با پدر و جد پدری است، سپس با قیم منصوب از سوی آن‌ها، و در صورت نبود این افراد، با حاکم شرع و در نهایت با مؤمنین عادل است. شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: ولایت عامه پیامبر و امامان (اولیای تصرف)
البته ولایت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و امامان معصوم علیهم السّلام عامّ و شامل انواع تصرّفات است، لیکن ولایت غیر ایشان، حتّی پدر و جدّ پدری، خاص و در محدوده تعیین شده در شرع است. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ولایت پیامبر و امامان معصوم عام و شامل انواع تصرفات است، اما ولایت دیگران، حتی پدر و جد پدری، خاص و در محدوده تعیین شده در شرع است. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: ولایت فقیه در عصر غیبت (اولیای تصرف)
به عقیده امام خمینی فقیه جامع‌الشرایط در عصر غیبت حضرت ولی‌الله الاعظم (ارواحنافداه) ، نه تنها بر ایتام و سفها و مجانین فاقد ولی قهری و وصی او ولایت دارد بلکه ولایت او بر جامعه اسلامی در جمیع صور است. همان‌گونه که حضرت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) ‌ ولایت داشتند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): فقیه جامع‌الشرایط در عصر غیبت، نه تنها بر ایتام، سفها و مجانین فاقد ولی قهری و وصی ولایت دارد، بلکه ولایت او بر جامعه اسلامی در جمیع صور است، همانند ولایت پیامبر و ائمه معصومین. شاخه: اساسی
نکتهٔ فقهی: ماهیت ولایت فقیه (اولیای تصرف)
«ولایت» یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است، نه این‌که برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به‌عبارت‌ دیگر، «ولایت» مورد بحث، یعنی حکومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه‌ای خطیر است. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ولایت فقیه به معنای حکومت، اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس است و یک وظیفه سنگین و مهم محسوب می‌شود، نه یک مقام یا شأن غیرعادی. شاخه: اساسی
اولیای تصرف: اولیای تصرف به معنای خاص
اولیای تصرف به معنای خاص ، پدر و جدّ پدری است و به معنای عام ، کسانی هستند که از جانب شرع مقدس در مواردی ولایت تصرف به آنان داده شده است مانند پیامبر و امامان علیهم السّلام، ولیّ فقیه ، قاضی ، وصیّ ، وکیل ، قیّم و عدول مؤمنین . اسلام اهلیت انسان برای تصرف را مشروط به بلوغ و رشد دیده است نه اهلیت برای مالکیت را؛ و از همین جهت است که جنین موجود در رحم مادر را دارای صلاحیت دیده است که به نفع او وصیت شود و از دیگران ارث ببرد و برای دیگران ارث بگذارد، البته اگر از رحم زنده خارج شود. لیکن هراندازه که به رسمیت شناختن اهلیت صغار برای مالکیت معقول و موجه است به همان‌اندازه پذیرش و سپردن اداره اموال صغار به خود آنان امری بی مبنا، بی‌ثمر و در تعارض با هدف و فلسفه مالکیت است. کافی است تصور کنیم اگر مالکیت تصرف صغار پذیرفته‌شده بود و یا به بهانه عدم توانایی و صلاحیت قریب به‌اتفاق آنان برای اداره اموال، صلاحیت آن‌ها برای مالکیت به رسمیت شناخته ‌نشده و امکان و آغاز مالکیت آنان به بلوغ و رشد مشروط می‌گردید، آینده و رشد و کمال انسان و مناسبات اجتماعی در جوامع با چه موانع و دشواری‌هایی مواجه می‌شد. برای خارج شدن صغار از حَجر ، علاوه بر بلوغ، رشد نیز شرط است. و با نبود آن‌ها، قیّم یکی از آن‌ها چنین ولایتی دارد. و قیّم کسی است که یکی از پدر و جدّ وصیت کند که ناظر در امور طفل باشد. و با نبود قیّم، ولایت او با حاکم شرع است. و اما مادر و جد مادری و برادر تا چه رسد به سایر نزدیکان، ولایتی بر او ندارند. البته در صورت نبود حاکم شرع ، ولایت او برای مؤمنین است که بنا بر احتیاط (واجب) باید دارای صفت عدالت باشند. منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۱۰۳، کتاب الوصیة، مسالة ۱۵ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۰۰، کتاب المواریث، امور عدت من الموانع و فیه تسامح، مسالة ۵ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۱۵، کتاب الحجر، القول فی الصغر، مسالة ۴ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۱۵، کتاب الحجر، القول فی الصغر، مسالة ۵
اولیای تصرف: ولایت پیامبر و امامان
البته ولایت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و امامان معصوم علیهم السّلام عامّ و شامل انواع تصرّفات است، لیکن ولایت غیر ایشان، حتّی پدر و جدّ پدری، خاص و در محدوده تعیین شده در شرع است.
اولیای تصرف: نکته
آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمی‌خواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ یا این‌که اسلام تکلیف را معین کرده است، ولی تکلیف حکومتی نداریم؟ معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود؛ و ما با بی‌حالی دست روی دست بگذاریم که هر کاری می‌خواهند بکنند. و ما اگر کارهای آن‌ها را امضا نکنیم، رد نمی‌کنیم. آیا باید این‌طور باشد؟ یا این‌که حکومت لازم است؛ این خاصیت که عبارت از علم به قانون و عدالت باشد، در عده بی‌شماری از فقهای عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع کنند، می‌توانند حکومت عدل عمومی در عالم تشکیل دهند. همان‌گونه که حضرت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) ‌ ولایت داشتند. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است. «ولایت» یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است، نه این‌که برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به‌عبارت‌ دیگر، «ولایت» مورد بحث، یعنی حکومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه‌ای خطیر است. « ولایت فقیه » از امور اعتباری عقلایی است و واقعیتی جز جعل ندارد، مانند جعل (قرار دادن و تعیین) قیّم برای صغار . قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد. مثل این است که امام (علیه‌السّلام) کسی را برای حضانت ، حکومت، یا منصبی از مناصب، تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امام با فقیه فرق داشته باشد.» نکته دیگر این‌که گرچه فقیه در جمیع صور بر جامعه اسلامی ولایت دارد لیکن تولی امور و تشکیل حکومت امری است که به آرای اکثریت مسلمین بستگی دارد که در صدر اسلام از آن به بیعت با ولی مسلمین تعبیر می‌شده است. لکن تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین، که در قانون اساسی هم از آن یاد شده است، و در صدر اسلام تعبیر می‌شده به بیعت با ولیّ مسلمین. روح اللَّه الموسوی الخمینی‌.» بنابراین ولایت فقیه جامع شرایط فی‌نفسه منوط به آرای اکثریت نیست و بدون آرای اکثریت آنان، بلکه حتی با رای آنان به عدم (رای منفی اکثریت)، شرعاً ولایت برای او ثابت است لیکن تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت بستگی به آرای اکثریت مسلمین دارد، حتی نسبت به بعض مراتب مانند ولایت بر ایتام و مجانین و اوقاف بدون متولی و وصایایی که وصی ندارد، مشروط به اعلم بودن فقیه نیست. و اما در امر تقلید ، در صورت امکان باید از اعلم پیروی کرد بنا بر احوط و همچنین در قاضی اعلمیت شرط است علی الاحوط نسبت به کسانی که در آن شهر یا شهرهای نزدیک آن، که بردن دعاوی به آن‌ها موجب حرج نیست. منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۱، ولایت فقیه حکومت اسلامی، ص۵۰ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۱، ولایت فقیه حکومت اسلامی، ص۵۱ · موسوعة الامام الخمینی، ج۴۱، استفتائات امام خمینی ج۱۰، ص۷۷۱، سؤال ۱۲۸۲۸ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۴، العروة الوثقی مع تعالیق الامام الخمینی، ج۱، ص۱۶، الاجتهاد و التقلید، مسالة ۶۸ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۴، المقدمة، مسالة ۵ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۳۵، کتاب القضاء، القول فی صفات القاضی و ما یناسب ذلک، مسالة ۱

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین