دکترین
نکتهٔ فقهی: تعریف بیع تولیه
بیع تولیه به داد و ستد کالایی براساس قیمت تمام شدهی آن برای فروشنده گفته می شود. ... بیع تولیه معاملهای است که فروشنده، خریدار را در جریان اصل پولی که بابت کالای مورد معامله پرداخته است قرار میدهد و آن را براساس قیمت تمام شده، همراه تمامی هزینههایی که برای کالا کرده، مانند نقاشی و جابهجایی، میفروشد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): بیع تولیه داد و ستد کالایی است که فروشنده، خریدار را در جریان اصل پولی که بابت کالای مورد معامله پرداخته است قرار میدهد و آن را براساس قیمت تمام شده، همراه تمامی هزینههایی که برای کالا کرده، میفروشد.
شاخه: مدنی
بخشهای دیگرِ همین مبحث 6
نکتهٔ فقهی: حکم بیع تولیه قبل از قبض
برخی از قائلان به حرمت فروختن کالای کیلی یا وزنی خریداری شده، قبل از قبض آن، بیع تولیه را از این حکم استثنا کرده و آن را نسبت به کالای مزبور پیش از قبض، جایز دانستهاند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): فروختن کالای کیلی یا وزنی خریداری شده قبل از قبض آن، در بیع تولیه جایز است، حتی اگر از چیزهایی باشد که کیل یا وزن میشود.
شاخه: مدنی
بیع تولیه
بیع تولیه به داد و ستد کالایی براساس قیمت تمام شدهی آن برای فروشنده گفته می شود. از آن در باب تجارت سخن گفته شده است.
بیع تولیه: تعریف
بیع به لحاظ خبر دادن فروشنده از قیمت تمام شده برای او، اقسامی دارد که بیع تولیه یکی از آنها است. بیع تولیه معاملهای است که فروشنده، خریدار را در جریان اصل پولی که بابت کالای مورد معامله پرداخته است قرار میدهد و آن را براساس قیمت تمام شده، همراه تمامی هزینههایی که برای کالا کرده، مانند نقاشی و جابهجایی، میفروشد. قسیم بیع تولیه، مرابحه و مواضعه است که این سه قسیم بیع مساومه هستند. پس بیع را بر چیز معلوم در مقابل ثمن معلوم، واقع میسازند، و این بیع به نام « مساومه » نامیده میشود و آن افضل انواع بیع است.
و دوم آنها این است که ملاحظه شود آیا معامله سودآور است یا زیانآور یا نه سودآور و نه زیانآور و ازاینجهت، بیع به «مرابحه» و «مواضعه» و « تولیه » تقسیم میشود. پس اوّلی عبارت است از فروختن به اصل مال با زیاده و دومی فروختن با نقیصه و سومی فروختن بدون زیاده یا نقیصه است. و «اگر شخصی کالایی یا خانهای یا چیز دیگری را بخرد جایز است که دیگری را در آن به آنچه خریده است شریک کند به اینکه «بالمناصفه» با نصف ثمن، یا «بالمثالثه» به یک سوم آن و به همین منوال، او را شریک نماید.
و جایز است آن را با لفظ تشریک (شریک کردن) واقع سازد به اینکه بگوید: «تو را شریک کردم در این کالا نصف آن را به نصف ثمن، یا یک سوم آن را به یک سوم ثمن مثلاً» سپس او بگوید: «قبول کردم». و اگر (شریک کردن را) به طور مطلق بگذارد، بعید نیست که انصراف به نصف نمودن آن داشته باشد. و آیا این بیع است یا عنوان مستقلی است؟ هرکدام آنها مورد احتمال است و بنابراین که بیع باشد، بیع تولیه است.»
منبع: الحدائق الناضرة، ج۱۹، ص۲۰۱ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۸۱، کتاب البیع، القول فی المرابحة و المواضعة و التولیة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۸۳، کتاب البیع، القول فی المرابحة و المواضعة و التولیة، مسالة۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
بیع تولیه: نوع شرایط بیع تولیه
شرایط بیع تولیه همان شرایط مطلق بیع است. ایجاب آن با لفظ «ولّیتک بالبیع» یا «بعتک» یا جز آن از الفاظی که بیانگر نقل و انتقال باشد، صحیح است.
منبع: فقه الصادق، ج۱۸، ص۳۱۸ · الحدائق الناضرة، ج۱۹، ص۲۰۱- ۲۰۲
بیع تولیه: حقّ خیار در صورت دروغ گفتن فروشنده
چنانچه پس از عقد ، معلوم شود که فروشنده در مورد قیمت تمام شده، دروغ گفته است، خریدار، حقّ خیار دارد؛ بدین معنا که میتواند عقد را فسخ کند یا به قیمت تعیین شدهی هنگام عقد، رضایت دهد؛ لیکن نمیتواند کالا را نزد خود نگه دارد و مقدار افزون بر قیمت تمام شده را که فروشنده خبر داده بود از قیمت کالا کم کرده و به فروشنده نپردازد. و ازاینجهت فرقی نیست بین اینکه عمداً دروغ گفته باشد و یا آنکه از روی غلط یا اشتباه باشد. و آیا این خیار با تلف ، ساقط میشود؟ دارای اشکال است و بعید نیست که ساقط نشود.
منبع: مهذب الاحکام، ج۱۸، ص۴۹ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۸۲، کتاب البیع، القول فی المرابحة و المواضعة و التولیة، مسالة۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
بیع تولیه: حکم بیع تولیه
برخی از قائلان به حرمت فروختن کالای کیلی یا وزنی خریداری شده، قبل از قبض آن، بیع تولیه را از این حکم استثنا کرده و آن را نسبت به کالای مزبور پیش از قبض، جایز دانستهاند. و همچنین است درصورتیکه از آنها باشد و آن را به بیع تولیه - یعنی به آنچه خریده - بفروشد و اما اگر به بیع مرابحه (سود گرفتن) بفروشد در آن اشکال است و اقوی آن است که با کراهت جایز است، لیکن ترک احتیاط سزاوار نیست. این در صورتی است که آن را ب. غ. بایع بفروشد وگرنه مطلقا فروش آن بدون اشکال جایز است.
منبع: جواهر الکلام، ج۲۳، ص۱۶۸ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۶۷، کتاب البیع، القول فی القبض و التسلیم، مسالة۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
