دکترین
نکتهٔ فقهی: شرایط توارث در اقرار به نسب غیر فرزند (استلحاق)
و اگر اقرار ب. غ. فرزند باشد - حتی اگر فرزند فرزند باشد - پس اگر مقرّ به بزرگ باشد و مقر را تصدیق کند یا کوچک باشد ولی بعد از بلوغش او را تصدیق نماید و شرعاً و عقلاً ممکن باشد که راست باشد، از همدیگر ارث میبرند درصورتیکه آنها وارث معلوم و محققی نداشته باشند، ولی توارث ب. غ. آنها از انسابشان حتی اولادشان تعدی نمیکند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در اقرار به نسب غیر فرزند (مانند برادر یا نوه)، توارث بین اقرارکننده و مقرّبه تنها در صورتی ثابت میشود که مقرّبه اقرار را تصدیق کند، امکان عقلی و شرعی راست بودن ادعا وجود داشته باشد و وارث معلوم و محقق دیگری نباشد؛ در غیر این صورت، توارث به انساب دیگر تعدی نمیکند مگر با اقامه بینه.
شاخه: ارث و وصیت
بخشهای دیگرِ همین مبحث 7
نکتهٔ فقهی: استلحاق
ادّعای پیوند نسبی را استلحاق گویند. از این موضوع در باب اقرار بحث شده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): استلحاق به معنای ادعای پیوند نسبی یک شخص نسبت به دیگری است، مانند ادعای فرزندی یا برادری.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: شرایط ثبوت نسب به استلحاق
برای ثبوت نسب به استلحاق- علاوه بر شرایط عمومی در باب اقرار - شرایط خاصی ذکر شده است: امکان پیوستن نسب ادّعا شده، به ادّعا کننده. فرد دیگری ادّعای همسان او را نداشته باشد. نسب فردی که فرزندی او ادّعا شده است، مجهول باشد. تصدیق و تأیید مقرّبه نسبت به ادّعای انجام گرفته.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): برای ثبوت نسب از طریق استلحاق، علاوه بر شرایط عمومی اقرار، شرایط خاصی از جمله امکان پیوستن نسب ادعا شده، عدم ادعای همسان توسط فرد دیگر، مجهول بودن نسب فرد مورد ادعا، و تصدیق مقرّبه (به جز در مورد فرزند صغیر) لازم است.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: آثار حقوقی اقرار به نسب (استلحاق)
منظور از « نفوذ اقرار »، الزام مقرّ و گرفتن او به اقرارش است نسبت به آنچه که بر ضرر او است: از وجوب نفقه دادن و حرمت ازدواج یا مشارکت او با مقر در ارث یا وقف و مانند اینها. و اما ثبوت نسبت بین آنها بهطوریکه جمیع آثار بر آن مترتب شود، دارای تفصیل است
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اقرار به نسب، در صورت نفوذ، موجب الزام مقرّ به آثاری چون وجوب نفقه، حرمت ازدواج، و مشارکت در ارث یا وقف میشود و نسب بین اقرارکننده و مقرّبه و انساب آنها ثابت میگردد.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: عدم توجه به انکار بعدی نسب ثابت شده (استلحاق)
اگر به فرزند صغیری اقرار نماید و نسب او ثابت شود، سپس بعد از بلوغ انکار کند، به انکار او توجه نمیشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر نسب فرزندی صغیر با اقرار ثابت شود، انکار بعدی او پس از بلوغ مورد توجه قرار نمیگیرد.
شاخه: خانواده
استلحاق
ادّعای پیوند نسبی را استلحاق گویند. از این موضوع در باب اقرار بحث شده است.
استلحاق: تعریف استلحاق
استلحاق بدین معنا است که شخصی نسبت به دیگری ادّعای پیوند نسبی کند مانند آن که مدّعی فرزندی یا برادری وی نسبت به خود باشد.
استلحاق: شرائط ثبوت نسب به استلحاق
برای ثبوت نسب به استلحاق- علاوه بر شرایط عمومی در باب اقرار - شرایط خاصی ذکر شده است: ۲.
۱ - امکان پیوستن نسب ادّعا امکان پیوستن نسب ادّعا شده، به ادّعا کننده. بنابراین، اگر فردی فرزندی شخصی را که بزرگتر یا همسنّ او باشد، ادّعا کند، پذیرفته نیست. ۲.
۲ - عدم ادعای فرد دیگر همسان فرد دیگری ادّعای همسان او را نداشته باشد. در صورت وجود آن، ادّعا جز با بیّنه یا قرعه پذیرفته نمیشود. ۲.
۳ - مجهول بودن نسب فرد نسب فردی که فرزندی او ادّعا شده است، مجهول باشد. در صورت معلوم بودن نسب او برای دیگری از راه شرعی ، ادّعای مدّعی استلحاق پذیرفته نمیشود. ۲.
۴ - تصدیق مقربه تصدیق و تأیید مقرّبه نسبت به ادّعای انجام گرفته. البته در مورد ادّعای فرزندی، تنها اگر مقرّبه صغیر باشد، تصدیق وی لازم نیست. و منظور از « نفوذ اقرار »، الزام مقرّ و گرفتن او به اقرارش است نسبت به آنچه که بر ضرر او است: از وجوب نفقه دادن و حرمت ازدواج یا مشارکت او با مقر در ارث یا وقف و مانند اینها. و اما ثبوت نسبت بین آنها بهطوریکه جمیع آثار بر آن مترتب شود، دارای تفصیل است؛ و تفصیل آن این است که: ۲.۵.
۱ - اقرار به فرزند اگر اقرار به فرزند باشد و او صغیر غیربالغ باشد، با اقرار ثابت میشود بهشرط اینکه حسّ و عادت ، آن را تکذیب ننماید مانند اقرار به بنوّت کسی که در سن، نزدیک او است که به طور عادی تولد او از مثل او ممکن نیست و بهشرط اینکه شرع مقدس ، آن را تکذیب ننماید مانند اقرار او به بنوّت کسی که از جهت فراش و مانند آن به دیگری ملحق م. ب. و بهشرط اینکه کسی در آن با او منازعه نکند، پس در این صورت اقرارش نافذ م. ب. و جمیع آثار بر آن مترتب است و به انساب آنها تعدی میکند؛ پس با آن ثابت میشود که فرزند «مقرّ به» نوه مقرّ و فرزند مقرّ برادر مقرّ به و پدر او جدّ مقرّ به م. ب. و ارث بردن از همدیگر بین آنها واقع میشود و همچنین بین انساب آنها بعضی از ایشان با بعضی دیگر. و همچنین است حال اگر «مقرّ به» بالغ باشد و مقرّ را با شرایط مذکور تصدیق نماید. اگر به فرزند صغیری اقرار نماید و نسب او ثابت شود، سپس بعد از بلوغ انکار کند، به انکار او توجه نمیشود. ۲.۵.
۲ - اقرار ب. غ. فرزند و اگر اقرار ب. غ. فرزند باشد - حتی اگر فرزند فرزند باشد - پس اگر مقرّ به بزرگ باشد و مقر را تصدیق کند یا کوچک باشد ولی بعد از بلوغش او را تصدیق نماید و شرعاً و عقلاً ممکن باشد که راست باشد، از همدیگر ارث میبرند درصورتیکه آنها وارث معلوم و محققی نداشته باشند، ولی توارث ب. غ. آنها از انسابشان حتی اولادشان تعدی نمیکند. و درصورتیکه تصدیق نشود یا وارث محققی وجود داشته باشد که او را تصدیق نکند، نسبی که موجب توارث بین آنها شود، ثابت نمیشود مگر اینکه بیّنه بر آن اقامه شود.
منبع: جواهر الکلام ج۳۵، ص۱۵۳-۱۶۸ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۵۸، کتاب الاقرار، مسالة۱۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۵۹، کتاب الاقرار، مسالة۱۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۵۹، کتاب الاقرار، مسالة۱۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
