دکترین
نکتهٔ فقهی: عقدی بودن هبه
هبه از عقود بوده و نیاز به ایجاب و قبول دارد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): هبه از عقود است و برای تحقق آن نیاز به ایجاب (پیشنهاد) و قبول (پذیرش) دارد.
شاخه: مدنی
بخشهای دیگرِ همین مبحث 24
نکتهٔ فقهی: تعریف هبه
هبه که در فارسی به آن «بخشش» گویند، در اصطلاح عبارت است از تملیک عینی به کسی بدون دریافت چیزی در مقابل آن، به گونه منجز و بدون قید قصد قربت.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): هبه تملیک رایگان عین به دیگری است که باید به صورت منجز و بدون قید قصد قربت باشد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شرایط واهب (هبه)
برای اینکه واهب صلاحیت بخشش داشته باشد، باید مالک مال بوده و بالغ، عاقل و دارای قصد و اختیار باشد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): واهب (بخشنده) باید مالک مال باشد و دارای اهلیت (بالغ، عاقل، دارای قصد و اختیار) باشد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شرط قبض در هبه
علاوه بر این، قبض (دریافت فیزیکی مال) توسط موهوب له، بنابر نظر مشهور فقها، شرط صحت هبه و تحقق مالکیت است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قبض (دریافت فیزیکی مال) توسط موهوب له، بنابر نظر مشهور فقها، شرط صحت هبه و تحقق مالکیت است.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: جواز هبه و حق رجوع
اصل در عقد هبه جواز (غیر لازم بودن) است؛ بنابراین، واهب میتواند تا زمانی که عین بخشیده شده باقی است، از هبه خود رجوع کند و آن را پس بگیرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اصل در عقد هبه جواز (غیر لازم بودن) است؛ بنابراین، واهب میتواند تا زمانی که عین بخشیده شده باقی است، از هبه خود رجوع کند و آن را پس بگیرد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: موارد سلب حق رجوع از هبه
با این حال، در مواردی حق رجوع از واهب سلب شده و هبه لازم (قطعی) میشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در مواردی مانند هبه به ارحام، هبه به همسر، تلف موهوب، تصرف در موهوب، معوض بودن هبه، دادن هبه به قصد قربت، و شرط عدم رجوع در عقد، حق رجوع از واهب سلب شده و هبه لازم (قطعی) میشود.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: معاطات در هبه
برخی دیگر معاطات (ببینید: معاطات ) را در هبه، همچون دیگر عقود –جز موارد استثنا شده– جاری دانسته و قائل به حصول ملکیت به آن شدهاند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): برخی فقها معاطات (داد و ستد عملی بدون صیغه لفظی) را در هبه، مانند سایر عقود، جاری دانسته و قائل به حصول ملکیت از طریق آن شدهاند.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
هبه
هبه به تملیک کردن عینی به دیگری به طور رایگان گفته میشود. و از آن در فارسی بخشش تعبیر میشود. هبه از عقود بوده و نیاز به ایجاب و قبول دارد. ارکان اصلی هبه شامل واهب (بخشنده)، موهوب له (گیرنده)، و موهوب (عین بخشیده شده) است. برای اینکه واهب صلاحیت بخشش داشته باشد، باید مالک مال بوده و بالغ، عاقل و دارای قصد و اختیار باشد. علاوه بر این، قبض (دریافت فیزیکی مال) توسط موهوب له، بنابر نظر مشهور فقها، شرط صحت هبه و تحقق مالکیت است.
از نظر حکم تکلیفی، هبه و بخشش به ارحام (بستگان)، بهویژه پدر و فرزند ، حتی اگر نیازمند نباشند، مستحب است. اصل در عقد هبه جواز (غیر لازم بودن) است؛ بنابراین، واهب میتواند تا زمانی که عین بخشیده شده باقی است، از هبه خود رجوع کند و آن را پس بگیرد. با این حال، در مواردی حق رجوع از واهب سلب شده و هبه لازم (قطعی) میشود. از احکام و مسائل هبه در بابی مستقل با همین عنوان «هِبات» و «عطایا» به صورت جمع سخن گفتهاند.
هبه: تعریف هبه
هبه که در فارسی به آن «بخشش» گویند، در اصطلاح عبارت است از تملیک عینی به کسی بدون دریافت چیزی در مقابل آن، به گونه منجز و بدون قید قصد قربت. قید «تملیک عین» برای خارج کردن تملیک منفعت یا انتفاع در مثل عاریه ، اجاره ، سکنیٰ ، عُمریٰ و رُقبیٰ و قید «بدون دریافت چیزی در مقابل آن» (رایگان) برای خروج بیع و مانند آن از عقود معاوضی، و قید به گونه «منجز» (معلق بر چیزی نبودن) برای خروج وصیت به اعیان که معلق بر مرگ موصی است و قید «بدون قصد قربت» برای خروج صدقه و نیز وقف بنابر قول به مشروط بودن آن به قصد قربت است. مقصود از رایگان بودن و عدم قصد قربت، عدم لزوم و اشتراط عوض و قصد قربت در هبه است؛ بدینمعنا که تحقق هبه منوط به آن دو نیست؛ لیکن شرط عوض و یا قصد قربت در آن، منافاتی با صدق عنوان هبه ندارد. برخی هبه را به عقدی که مقتضی تملیک عین به طور رایگان است تعریف کردهاند.
منبع: ج۶، ص۷–۸ · ریاض المسائل، ج۹، ص۳۷۵ · ج۲، ص۴۵۷
هبه: نامهای دیگر هبه
از هبه گاه با عنوان « عطیّه » (ببینید: عطیه ) و «نِحله» (ببینید: نحله ) نیز تعبیر میشود؛ هرچند به تصریح برخی، عطیه و نحله اعم از هبهاند و آن دو بر مطلق عطای تبرعی اطلاق میشوند که وقف (ببینید: وقف ) و صدقه (ببینید: صدقه ) را نیز در بر میگیرد.
منبع: جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۶۰
هبه: تفاوت هبه با هدیه
هبه اعم از هدیه است؛ زیرا هدیه هرچند بخشیدن مال است؛ لیکن در آن، نقل مال به کسی که به او بخشیده شده لحاظ گردیده است. (ببینید: هدیه ) از اینرو، نسبت به اموال غیر منقول اطلاق نمی شود. چنانکه تکریم و گرامی داشت کسی که مال به او عطا شده در هدیه لحاظ میگردد، علاوه بر آن، هدیه در امور معنوی نیز کاربرد دارد، مانند هدیه کردن نماز ، روزه و حج مستحب به اموات. نماز هدیه نیز از نمازهای مستحب است که به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ائمه (علیهمالسّلام) هدیه میشود. (ببینید: نماز هدیه )
منبع: ج۶، ص۹ · ج۴، ص۲۷۰–۲۷۱
هبه: حکم تکلیفی
هبه به ارحام ؛ بویژه پدر و فرزند ، هرچند نیازمند نباشند مستحب است. در هبه به فرزندان، رعایت برابری میان آنان مستحب و بنابر مشهور، برتری دادن بعضی بر بعض دیگر مکروه است.
منبع: جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۹۱ · ج۳، ص۲۷۹
هبه: ماهیت هبه
هبه از عقود (ببینید: عقد ) است و نیاز به ایجاب و قبول دارد. در ایجاب، هر لفظ دلالت کننده بر آن، همچون «وَهَبْتُکَ»، «مَلَّکْتُکَ» و «هذا لَکَ» کفایت میکند؛ چنان که در قبول نیز هرچه بیانگر رضایت باشد کافی خواهد بود. نیاز هبه به عقد گفتاری (ایجاب لفظی) فی الجمله به ظاهر اتفاق فقها نسبت داده شده است. بنابراین، فعل دلالت کننده بر مفاد هبه [ معاطات ] کفایت نمیکند و مفید ملکیت نیست؛ بلکه تنها مفید اباحه است. برخی عربی و نیز فوری بودن قبول پس از ایجاب را در عقد هبه شرط دانستهاند؛ لیکن برخی دیگر معاطات (ببینید: معاطات ) را در هبه، همچون دیگر عقود –جز موارد استثنا شده– جاری دانسته و قائل به حصول ملکیت به آن شدهاند. برخی احتمال دادهاند تملیک رایگان از سنخ اسباب باشد که قبض در آن شرط است، نه از عقود تا قبول لفظی در آن شرط باشد.
منبع: ج۶، ص۱۰ · ج۶، ص۹ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۶۱–۱۶۲ · مهذب الاحکام، ج۲۱، ص۲۵۶
هبه: ارکان هبه
ارکان هبه عبارتاند از عقد –که احکام آن گذشت–، دو طرف عقد ( متعاقدین ) که یکی «واهب» و دیگری «موهوب له» یا «مُتَّهب» نامیده میشود و موهوب (چیزی که بخشیده میشود) است. برخی قبض را نیز به ارکان هبه افزودهاند.
منبع: جامع المقاصد، ج۹، ص۱۳۴
هبه: شرایط واهب
در هبه کننده، مالک بودن، بلوغ ، عقل ، قصد ، اختیار ، آزاد بودن و محجور نبودن شرط است. آیا هبه بیماری که بیماریاش منجر به مرگ وی شده، در افزون بر ثلث مال او صحیح است یا نه؟ مسئله محل اختلاف م. ب.. مشهور میان قدما صحت آن، لیکن نزد بسیاری از متاخران عدم صحت آن است، مگر با اجازه ورثه .
منبع: ج۳، ص۲۷۴ · جواهر الکلام، ج۲۶، ص۶۳–۶۴
هبه: شرایط موهوب له
در موهوب له نیز بلوغ، عقل، قصد و اختیار شرط است؛ لیکن قبول ولیّ از طرف موهوب له غیر بالغ صحیح است؛ از اینرو، ولی کودک میتواند از طرف او قبض کند. علاوه بر آن، اهلیت تملک موهوب در موهوب له شرط است. بنابراین، هبه قرآن به کافر صحیح نیست.
منبع: ج۳، ص۲۷۴
هبه: شرایط موهوب
هر عین مملوکی که نقل [ تملیک ] آن به دیگری با بیع و مانند آن صحیح باشد، هبه آن نیز صحیح خواهد بود. بر این اساس، هبه آنچه تملیکپذیر نیست، مانند خمر و خوک یا تملیک آن به دیگری صحیح نمیباشد، مانند عین موقوفه، جایز نخواهد بود. هبه مشاع جایز و صحیح است؛ خواه تقسیم آن امکانپذیر باشد یا نباشد.
منبع: ج۳، ص۲۷۴ · ج۳، ص۳۰۶
هبه: هبه منافع و حقوق نقلپذیر
ظاهر کلمات اکثر و صریح کلمات برخی فقها اشتراط عین بودن موهوب است. بنابراین، هبه منافع و حقوق نقلپذیر صحیح نخواهد بود. هرچند عناوین دیگری همچون عاریه، سکنیٰ، عُمریٰ بر آن صادق میباشد، لیکن برخی هبه منافع و حقوق قابل نقل را صحیح دانستهاند؛ گرچه عنوان هبه مصطلح و معروف نزد فقها بر آن صادق نباشد.
منبع: ج۳، ص۲۷۴ · ج۱۵، ص۴۱
هبه: هبه دَین
هبه دین (مال انسان در ذمه دیگری) به مدیون (کسی که مال در ذمه او است) صحیح است. مفاد این نوع هبه ابراء (ببینید: ابراء ) م. ب.. آیا در این نوع هبه نیز قبول شرط میباشد؟ مسئله محل اختلاف است. اکثر قائل به عدم اشتراطاند. برخی قبول را شرط دانستهاند. آیا هبه دین ب. غ. مدیون صحیح است یا نه؟ مسئله اختلافی است. اشهر، بلکه مشهور عدم صحت آن -به دلیل مشروط بودن قبض در هبه و عدم امکان آن در این نوع هبه ـ است. برخی قائل به صحت آناند.
منبع: ج۲، ص۴۵۷ · غنیة النزوع، ص۳۰۱ · کفایة الاحکام، ج۲، ص۲۷ · ج۶، ص۱۲–۱۳ · مفتاح الکرامة، ج۲۲، ص۱۸۳ · ج۳، ص۳۱۴
هبه: هبه مجهول
آیا در موهوب، تعیین (مشخص و معلوم بودن) شرط است و در صورت مجهول بودن آن، مانند یکی از گوسفندان، هبه صحیح نخواهد بود یا شرط نیست؟ مسئله محل اختلاف است. برخی تعیین موهوب را شرط دانسته و هبه مجهول را صحیح ندانستهاند. در مقابل، برخی آن را شرط ندانسته و حکم به صحت هبه مجهول کردهاند.
منبع: ج۱، ص۴۵۰ · ج۲، ص۴۱۶
هبه: قبض موهوب
آیا قبض شرط صحت هبه و ترتب اثر بر آن از ملکیت و غیر آن از زمان قبض است و بدون آن، اثر و حکمی بر هبه مترتب نمیشود یا قبض - در موارد لزوم آن - شرط لزوم هبه است و با تحقق هبه قبل از قبض، مالکیت حاصل میشود؟ مسئله محل اختلاف است. مشهور میان متاخران، بلکه میان فقها قول نخست است؛ بلکه بر آن ادعای اجماع شده است. برخی قول دوم را برگزیدهاند. شرط صحت هبه، اذن واهب در قبض موهوب است. بنابراین، اگر بدون اذن واهب، آن را قبض کند، مال هبه شده، به موهوب له منتقل نمیشود، مگر آنکه واهب مالی را که در دست موهوب له دارد به او ببخشد که در این صورت، نیاز به اذن واهب در قبض و نیز سپری شدن زمانی که در آن مدت امکان قبض وجود داشته باشد، نیست. چنانچه واهب یا موهوب له بعد از عقد و قبل از قبض موهوب بمیرد، بنابر مشهور، عقد باطل و موهوب به ورثه واهب منتقل میشود. برخی عقد را باطل ندانسته و ورثه موهوب له را در قبض، قائم مقام وی دانستهاند.
منبع: الحدائق الناضرة، ج۲۲، ص۳۰۹ · ج۳، ص۱۷۳ · ج۲۰، ص۲۷–۲۸ · فقه القرآن، ج۲، ص۲۹۵ · جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۷۲–۱۷۳ · ج۹، ص۱۵۱ · ج۳، ص۳۰۵
هبه: رجوع در هبه
ب. ت. ب. جواز عقد هبه، رجوع در آن و باز پس گرفتن موهوب در صورت بقای عین آن جایز خواهد بود.
منبع: ج۳، ص۳۰۳ · ج۳، ص۲۷۴
هبه: استثناءات در رجوع به هبه
در موارد زیر رجوع به هبه استثنا شده است. ۱۵.
۱ - هبه به ارحام رجوع از هبه در صورتی که موهوب له پدر، مادر یا فرزند باشد جایز نیست. همچنین بنابر مشهور نسبت به دیگر ارحام نیز رجوع جایز نخواهد بود بلکه بر آن ادعای اجماع شده است؛ لیکن برخی نسبت ب. غ. والدین و فرزندان رجوع را جایز، اما مکروه دانستهاند. ۱۵.
۲ - هبه به همسر بنابر قولی، رجوع در هبه هر یک از دو زوج به دیگری جایز نیست؛ جمعی رجوع را جایز، اما مکروه دانستهاند. این قول به اکثر فقها نسبت داده شده است. ۱۵.
۳ - تلف موهوب با تلف شدن موهوب نزد موهوب له، هبه لازم میشود. در نتیجه رجوع در آن به مطالبه مثل یا قیمت آن جایز نخواهد بود. ۱۵.
۴ - تصرف در موهوب بنابر قول مشهور ، تصرف غیر اتلافی در موهوب موجب لزوم هبه و عدم جواز رجوع در آن میشود. بر عدم جواز رجوع ادعای اجماع شده است. برخی تصرف را مانع رجوع واهب ندانستهاند. بنابر قول نخست، تصرفی مانع رجوع است که موجب تغییر عین موهوب شود، مانند آرد کردن گندم یا بریدن پارچه ؛ یا موجب نقل آن به دیگری گردد، مانند فروختن آن؛ و یا مانع باز پس دادن آن شود، مانند باردار شدن کنیز؛ لیکن تصرفی که در این حد نباشد، از قبیل سوار شدن بر حیوان ، مانع رجوع واهب نخواهد بود. ۱۵.
۵ - معوض بودن هبه چنانچه هبه معوض، و موهوب له در عوض آن چیزی هرچند اندک به واهب داده باشد، رجوع واهب جایز نخواهد بود. مقتضای اطلاق کلمات فقها آن است که در لزوم هبه معوض تفاوتی نیست که عوض در عقد شرط شده باشد یا آنکه عقد مطلق باشد، لیکن موهوب له پس از عقد، عوض آن را به واهب بذل کرده باشد. هرچند جمعی تصریح کردهاند که به صرف بذل، هبه معوّضه نمیشود؛ بلکه واهب باید آن را قبول کند و بذل نیز به عنوان عوض از موهوب باشد. (ببینید: هبه معوّضه ) ۱۵.
۶ - دادن هبه به قصد قربت رجوع در هبهای که به قصد قربت داده شده است جایز نیست. ۱۵.
۷ - شرط عدم رجوع در عقد اگر عدم رجوع به هبه در عقدی لازم، همچون بیع یا اجاره شرط شود، هبه لازم میشود و رجوع جایز نخواهد بود و چنانچه عدم رجوع در خود عقد هبه شرط شود، بنابر قول جمعی مبنی بر لزوم شرط ضمنِ عقد جایز، تا زمانی که عقد فسخ نشده، رجوع جایز نخواهد بود. (ببینید: شرط ضمن عقد )
منبع: ج۲، ص۴۱۸ · ج۹، ص۱۵۷ · غنیة النزوع، ص۳۰۰ · ج۳، ص۵۶۷ · ج۳، ص۳۰۹ · مفاتیح الشرائع، ج۳، ص۲۰۴ · مفتاح الکرامة، ج۲۲، ص۱۸۹ · ج۶، ص۴۱ · ج۳، ص۵۷۱ · ج۲، ص۴۵۹ · المهذب، ج۲، ص۹۴ · مفتاح الکرامة، ج۲۲، ص۲۵۳ · مفتاح الکرامة، ج۲۲، ص۱۸۸ · مهذب الاحکام، ج۲۱، ص۲۷۳–۲۷۴
هبه: زیادی یا نقصان موهوب
چنانچه پس از رجوع واهب و اخذ موهوب، موهوب به سبب زیادی یا نقصان معیوب گردد، ضمانی متوجه موهوب له نمیشود و اگر رشد کند، در صورت متصل بودن آن به موهوب، مانند چاق شدن حیوان، زیادی از آن واهب خواهد بود و در صورت جدا بودن آن، از قبیل میوه درخت و بچه حیوان، با حصول آن پس از هبه و قبض آن، از آن موهوب له و از زمان عقد، از آن واهب م. ب..
منبع: جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۰۳
هبه: فروش هبه
چنانچه واهب مالی را که هبه کرده، پس از قبض آن توسط موهوب له به دیگری بفروشد، در صورت لزوم هبه، معامله فضولی به شمار میرود و صحت آن منوط به اجازه موهوب له است و در صورت لازم نبودن هبه، موهوب به سبب بیع ، از ملک موهوب له خارج میشود؛ لیکن صحت و بطلان معامله در این صورت اختلافی است. .
منبع: جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۹۳–۱۹۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
