دکترین
نکتهٔ فقهی: لزوم عقد اجاره
اجاره عقدی لازم است و طبق ماده ۴۹۷ ق مدنی: عقد اجاره به واسطۀ فوت موجر و مستأجر باطل نمیشود، مگر اینکه موجر به مدت عمر خود بر ملک مالک بوده یا اینکه مباشرت مستأجر در عقد اجاره شرط شده بوده که در این مورد عقد اجاره با فوت باطل میشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): عقد اجاره لازم است و با فوت موجر یا مستأجر باطل نمیشود، مگر اینکه موجر به مدت عمر خود بر ملک مالک بوده یا مباشرت مستأجر در عقد شرط شده باشد.
شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: ماده ۴۹۷ ق مدنی · از قواعدِ فهرستِ فقهی: 35
بخشهای دیگرِ همین مبحث 22
نکتهٔ فقهی: لزوم تعیین اجاره بها
وجود اجاره بها، یکی از ارکان عقد اجاره است و اگر نباشد و یا رایگان در اختیار دیگری گذاشته شود، این قرارداد اجاره نخواهد بود. و باید میزان آن معلوم باشد و الا طبق ماده۶ قانون روابط موجر و مستأجر باید اجرة المثل پرداخت شود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): وجود اجاره بها یکی از ارکان عقد اجاره است و باید میزان آن معلوم باشد؛ در غیر این صورت اجرة المثل پرداخت میشود.
شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: ماده ۶ قانون روابط موجر و مستأجر
نکتهٔ فقهی: استحقاق اجرت با عقد یا شروع به کار (اجاره)
برخی با استناد به آیه: «فَاِن اَرضَعنَ لَکُم فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ» ، گفتهاند: درصورت عدم تعیین زمان پرداخت اجرت، اجیر با عقد یا شروع به کار ، برای دریافت اجرت استحقاق مییابد؛ زیرا قرآن دادن اجرت را منوط به بذل شیر کرده، نه اتمام دوره رضاع
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در صورت عدم تعیین زمان پرداخت اجرت، اجیر با عقد یا شروع به کار، برای دریافت اجرت استحقاق مییابد.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
اجاره
اجاره در لغت از ریشه اجر به معنای رهانیدن ، به فریاد رسیدن، چیزی را به فرد دادن م. ب.. در اصطلاح عقدی است که به موجب آن مستأجر ، در برابر مالی که به موجر میدهد، برای مدت معین مالک منافع عین مستأجره میشود. یعنی همان سلطه و اختیار استفاده مالک را از عین مورد اجاره دارد. بنابراین اجاره عقدی تملیکی و معوض و موقت م. ب..
اجاره: تعریف اجاره
عقد تملیک عمل یا منفعتی معین در برابر عوض معلوم را اجاره گویند.
منبع: الحدائق، ج۲۱، ص۵۳۲
اجاره: اجاره در لغت
اجاره همانند «اجر»، مصدر ثلاثی مجرد از باب أجَرَ یَأجُرُ است که بهمعنای «به مزد دادن» «بهمزدوری گرفتن» و « اجرت » و « مزد » آمده است.
منبع: التحقیق، ج۱، ص۳۸، «اجر» · لسان العرب، ج۱، ص۷۷۷۸، «اجر»
اجاره: ایجار و استیجار و مؤاجره و تفاوت آنها
ایجار و استیجار و مؤاجره نیز در معنای اجاره بهکار رفته است که ایجار و استیجار، هم در اجاره منافع و هم در اجاره اعمال (خدمات) استعمال شده؛ ولی مؤاجره، فقط در اجاره اعمال بهکار رفته است؛ اگرچه برخی کاربرد آن را در اجاره منافع نیز ذکر کردهاند.
منبع: تاج العروس، ج۶، ص۱۲ـ۱۳، «اجر»
اجاره: انواع اجاره
اجاره، به اجاره اعیان یا منافع و اجاره اعمال تقسیم میشود. مورد اجاره اگر منفعت عین یا حیوانی باشد، به آن اجاره اعیان یا اجاره منافع گویند. در این اجاره، تسلیم کننده عین را موجِر و پرداخت کننده عوض را مستأجر گویند. اگر مورد اجاره، کار انسانی باشد، به آن اجاره اَعمال یا اجاره ذمّه گویند. در این اجاره، پرداخت کننده عوض را مستأجر و تسلیمکننده نیروی کار را اجیر یا مستأجَر (به فتح جیم) نامند.
منبع: موسوعة الفقه، ج۲، ص۲۰۰
اجاره: اقسام اجاره
در قانون مدنی، اجاره بر سه قسم است:
۱- اجاره اشیاء
۲- اجاره حیوانات
۳- اجاره اشخاص
اجاره: انواع اجیر
اجیر بر دو نوع است: کسی که متعهد میشود عملی را شخصاً در مدت معیّنی انجام دهد و حق ندارد در این مدت، بدون اجازه مستأجر برای فرد دیگری کاری انجام دهد را اجیر خاص ( مقیّد ) گویند. کسی که عملی را بدون تعهّد مباشرت و تعیین مدّت، متعهّد میشود یا در یک زمان، اجیر اشخاص متعدّد میگردد را اجیر مشترک ( مطلق ) گویند.
منبع: جواهرالکلام، ج۲۷، ص۲۶۳۲۶۴ · جواهرالکلام، ج۲۷، ص۲۶۸
اجاره: ارکان اجاره
اجاره سه رکن دارد: عقد ، متعاقدین ، و عوضین . در اجاره، عوض پرداختی را اجاره بها یا اجرت گویند. وجود اجاره بها، یکی از ارکان عقد اجاره است و اگر نباشد و یا رایگان در اختیار دیگری گذاشته شود، این قرارداد اجاره نخواهد بود. و باید میزان آن معلوم باشد و الا طبق ماده۶ قانون روابط موجر و مستأجر باید اجرة المثل پرداخت شود.
منبع: تاج العروس، ج۶، ص۱۲، «اجر»
اجاره: لزوم اجاره عقدی
اجاره عقدی لازم است و طبق ماده ۴۹۷ ق مدنی: عقد اجاره به واسطۀ فوت موجر و مستأجر باطل نمیشود، مگر اینکه موجر به مدت عمر خود بر ملک مالک بوده یا اینکه مباشرت مستأجر در عقد اجاره شرط شده بوده که در این مورد عقد اجاره با فوت باطل میشود. و چون عقد لازم است، طرفین تا پایان عقد ملزم به تعهدات خود خواهند بود. مثلاً اگر اجاره برای یک سال باشد، و بعد از ۶ ماه مستأجر خانه را رها کند باید اجارۀ ۶ ماه دیگر را نیز بپردازد مگر اینکه حق فسخ یا قرارداد را به تراضی اقاله نمایند.
اجاره: اجاره در قرآن
در قرآن از مشتقّات این مادّه، «تأجرنی» بهمعنای «مزدوری کردن» یک بار در آیه۲۷ قصص/۲۸ و «استأجر» و «إستأجرت» بهمعنای «به مزدوری گرفتن» دو بار در آیه۲۶ قصص/۲۸ و « اجر » بهمعنای مزد مادّی یا معنوی فراوان آمده است که برخی از آنها با اجاره مرتبط است.
منبع: قصص/سوره۲۸، آیه۲۷ · قصص/سوره۲۸، آیه۲۶
اجاره: زمان پرداخت اجرت
در اینکه اجیر چه زمانی سزاوار دریافت اجرت میشود و حق مطالبه آن را دارد، چند قول مطرح شده است. ۱۰.
۱ - قول اول در مسأله برخی با استناد به آیه: «فَاِن اَرضَعنَ لَکُم فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ» ، گفتهاند: درصورت عدم تعیین زمان پرداخت اجرت، اجیر با عقد یا شروع به کار ، برای دریافت اجرت استحقاق مییابد؛ زیرا قرآن دادن اجرت را منوط به بذل شیر کرده، نه اتمام دوره رضاع ؛ ضمن اینکه ذیل آیه «واِن تَعاسَرتُم فَسَتُرضِعُ لَهُ اُخری» نیز مؤیّد همین معناست؛ زیرا « تَعاسُر » به این است که شیردهنده به گرفتن « اجرةالمثل » راضی نشود که در این زمان، مرد میتواند دیگری را اجیر نماید و این معنا در ابتدای عقد یا بعد از چند بار شیردادن قابل تحقّق است نه در پایان، و اگر پرداخت اجرت در پایان دوره شیردهی واجب باشد، اجیر دیگر گرفتن معنا نخواهد داشت. ۱۰.
۲ - قول دوم در مسأله عدهای دیگر گفتهاند: از اینکه خداوند در آیه پیشین، پرداخت اجرت را پس از شیر دادن واجب کرده و فاء تفریع آورده، به دست میآید که اجیر بیدرنگ پس از انجام کار، مستحق دریافت اجرت میشود، نه با عقد، یا حین کار؛ همان گونه که روایت امام صادق (علیه السلام)(قبل از خشک شدن عرق اجیر، اجرت او را بپردازید) نیز بر پرداخت اجرت بلافاصله پس از پایان کار دلالت دارد و نظر امامیه تفصیل بین استحقاق اجرت و پرداخت آن است؛ به این معنا که اجیر، با انعقاد قرارداد ، مالک اجرت میشود؛ ولی پرداخت آن تا زمانی که عمل را تمام نکرده، واجب نیست. ۱۰.
۳ - نظر برخی مفسران در مسأله برخی مفسران از آیه۲۳۳ بقره/۲ استفاده کردهاند که لازم است اجرت دایه پیش از شروع کار پرداخت شود؛ ولی بیشتر مفسران ازجمله فخر رازی و زمخشری گفتهاند: پیش پرداخت اجرت دایه مستحب است، نه واجب و این بدان جهت است که دایه به حفظ و نگهداری طفل بیشتر توجه میکند.
منبع: طلاق/سوره۶۵، آیه۶ · الخلاف، ج۳، ص۴۸۹۴۹۰ · ج۳، ص۶۹۲ · وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۰۶ · الحدائق، ج۲۱، ص۵۶۱ · بقره/سوره۲، آیه۲۳۳ · راهنما، ج۲، ص۱۳۸ · التفسیر الکبیر، ج۶، ص۱۳۳ · الکشاف، ج۱، ص۲۸۱
اجاره: اجرت بر واجبات و محرّمات
گرفتن اجرت بر عبادت و برخی از واجبات مانند اجرت بر قضا ، افتا ، و همچنین اجرت مادّی رسالت پیامبران ، حرام شمرده شده است؛ گرچه برخی آن را جایز دانستهاند و نیز اخذ اجرت بر محرماتی از قبیل زنا ، آوازه خوانی ، و ترویج خمر ، حرام قرار داده شده است.
منبع: المکاسب، ص۶۳ · جواهر الکلام، ج۲۲، ص۱۲۲ · انوارالفقاهه، «تجارت»، ص۵۴۶ · اطیبالبیان، ج۱۰، ص۵۹ · جواهر الکلام، ج۲۲، ص۱۱۷۱۱۹ · کنزالعرفان، ج۲، ص۱۷
اجاره: قوانین مدنی موجر و مستأجر
قوانین زیادی تصویب شده ولی در کلیات امر، قانون مدنی حاکم است و در مورد استثناها و موارد جزئی قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ و ۱۳۶۲ حاکم است. ۱۲.
۱ - تکالیف موجر قانون مدنی برخی تکالیف را بر مؤجر تکلیف میکند که به آنها اشاره میشود. چرا که انتفاع مستأجر منوط به تسلیم مورد اجاره است و اگر تسلیم نکند میتواند از پرداخت اجاره بها خودداری کند و از دادگاه اجبار موجر را بخواهد و اگر نشد، حق فسخ دارد (ماده ۴۷۶ ق م) طبق ماده ۴۸۶ ق مدنی، تعمیرات و کلیه مخارجی که در عین مستأجره برای امکان انتفاع لازم است به عهدۀ مالک است، مگر اینکه شرط خلاف شده باشد. عدم انجام تعمیراتی که مغایر انتفاع مستأجر باشد، ب.
ت. ب. اینکه اجاره عقدی مستمر است، و با انعقاد عقد و تملیک منافع ، روابط میان دو طرف پایان نمییابد، ماده ۴۸۴ ق مدنی میگوید: موجر نمیتواند در مدت اجاره، در عین مستأجره تغییری دهد که منافی مقصود مستأجر از استیجار باشد. بنابراین عین مورد اجاره باید همیشه برای انتفاع آماده باشد، مگر اینکه انجام تعمیرات لازم باشد. ولی موجر حق دارد، عین مورد اجاره را به دیگری، منتقل دهد، و بفروشد، و این منافی حق مستأجر نخواهد بود (م ۴۹۸ ق م). ۱۲.
۲ - تکالیف مستأجر مستأجر نیز، در مقابل موجر تعهداتی دارد که ماده ۴۹۰ ق مدنی میگوید. مستأجر باید در استعمال عین مستأجره به نحو متعارف رفتار کرده و تعدی و تفریط نکند. مستأجر، عین مستأجره را برای همان مصرفی که در اجاره مقرر شده مصرف نماید. مستأجر، مال الأجاره را در مواعد معین تأدیه کند.
اجاره: موارد انحلال اجاره
در مواردی که قانونگذار گفته است ممکن است اجاره باطل یا فسخ شود. بعضی از آن موارد اینگونه است: قابل استفاده نبودن عین مورد اجاره همانطور که بند ۱ ماده ۷ ق روابط مالک و مستأجر مقرر میدارد. انتقال مورد اجاره به غیر؛ توسط مستأجری که حق انتقال ب. غ. از او سلب شده است.
اجاره: فسخ اجاره
در برخی موارد مؤجر یا مستأجر حق فسخ عقد اجاره را دارند. مستأجر میتواند، اجاره را به خاطر تخلف شرط و یا خیار عیب فسخ نماید. موجر نیز میتواند اجاره را در مواردی که قانونگذار بیان کرده فسخ نماید؛ مثل انتقال مورد اجاره بغیر توسط مستأجر که موجر در این مورد حق فسخ دارد.
اجاره: مصادیق اجاره در قرآن
در قرآن به چند نمونه از مصادیق اجاره اشاره شده است که به بیان آنها میپردازیم. ۱۵.
۱ - اجیر شدن حضرت موسی قرآن در آیات ۲۵ـ۲۹ قصص/۲۸ به داستان اجیر شدن موسی بهدست شعیب اشاره کرده، میگوید: شعیب پس از پیشنهاد یکی از دخترانش مبنی بر به خدمت گرفتن موسی (علیه السلام) به وی گفت: «اِنّی اُریدُ اَن اُنکِحَکَ اِحدَی ابنَتَیَّ هـتَینِ عَلی اَن تَأجُرَنی ثَمـنِیَ حِجَج فَاِن اَتمَمتَ عَشرًا فَمِن عِندِکَ؛ من میخواهم یکی از این دو دختر را به نکاح تو درآورم؛ به این ( شرط ) که ۸ سال برای من کار کنی و اگر ده سال را تمام کردی، اختیار با تو است». ۱۵.۱.
۱ - جواب از اشکال در مورد ب. ت. ب. کراهت اجیر شدن برای دیگری، جای این پرسش است که چرا موسی، آن هم برای زمانی طولانی اجیر شعیب شد؟ در این مورد گفته شده اجیر شدن موسی مصلحت و قضای الهی بود؛ چرا که موسی مدتی از عمر خویش را در نعمت و رفاه گذرانید؛ ازاینرو تقدیر الهی این بود که مدتی نیز چوپان گوسفندان شعیب باشد و از کلام برخی از مفسران استفاده میشود که اجیر شدن موسی بهانهای برای باقی ماندن وی در مدین و درس آموختن از مکتب آن پیامبر بزرگ الهی بوده است. اگرچه به اقتضای مقام، وظیفه موسی (علیه السلام)همان چرای گوسفندان بوده است. ۱۵.۱.
۳ - اقوال در اجرت موسی درباره اجرت موسی (علیه السلام) نیز از ظاهر آیه چنین به دست میآید که اجرت، تزویج دختر شعیب بوده است. ولی برخی گفتهاند: کلام شعیب که گفت «اِنّی اُریدُ اَن اُنکِحَکَ...»، قرارداد قطعی نبوده است؛ به این دلیل که شعیب مشخص نکرد کدام دختر، همسر موسی (علیه السلام) باشد؛ بلکه فقط یک پیشنهاد بوده است، و عدهای گفتهاند اجیر شدن موسی شرط ازدواج بوده؛ به این معنا که شعیب به موسی گفت: من یکی از دخترانم را به ازدواج تو در میآورم به شرط اینکه ۸ سال برای من کار کنی و مهر و اجرت چیز دیگری بوده است. پیامبر (صلی الله علیه وآله) در روایتی فرمود: «إنّ موسی آجر نَفسَه ثمانی سنین أو عشراً علی عفّة فرجه و طعام بطنه؛ موسی (علیه السلام) خود را در مقابل حفظ پاکدامنی و سیر شدن شکمش ۸ یا ۱۰ سال اجاره داد». ۱۵.
۲ - پیشنهاد اجیر شدن به ذوالقرنین قرآن در آیات ۸۳ـ۹۸ کهف/۱۸ به داستان ذوالقرنین اشاره کرده، میگوید: ذوالقرنین در ادامه سفر خود به قومی برخورد که به او گفتند: «یـذَا القَرنَینِ اِنَّ یَأجوجَ ومَأجوجَ مُفسِدونَ فِی الاَرضِ فَهَل نَجعَلُ لَکَ خَرجـًا عَلی اَن تَجعَلَ بَینَنا وبَینَهُم سَدّا؛ ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج سخت در زمین فساد میکنند. در نتیجه پیشنهاد آنان اجیر کردن ذوالقرنین در برابر پرداخت اجرت بوده است؛ امّا او از پذیرش کار در مقابل دریافت اجرت امتناع کرد و گفت: آنچه خدا به من تمکّن داده، از اجرت و کمک مالی شما بهتر است؛ ولی مرا با نیروی انسانی یاری کنید و برایم وسایل مورد نیاز ازجمله قطعات آهن و مس گداخته بیاورید.
منبع: قصص/سوره۲۸، آیه۲۵۲۹ · قصص/سوره۲۸، آیه۲۷ · الحدائق، ج۲۱، ص۵۹۶ · الفرقان، ج۱۹ـ۲۰، ص۳۳۶ · نمونه، ج۱۶، ص۶۹ · جامعالبیان، مج۱۱، ج۲۰، ص۸۰ـ۸۱ · مجمعالبیان، ج۷، ص۳۹۰ · قصص/سوره۲۸، آیه۲۳۲۴ · المیزان، ج۱۶، ص۲۶ · التحریر و التنویر، ج۲۰، ص۱۰۸ · المیزان، ج۱۶، ص۲۶۲۷ · الدرالمنثور، ج۶، ص۴۰۸ · کهف/سوره۱۸، آیه۸۳۹۸ · کهف/سوره۱۸، آیه۹۴ · جامعالبیان، مج ۹، ج ۱۶، ص۳۰ · تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۴۰ · المیزان، ج۱۳، ص۳۶۴
نکتهٔ فقهی: ماهیت عقد اجاره
بنابراین اجاره عقدی تملیکی و معوض و موقت م. ب..
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اجاره عقدی تملیکی، معوض و موقت است.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: لزوم اجاره عقدی
اجاره عقدی لازم است و طبق ماده ۴۹۷ ق مدنی: عقد اجاره به واسطۀ فوت موجر و مستأجر باطل نمیشود، مگر اینکه موجر به مدت عمر خود بر ملک مالک بوده یا اینکه مباشرت مستأجر در عقد اجاره شرط شده بوده که در این مورد عقد اجاره با فوت باطل میشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اجاره عقدی لازم است و طبق ماده ۴۹۷ قانون مدنی، با فوت موجر و مستأجر باطل نمیشود، مگر اینکه موجر به مدت عمر خود بر ملک مالک بوده یا مباشرت مستأجر در عقد اجاره شرط شده باشد.
شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: ماده ۴۹۷ قانون مدنی
نکتهٔ فقهی: لزوم پرداخت اجاره بها در صورت فسخ یکطرفه
و چون عقد لازم است، طرفین تا پایان عقد ملزم به تعهدات خود خواهند بود. مثلاً اگر اجاره برای یک سال باشد، و بعد از ۶ ماه مستأجر خانه را رها کند باید اجارۀ ۶ ماه دیگر را نیز بپردازد مگر اینکه حق فسخ یا قرارداد را به تراضی اقاله نمایند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): چون عقد اجاره لازم است، طرفین تا پایان عقد ملزم به تعهدات خود خواهند بود و اگر مستأجر قبل از پایان مدت، خانه را رها کند، باید اجاره بقیه مدت را نیز بپردازد، مگر اینکه حق فسخ یا اقاله به تراضی صورت گیرد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: لزوم معلوم بودن میزان اجاره بها
وجود اجاره بها، یکی از ارکان عقد اجاره است و اگر نباشد و یا رایگان در اختیار دیگری گذاشته شود، این قرارداد اجاره نخواهد بود. و باید میزان آن معلوم باشد و الا طبق ماده۶ قانون روابط موجر و مستأجر باید اجرة المثل پرداخت شود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): وجود اجاره بها یکی از ارکان عقد اجاره است و باید میزان آن معلوم باشد، در غیر این صورت طبق ماده ۶ قانون روابط موجر و مستأجر، اجرتالمثل پرداخت میشود.
شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: ماده ۶ قانون روابط موجر و مستأجر
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
