Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دکترین

نکتهٔ فقهی: مفهوم تسلیم در بیع (آثار بیع)

#تسلیم #بیع #خریدار #مبیع #تصرف #تخلیه #اموال

مقصود از تسلیم آن است که خریدار بتواند در مبیع تصرّف کند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): مقصود از تسلیم، فراهم آوردن امکان تصرف خریدار در مبیع است. در اموال غیرمنقول، تخلیه و اذن تصرف، و در اموال منقول، قبض یا تخلیه کفایت می‌کند. شاخه: مدنی

بخش‌های دیگرِ همین مبحث 15

نکتهٔ فقهی: الزام به تسلیم عوض و معوض (آثار بیع)
بر خریدار و فروشنده درصورتی‌که شرط تاخیر نشده باشد واجب است که عوض و معوّض را بعد از عقد تسلیم نمایند، پس برای هیچ یک از آن‌ها در صورت امکان، تاخیر‌انداختن جایز نیست، مگر اینکه با رضایت طرفش باشد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): خریدار و فروشنده موظفند عوض و معوض را پس از عقد تسلیم کنند، مگر اینکه شرط تأخیر شده باشد یا طرفین رضایت داشته باشند. در صورت خودداری، اجبار می‌شوند. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: زمان تسلیم مبیع (آثار بیع)
اگر در عقد بیع برای تسلیم مبیع «موعد» تعیین نشده باشد، فروشنده باید به محض مطالبه خریدار، بی درنگ آن را تسلیم کند. تعیین مهلت مجهول از شروطی است که جهل به آن در ارزش مبیع مؤثر و سبب بطلان عقد است. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر موعدی برای تسلیم مبیع تعیین نشده باشد، فروشنده باید به محض مطالبه خریدار، آن را تسلیم کند. تعیین مهلت مجهول که در ارزش مبیع مؤثر باشد، موجب بطلان عقد است. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده ۲۳۳، بند۲
نکتهٔ فقهی: محل تسلیم مبیع (آثار بیع)
«محل تسلیم»، در صورتی که ضمن عقد معلوم نشده باشد و عرف و عادتی هم در بین نباشد، محل وقوع عقد است — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): محل تسلیم مبیع، در صورت عدم تعیین در عقد و نبود عرف، محل وقوع عقد است. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده ۳۷۵
نکتهٔ فقهی: حق حبس (آثار بیع)
در صورتی که هر یک از طرفین عقد، از ایفای تعهد (تسلیم مبیع یا ثمن) امتناع کند، طرف دیگر می‌تواند از « حق حبس » یا الزام شخصِ ممتنع استفاده کند؛ و در صورتی که هر دو به حق حبس استناد کنند، فقهای امامیه اجبار هر دو را ترجیح داده اند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در صورت امتناع ی. ا. ط. از ایفای تعهد (تسلیم مبیع یا ثمن)، طرف دیگر می‌تواند از حق حبس یا الزام شخص ممتنع استفاده کند. در صورت استناد هر دو به حق حبس، اجبار هر دو ترجیح دارد. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: قاعده تلف قبل از قبض (آثار بیع)
اثر حقوقی تسلیم این است که مسئولیت تلف به طرف قرارداد منتقل می‌شود، در حالی که اگر کالا قبل از تسلیم تلف شود، به استناد قاعده «کُل مبیعٍ تَلِف قبلَ قبضه، فهو من مالِ بایعه»، فروشنده حقی به ثمن ندارد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر کالا قبل از تسلیم تلف شود، فروشنده حقی به ثمن ندارد. شاخه: مدنی · از قواعدِ فهرستِ فقهی: 12
نکتهٔ فقهی: الزام مشتری به پرداخت ثمن (آثار بیع)
مقتضای معاوضی بودن بیع این است که در قبال الزام مالک به تسلیم مبیع، مشتری نیز به پرداخت ثمن ملزم گردد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): مقتضای معاوضی بودن بیع این است که در قبال الزام مالک به تسلیم مبیع، مشتری نیز به پرداخت ثمن ملزم گردد. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده ۳۶۲، بند۴
نکتهٔ فقهی: عدم حق فسخ به دلیل عدم پرداخت ثمن (آثار بیع)
عدم پرداخت ثمن، جز در مورد خیار تفلیس و تأخیر ثمن، در هیچ مورد به بایع حق فسخ بیع را نمی‌دهد، ولی حق حبس برای وی همواره محفوظ است. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): عدم پرداخت ثمن، جز در موارد خیار تفلیس و تأخیر ثمن، به بایع حق فسخ بیع را نمی‌دهد، اما حق حبس برای وی محفوظ است. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: زمان پرداخت ثمن (آثار بیع)
در صورتی که موعد پرداخت ثمن در عقد ذکر نشده باشد، معنای آن تسلیم در برابر حکم عرف است — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر موعد پرداخت ثمن در عقد ذکر نشده باشد، پرداخت آن تابع حکم عرف است و در صورت نبود عرف، خریدار باید نقداً ثمن را بپردازد. شاخه: مدنی · ارتباط با قانون: قانون مدنی، ماده ۲۲۰
نکتهٔ فقهی: محل پرداخت ثمن (آثار بیع)
محل پرداخت ثمن نیز همان محل وقوع عقد است، مگر این‌که بین فروشنده و خریدار قرارداد مخصوصی وجود داشته باشد یا عرف و عادت ترتیب دیگری اقتضا کند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): محل پرداخت ثمن همان محل وقوع عقد است، مگر اینکه قرارداد خاصی وجود داشته باشد یا عرف و عادت ترتیب دیگری اقتضا کند. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: ضمان درک (آثار بیع)
اگر بعد از فروش کالای معین، معلوم شود که تمام یا جزئی از آن متعلق به دیگری است، فروشنده متعهد است ثمنی را که دریافت کرده به خریدار مسترد دارد. این تعهد در اصطلاح فقهی و حقوقی « ضَمان دَرک » نامیده می‌شود. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر پس از فروش کالای معین، معلوم شود تمام یا جزئی از آن متعلق به دیگری است، فروشنده متعهد است ثمن دریافتی را به خریدار مسترد کند. این تعهد 'ضمان درک' نامیده می‌شود. شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: تعهد فروشنده در بیع کلی (آثار بیع)
البته، در صورتی که مبیع، کلی باشد، فروشنده به موجب عقد متعهد است فردی از کلی را که قابل تملک باشد به خریدار تسلیم کند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در بیع کلی، فروشنده متعهد است فردی از کلی را که قابل تملک باشد به خریدار تسلیم کند. شاخه: مدنی
آثار بیع
بِیْع ، اصطلاحی فقهی و حقوقی، ناظر به گونه‌ای از معامله که در آن کالایی با عوضی معلوم، اعم از کالا یا وجه نقد مبادله می‌شود. بیعی که‌ به‌طور صحیح واقع شود، از نظر فقهی دارای آثار و نتایجی است.
آثار بیع: مالکیت مبیع
و اگر هر دو خودداری کنند، اجبار می‌شوند، و اگر یکی از آن‌ها خودداری کرد، اجبار به آن می‌شود. و اگر فروشنده یا خریدار شرط کند که تسلیم آن تا مدت معیّنی تاخیر بیفتد جایز است و طرف او - در زمانی که او با شرط، تاخیر‌انداخته - حق خودداری از تسلیم را ندارد. البته اگر اتفاقاً تا رسیدن آن وقت به تاخیر افتد، درصورتی‌که شخصی که شرط به نفع او شده (از تسلیم) خودداری نماید، ظاهر آن است که طرف دیگر، حق خودداری از تسلیم را دارد. و قبض و تسلیم - در چیزی که منقول نیست مانند خانه و مزرعه – تخلیه آن است؛ با دست برداشتن از آن و برطرف نمودن چیزهایی که منافات با تخلیه دارد و اذن دادن وی به طرفش که تصرف کند به‌طوری که تحت سیطره و اختیار او قرار بگیرد. و اما در چیزی که منقول است؛ مانند طعام و لباس و مانند این‌ها پس در اینکه مطلقاً قبض و تسلیم آن‌ها هم تخلیه باشد یا گرفتن با دست باشد یا بین انواع آن تفصیل باشد، چند قول است؛ که بعید نیست، در مقام وجوب تسلیم عوض و معوّض بر فروشنده و خریدار، تخلیه کفایت کند، اگرچه بنابر احتمالی که بعید نیست، این کار موجب بیرون آمدن آن از ضمانش و از اینکه تلف آن بر او نباشد نمی‌شود، اگرچه در سایر مقاماتی که در آن‌ها قبض معتبر است - که این مقام وسعت‌ تفصیل آن‌ها را ندارد - به این تخلیه اکتفا نمی‌شود.» پس به مجرد وقوع عقد ، خریدار مالکِ مبیع و فروشنده مالکِ ثمن می‌شود؛ در نتیجه، فروشنده ملزم به تسلیم مبیع به خریدار خواهد بود. مقصود از تسلیم آن است که خریدار بتواند در مبیع تصرّف کند. اگر در عقد بیع برای تسلیم مبیع «موعد» تعیین نشده باشد، فروشنده باید به محض مطالبه خریدار، بی درنگ آن را تسلیم کند. تعیین مهلت مجهول از شروطی است که جهل به آن در ارزش مبیع مؤثر و سبب بطلان عقد است. «محل تسلیم»، در صورتی که ضمن عقد معلوم نشده باشد و عرف و عادتی هم در بین نباشد، محل وقوع عقد است و هزینه حمل آن نیز به عهده خریدار است. در صورتی که هر یک از طرفین عقد، از ایفای تعهد (تسلیم مبیع یا ثمن) امتناع کند، طرف دیگر می‌تواند از « حق حبس » یا الزام شخصِ ممتنع استفاده کند؛ و در صورتی که هر دو به حق حبس استناد کنند، فقهای امامیه اجبار هر دو را ترجیح داده اند. اثر حقوقی تسلیم این است که مسئولیت تلف به طرف قرارداد منتقل می‌شود، در حالی که اگر کالا قبل از تسلیم تلف شود، به استناد قاعده «کُل مبیعٍ تَلِف قبلَ قبضه، فهو من مالِ بایعه»، فروشنده حقی به ثمن ندارد. مقتضای معاوضی بودن بیع این است که در قبال الزام مالک به تسلیم مبیع، مشتری نیز به پرداخت ثمن ملزم گردد. بنابراین، فروشنده می‌تواند اجرای این تعهد را از دادگاه بخواهد. عدم پرداخت ثمن، جز در مورد خیار تفلیس و تأخیر ثمن، در هیچ مورد به بایع حق فسخ بیع را نمی‌دهد، ولی حق حبس برای وی همواره محفوظ است. در صورتی که موعد پرداخت ثمن در عقد ذکر نشده باشد، معنای آن تسلیم در برابر حکم عرف است و چنان‌چه حکم عرف وجود نداشته باشد، خریدار باید نقداً ثمن را بپردازد. محل پرداخت ثمن نیز همان محل وقوع عقد است، مگر این‌که بین فروشنده و خریدار قرارداد مخصوصی وجود داشته باشد یا عرف و عادت ترتیب دیگری اقتضا کند. منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۶۶، کتاب البیع، القول فی القبض و التسلیم، مسالة۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · قانون مدنی، ماده ۳۶۷ · قانون مدنی، ماده ۲۳۳، بند۲ · قانون مدنی، ماده ۳۷۵ · کتاب المکاسب، ج۶، ص۲۶۱، چاپ کنگره · قانون مدنی، ماده ۳۶۲، بند۴ · قانون مدنی، ماده ۲۲۰
آثار بیع: ضمانت فروشنده بر جبران نقص مبیع
اگر بعد از فروش کالای معین، معلوم شود که تمام یا جزئی از آن متعلق به دیگری است، فروشنده متعهد است ثمنی را که دریافت کرده به خریدار مسترد دارد. این تعهد در اصطلاح فقهی و حقوقی « ضَمان دَرک » نامیده می‌شود. البته، در صورتی که مبیع، کلی باشد، فروشنده به موجب عقد متعهد است فردی از کلی را که قابل تملک باشد به خریدار تسلیم کند. اگر شخص ثالث، نسبت به مَبیع، حقی داشته باشد (مثل حق انتفاع ، حق ارتفاق و حق ارتهان )، در مورد باطل بودن خرید و فروش یا وجود حق فسخ برای خریدار در متون فقهی و حقوقی بتفصیل بحث شده است. منبع: مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۳، ص۱۷۱، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۷
آثار بیع: ضمانت فروشنده بر عیوب پنهانی
در صورتی که معلوم شود در حین عقد این عیب وجود داشته یا به سببی که پیش از عقد به وجود آمده، عیبی پیدا کرده است، خریدار می‌تواند عقد را فسخ کند یا کالای معیوب را نگاه دارد و برای جبران از فروشنده « اَرْش » (مابه التفاوت قیمت کالای سالم و معیوب) بخواهد. منظور از عیب نقصی است که از ارزش کالا یا بهره متعارف آن بکاهد و معیار تشخیص آن «عرف» است. نظری که وقوع عقد بیع را مبنی بر سلامت مبیع به موجب شرط ضمنی و در نتیجه، خیار عیب را جبران «تقصیر قراردادی» می‌داند، در بسیاری موارد کارآمد و مؤثر است و خریداران را، بویژه در مواردی که با شرکت‌های بزرگ و مؤسسه‌های عظیم تولیدی روبرو باشند، از اثبات تقصیر فروشنده بی‌نیاز می‌کند؛ در حالی که مستند‌کردن آن به ضَمان قهری یا اصل لاضرر ، بار اثبات را به دوش خریداران می‌گذارد. در مواردی که کالا از طریق واسطه‌ها به دست مصرف‌کننده می‌رسد، یا افراد بدون داشتن هرگونه رابطه خصوصی با فروشندگان، صرفاً از کالاها استفاده می‌کنند، استناد به تقصیر قراردادی با اشکالات بسیاری روبروست؛ حال آن‌که ضمان قهری در این موارد بدون ابهام می‌تواند مستند قرار گیرد. منبع: قانون مدنی، ماده ۴۲۶ · کتاب المتاجر، ج۵، ص۲۷۱، چاپ سنگی تبریز، ۱۳۷۵، چاپ افست قم ۱۴۱۶ · حقوق مدنی معاملات مُعوّض، ج۱، ص۲۳۷ـ۲۵۳، عقود تملیکی، بیع، معاوضه، اجاره، قرض، تهران ۱۳۷۴ش

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین