بدرقه
جستجوی «بدرقه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- بدرقه که در اصل بدرهه بوده، به معنای راهبر، راهنما و بلد، محافظ و نگهبان کاروان است. بیهقی، ابوالحسن، تاریخ بیهقی، ج۲، ص۵۰۵. بیهقی، ابوالحسن، تاریخ بیهقی، ج۲، ۵۹۸. ابن خلف تبریزی، محمد حسین، برهان قاطع، ج۱، ص۲۴۳. دهخد، علیاکبر، لغتنامه، ج۳، ص۳۸۵۲، «بدرقه.» «بدرقه گرفتن» یعنی انتخاب کسی به عنوان راهنما و محافظ. بیهقی، ابوالحسن، تاریخ بیهقی، ج۳، ص۱۰۶۳. طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۳، «بدرق.» کلمه «بدارقه» که در عبارتی از تاریخ قم آمده، جمع بدرقه و با توجه به سیاق سخن، به معنای نگهبانان و محافظان همراه ماموران خراج است. قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ص۴۱۳. قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ص۴۶۹. شماری از لغتشناسان واژه بدرقه را معرّب نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب، ص۴۰. و برخی ن
مفهوم
بدرقه به معنای همراهی و راهنمایی حاجیان و زائران است.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
