ابزار
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- شیء یا ابزاری که برای انجام کاری (معمولاً فیزیکی) به کار میرود.
- انگلیسی
- Instrument, Tool
- فرانسوی
- Instrument, Outil
- آلمانی
- Werkzeug
- عربی
- الأداة
- فقهی
- آلت (ابزاری که فعل با آن انجام میشود)
- مترادف
- آلت، افزار
- اعم
- وسیله
- اخص
- آلت قتاله
- ریشهشناسی
- واژه «ابزار» از ریشه فارسی «ابزار» به معنای ساز و برگ و وسیله کار است.
جستجوی «ابزار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
در روابطِ واژههای دیگر
ایمنی کار (موضوع) · ابزار ممنوع شکار (همخانواده) · ابزار کار (همخانواده) · عین مستأجره (نمونهها)
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
