ابهام
جستجوی «ابهام» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
در روابطِ واژههای دیگر
رفع ابهام رأی (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- ابهام در لغت به معنای پوشیده گذاشتن و پوشیده گفتن آمده و در صنایع بدیع معنوی، از «ابهام» به عنوان یک آرایهادبی یاد میکنند. ابهام یا کلام ابهامدار، محتمل الضدین و یا ذو وجهین، سخنی است که به نحوی ایراد میشود که دو معنی متضاد از آن برداشت میشود. به عبارتی، متکلم کلام خود را به نحوی میگوید که هم میتوان از آن معنای مدح برداشت کرد و هم ذمّ . ابهام تحول از سوی «چه گفتن» به «چگونه گفتن» است. در «چگونگی گفتن» است که متکلم ابهام و دوگانگی را به کلام خود میبخشد. برای این نوعِ ابهام میتوان بیت زیر را از « رشید وطواط » نمونه آورد: ای خواجه، ضیا شود از روی تو ظلم •••• با طلعت تو سور نماید ماتم. موضوع هر دو مصرع به دو گونه متضاد فهمیده میشوند. گاهی نیز، شعر یا جمله دو معنا دارد: مثبت و منفی، مخ
مفهوم
ابهام به معنی پوشیدگی می باشد و نیز به انگشت شست دست و پا هم اطلاق می شود. ابهام به معنای اول در بابهای گوناگون اعم از عبادات ، عقود ، ایقاعات و احکام مورد بحث و موضوع احکامی قرار گرفته است.
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- تعقید — البته باید میان ابهام و تعقید کلام تفاوت قائل شد. ابهام اساساٌ یک پیچیدگی آگاهانه و هنری در کلام است که با عمد و قدرتِ متکلم خلق میشود تا خواننده در دریافت معنا، تامل کند و این تلاش ذهنی و واکاوی متن باعث لذت ادبی و هنری او میشود. اما تعقید کلام که یکی از عیوب سخن ادبی شمرده میشود، حاکی از ناتوانی زبانی و بیانی متکلم است، یا افراط او در چیدن الفاظ مشکل در کنار هم برای پیچیده کردن متن به نحوی که در فهم مطلب خلل ایجاد کرده و باعث سردرگمی مخاطب و رنجش او از متن میشود.
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
ابهام در وصیت · ابهام در قرارداد · ابهام در رای
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
تفسير · تناقض · اجمال · رفع ابهام · اشتباه
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
