اجاره
جستجوی «اجاره» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
قانون مدنی ماده 466: اجاره عقدی است که به موجب آن، مستاجر، مالک منافع عین مستاجره می شود، اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد اجاره را عین مستاجره گویند.
ترمینولوژی حقوق، ص 11: عقدی است که بموجب آن یک طرف منفعت عین یا نیروی کار خودرا درازاء اخذ اجرت معامله ) (میکند ۰ مورد اجار ۰ ممکن است اشیاء یاحیوان یا نیروی انسان باشد (ماده ۴۶۷-۴۶۶ ت- م اجار ۶ اشیاء و حیوان
روابطِ واژه
اجاره
- هممعنی نزدیک
- کرایه، تملیک منفعت
- نوعی از
- عقد معوض و تملیکی منفعت
- عامتر
- عقد
- طرفها
- موجر و مستأجر
- موضوعها
- عین مستأجره، منفعت، اجرت
- ارکان وابسته
- مدت، منفعت مشروع، اجرت معلوم
- آثار
- انتقال حق انتفاع موقت، نه مالکیت عین
- مفاهیم نزدیک
- عاریه، اجرتالمثل، تخلیه
- مقابل نسبی
- عاریه
- انحلال
- پایان مدت، فسخ، اقاله، تلف عین در موارد قانونی
- همخانواده
- موجر، مستأجر، اجرت، استیجار، عین مستأجره
اجاره
- هممعنی نزدیک
- اجارهٔ منافع
- نوعی از
- عقد معین و تملیکیِ منفعت
- تعریف
- قراردادی که بهموجب آن مستأجر مالک منافع عین مستأجره برای مدت یا محدودهٔ معین میشود
- طرفها
- موجر و مستأجر
- عوض
- اجارهبها یا اجرت
- موضوع
- اشیا، حیوان یا انسان
- مفاهیم نزدیک
- منفعت، اجرتالمسمی، تسلیم عین مستأجره
- مقابل
- بیع که مالکیت عین را منتقل میکند
- همخانواده
- اجاره، موجر، مستأجر
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
بیع (مفاهیم متمایز) · ودیعه (مفاهیم نزدیک) · عاریه (مفاهیم نزدیک) · عاریه (مقابل) · حق انتفاع (مفاهیم نزدیک) · اجرتالمثل (مفاهیم نزدیک) · اجرتالمسمی (مفاهیم نزدیک) · تخلیه ید (مفاهیم نزدیک) · دستور تخلیه (مفاهیم نزدیک) · منفعت (مفاهیم نزدیک) · عقد معوض (نمونهها) · عقد معین (نمونهها) · رابطهٔ پایه (نمونهها) · اجارهٔ تجاری (همخانواده) · تعدیل اجارهبها (همخانواده) · انتقال به غیر (مفاهیم نزدیک) · مالیات اجاره (مفاهیم نزدیک) · مالیات اجاره (همخانواده) · سُکنی (مفاهیم نزدیک) · حق عرضه و توزیع (موضوع) · حق تصرف (اقسام) · عقود و تعهدات (نمونهها) · ادارهٔ مال مشترک (موضوع) · موجر (همخانواده) · مستأجر (همخانواده) · عین مستأجره (مفاهیم نزدیک) · عین مستأجره (همخانواده) · اجارهٔ اشیا (نوعی از) · اجارهٔ اشیا (همخانواده) · مدت اجاره (همخانواده) · اجارهٔ فاقد مدت (همخانواده) · اجارهٔ حیوان (نوعی از) · اجارهٔ حیوان (همخانواده) · اجارهٔ اشخاص (نوعی از) · اجارهٔ اشخاص (همخانواده) · اجیر (همخانواده) · تسلیم عین مستأجره (همخانواده) · تعمیرات اساسی عین مستأجره (همخانواده) · تخلیهٔ عین مستأجره (همخانواده) · قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۷۶ (همخانواده) · اجارهنامهٔ رسمی (همخانواده) · اجارهنامهٔ عادی (همخانواده) · حکم تخلیه (همخانواده) · انقضای مدت اجاره (همخانواده) · عقد لازم (نمونهها) · عقد اجاره (همخانواده) · اجرت (همخانواده) · اجرتالمسمی (همخانواده) · اجارهبها (همخانواده) · اجیر خاص (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- اجاره همانند «اجر»، مصدر ثلاثی مجرد از باب أجَرَ یَأجُرُ است التحقیق، ج۱، ص۳۸، «اجر». که بهمعنای «به مزد دادن» «بهمزدوری گرفتن» و « اجرت » و « مزد » آمده است. لسان العرب، ج۱، ص۷۷۷۸، «اجر».
گونهها
- اجاره اعمال — معیار: انواع اجاره
- اجاره اعیان — معیار: انواع اجاره
- حق ندارد در این مدت — معیار: انواع اجیر
- منافع — معیار: انواع اجاره
همارزها و همخانوادهها
استیجار · کرایه
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
موجر · مستاجر · عین مستاجره · اجرت المثل · سرقفلی · تخلیه · عقد
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
ترکیبهای ثبتشده
اجارهبها · اجارهنامه · عقد اجاره · مالیات اجاره · مدت اجاره · ودیعهٔ اجاره · اجارهنامهٔ رسمی · اجارهنامهٔ عادی · انقضای مدت اجاره · تعدیلاجارهبها · پایان مدت اجاره · ادامهٔ تصرف پس از اجاره
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
اجاره عقدی است که به موجب آن مستأجر مالک منافع عین مستاجره میشود، اجاره دهنده را موجر و اجارهکننده را مستأجر و مورد اجاره را عین مستاجره گویند. ←اجاره در لغت از ریشه اجر به معنای رهانیدن، به فریاد رسیدن، چیزی را به فرد دادن میباشد. در اصطلاح عقدی است که به موجب آن مستأجر، در برابر مالی که به موجر میدهد، برای مدت معین مالک منافع عین مستأجره میشود. یعنی همان سلطه و اختیار استفاده مالک را از عین مورد اجاره دارد؛ بنابراین اجاره عقدی تملیکی و معوض و موقت میباشد.
منبع: ویکیپدیا — اجاره (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
