اجازهٔ مالک
جستجوی «اجازهٔ مالک» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: رضایت بعدیِ مالک به معاملهای که فضول بدون اذن او انجام داده است. اجازه باعث نافذ شدن معامله و الحاق اثر آن به زمان انعقاد قرارداد میشود. مثال: مالک پس از آگاهی از فروش ماشینش توسط فضول، با امضای سند، معامله را اجازه میکند.
روابطِ واژه
اجازهٔ مالک
- هممعنی نزدیک
- تنفیذ معاملهٔ فضولی
- نوعی از
- ایقاع
- صادرکننده
- مالک یا قائممقام او
- شکل
- لفظ یا فعل دال بر امضای معامله
- اثر
- نافذشدن معامله فضولی و ترتب آثار آن
- محدودیت
- اجازه پس از رد مؤثر نیست
- مفاهیم نزدیک
- رد معامله، عدم نفوذ، تنفیذ
- مقابل
- رد مالک
- همخانواده
- اجازه، مجاز، تنفیذ. معامله به مال غیر با اجازهٔ بعدی مالک یا قائممقام او صحیح و نافذ میشود
اجازهٔ مالک
- هممعنی نزدیک
- تنفیذ معامله فضولی
- نوعی از
- اعلام رضایت
- زمان
- پس از وقوع معاملهٔ فضولی و پیش از رد
- شیوه
- لفظ یا فعل دال بر امضای معامله
- اثر
- اعتبار و نفوذ معامله نسبت به مال مالک
- اثر زمانی
- نسبت به عین از زمان اجازه و نسبت به منافعِ مال و عوض آن از زمان عقد، طبق قواعد قانونی
- مفاهیم نزدیک
- تنفیذ، کشف حکمی، رد
- مقابل
- رد مالک
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
معاملهٔ فضولی (همخانواده) · رد مالک (مقابل)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
معامله فضولی · فضول · غیرنافذ · تنفیذ · مالک
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
