اجرتالمثلایامتصرف
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- مبلغی که بابت استفاده از مال دیگری بدون قرارداد یا رضایت مالک، در مدت تصرف به وی پرداخت میشود.
- انگلیسی
- Fair rental value, Mesne profits
- فرانسوی
- Indemnité d'occupation
- آلمانی
- Nutzungsentschädigung
- عربی
- أجرة المثل
- فقهی
- أجرة المثل؛ عوض منافعی که در اثر تصرف غاصبانه یا غیرمجاز از مالک فوت شده است.
- مترادف
- اجرتالمثل، عوض منافع
- متضاد
- اجرتالمسمی
- اعم
- ضمان قهری
- اخص
- اجرتالمثل ایام تصرف عدوانی، اجرتالمثل ایام تصرف در عقد باطل
- ریشهشناسی
- «اجرت» (عربی) به معنای مزد و «مثل» (عربی) به معنای شبیه و همارز.
جستجوی «اجرتالمثلایامتصرف» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: مبلغی معادل اجارهبها یا ارزش عرفی استفاده از مال دیگری که متصرف غیرقانونی یا غاصب باید به مالباخت به ازای مدت زمان تصرف پرداخت کند. مثال: پرداخت اجرتالمثل روزهای ماندن مستاجر در خانه پس از پایان مدت اجاره و عدم تخلیه.
روابطِ واژه
اجرتالمثل ایام تصرف
- هممعنی نزدیک
- بهای متعارف منافع مدت تصرف
- نوعی از
- خسارت یا عوض قانونی
- ذیحق
- مالک یا صاحب منفعت
- موضوع
- استفاده یا محرومکردن مالک از منافع مال در دورهٔ تصرف غیرمجاز
- اثر
- الزام متصرف به پرداخت ارزش متعارف اجاره یا منفعت
- مفاهیم نزدیک
- غصب، منافع مغصوبه، کارشناسی
- مقابل
- اجرتالمسمی
- همخانواده
- اجرت، مثل، تصرف
اجرتالمثل ایام تصرف
- هممعنی نزدیک
- بهای استفاده پس از پایان مجوز
- نوعی از
- جبران منافع
- کاربرد
- ادامهٔ تصرف مستأجر پس از پایان اجاره یا استفاده از مال دیگری بدون قرارداد معتبر
- معیار
- اجرت متعارف، مگر طرفین دربارهٔ مبلغ دیگری توافق کرده باشند
- اثر
- الزام متصرف به پرداخت بهای مدت استفاده
- مفاهیم نزدیک
- تخلیه، اجرتالمسمی، تصرف بدون مجوز
- مقابل
- اجارهبهای دورهٔ قراردادی
- همخانواده
- اجرت، مثل، تصرف. اگر موجر ودیعه را بازنگرداند و مستأجر به تصرف ادامه دهد، با توجه به اوضاع قرارداد، اجرتالمثلِ معادل اجرتالمسمی ممکن است مطرح باشد
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
تخلیهٔ عین مستأجره (مفاهیم نزدیک)
همارزها و همخانوادهها
اجاره بهای عادلانه · اجرت المثل
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
غصب · تصرف عدوانی · منافع · جبران خسارت
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
