احتیاط
جستجوی «احتیاط» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 29: ۱ خد بشیوه ای که درآن حتی المقدور منظور مقنن عملی گردد واین درمواردی است که شک پیش آید ) والا در مواردسکه منظورمقنن روشن است موردی برای احتیاط نیست ۰ شکوکی که در مورد آنها احتیاط می کنند محدود و معین است و شامل همه شکوک نمی شود. غالب موارد احتیاط دور از احتیاط است ۰ (احد حدود (دال احد مشدد است) (فقه
در روابطِ واژههای دیگر
اصل پیشگیری (مفاهیم نزدیک) · اصل احتیاط (همخانواده) · بیاحتیاطی (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- احتیاط، در لغت یعنی حفظ نمودن و در اصطلاح، به معنای اهتمام مکلف است به موافقت قطعی با اوامر شارع و نگهداری نفس خویش از مخالفت احتمالی با آنها در جایی که به تکلیف واقعی، قطع ندارد، چه اماره معتبری بر آن اقامه شده باشد چه نشده باشد و چه مورد از موارد اجرای اصل عملی باشد چه نباشد. تهانوی، محمد اعلی بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص۳۱۰.
مفهوم
احتیاط به معنای انجام دادن عمل به گونهای است که موجب یقین به فراغ ذمه و ادای تکلیف واقعی شارع گردد. این مفهوم که در کنار اجتهاد و تقلید یکی از راههای انجام فرایض شرعی است، به معنای تلاش مکلف برای موافقت قطعی با تکالیف احتمالی در موارد عدم قطع به حکم واقعی است.
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- اصل احتیاط — مجرای احتیاط با مجرای اصل احتیاط که از اصول عملی میباشد، تفاوت دارد، زیرا اصل احتیاط فقط در موارد شک در « مکلفٌ به » جاری میگردد، اما احتیاط شامل احتیاط در اصل احتیاط و غیر آن میگردد؛ برای مثال، شامل احتیاط در «شک در محصل» و احتیاط در «شک در اتیان»، « مأمورٌ به » - در مواردی که هنوز وقت باقی است - و حتی شامل احتیاط در فتاوای مراجع تقلید نیز میگردد. کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۴۰۳. تحقیق الاصول المفیدة فی اصول الفقه، آذری قمی، احمد، ص۱۶. اصول الاستنباط، حیدری، علی نقی، ص۲
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
احتیاط آدم · احتیاط اصحاب کهف · احتیاط تام · احتیاط جزئی · احتیاط در تعبدیات · احتیاط در توصلیات · احتیاط صغیر · احتیاط مستحب · احتیاط واجب · احتیاط کبیر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
برائت · مسئولیت · حسن نیت · ایمنی · تدبیر
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
احتیاط. [ اِ ] ( ع مص ) حَوط. حَیطه. حَزم. احتیاص. استوارکاری کردن. استوار کردن. به استواری فراگرفتن. ( مجمل اللغة ). بهوش کاری کردن. ( صُراح ). دوراندیشی. پختگی. عاقبت اندیشی. مآل بینی : گفته آمد تا برادر را به احتیاط در قلعت نگاه دارند. ( تاریخ بیهقی ). به احتیاط آنجای رسیدند. ( تاریخ بیهقی ). استادم ابونصر رفت و وی بازنایستاد از چنین خدمتها احتیاط را. ( تاریخ بیهقی ). از آنجا سوی بلخ رود با والده سلطان مسعود و دیگر حرم و حره ختلی چنانکه به احتیاط آنجا رسیدند. ( تاریخ بیهقی ). نامه ها باید نبشت به مرو و بلخ تا هشیار و بیدار باشند و سر بیابانها و گذرهای جیحون به احتیاط نگاه دارند.( تاریخ بیهقی ). غلامان را بخواند، گفت چیزی که نقد است و جامه های خفتن بر جمّازگان باید که امشب راست کنید. کاری نیفتاده است. و اما احتیاط زیان ندارد. ( تاریخ بیهقی ). از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه...یکی آن است... ( تاریخ بیهقی ). …
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - محکم کاری کردن . ۲ - کاری را با حزم و هوشیاری انجام دادن .
فرهنگ عمید
۱. با تدبیر کار کردن، هوشیاری به کار بردن. ۲. دوراندیشی، عاقبت اندیشی. ۳. (اسم ) (نظامی ) بخشی از نیروی نظامی یک کشور که در مواقع اضطراری به کار گرفته می شود.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
احتیاط عبارت است از عمل به گونه ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود.احتیاط از دو جنبۀ فقهی و اصولی مورد بحث قرار گرفته است: جنبۀ فقهی آن در باب اجتهاد و تقلید، حدود و قصاص و جنبۀ اصولی آن در بحث اصول عملیّه مطرح شده است که جنبۀ اخیر در ذیل مدخل اصل احتیاط می آید.احتیاط به موافقت قطعی با شارع در موارد عدم قطع به تکلیف واقعی اطلاق می شود. عمل موجب فراغ ذمّۀ مکلّف از تکلیف هنگام شک در فراغ احتیاط گویند. معنای لغوی و اصطلاحی احتیاط احتیاط، در لغت یعنی حفظ نمودن و در اصطلاح، به معنای اهتمام مکلف است به موافقت قطعی با اوامر شارع و نگهداری نفس خویش از مخالفت احتمالی با آن ها در جایی که به تکلیف واقعی، قطع ندارد، چه اماره معتبری بر آن اقامه شده باشد چه نشده باشد و چه مورد از موارد اجرای اصل عملی باشد چه نباشد. فرق احتیاط با اصل احتیاط مجرای احتیاط با مجرای اصل احتیاط که از اصول عملی می باشد، تفاوت دارد، زیرا اصل احتیاط فقط در موارد شک در « مکلفٌ به » جاری می گردد، اما احتیاط شامل احتیاط در اصل احتیاط و غیر آن می گردد؛ برای مثال، شامل احتیاط در «شک در محصل» و احتیاط در «شک در اتیان»، « مأمورٌ به » - در مواردی که هنوز وقت باقی است - و حتی شامل احتیاط در فتاوای مراجع تقلید نیز می گردد. قلمرو احتیاط ...
دانشنامهٔ آزاد فارسی
احتیاط (فقه). (در لغت به معنی دیوار کشیدن دور چیزی؛ هم ریشه با لغت حائط/دیوار) اصطلاحی در فقه. بر دو نوع است: احتیاط فقهی و احتیاط اصولی؛ در اصطلاح نخست، بدین معنا است که مکلف چنان عمل کند که یقین یابد ذمّه اش نسبت به تکلیف شرعی، فراغت یافته است. فی المثل اگر مردّد باشد که دعا به هنگام رؤیت هلال اول ماه، واجب است یا مستحب، آن را به جا آورد. بدین گونه مطمئن می شود که به تکلیف خود عمل کرده است. اکثر فقیهان گذشته معتقد بودند که عمل به احتیاط جایز نیست؛ یعنی مکلف یا باید مجتهد باشد یا از مجتهد تقلید کند و راه سومی به نام احتیاط وجود ندارد؛ اما بیشتر فقیهان معاصر برآنند که مکلف می تواند بدون آن که مجتهد باشد یا تقلید کند، به گونۀ احتیاط عمل کند و ذمّۀ او از تکلیف شرعی بری خواهد شد. احتیاط فقهی هم در عبادات جاری است و هم در معاملات. احتیاط در عبادات، گاه مستلزم تکرار عمل است؛ مانند آن که تردید کند نمازش را تمام یا قصر بخواند. در این مورد باید یک نماز تمام و یک نماز شکسته بخواند تا یقین به انجام تکلیف پیدا کند. برخی فقیهان معتقدند که احتیاط فقهی در عبادات، چنانچه موجب تکرار عمل گردد، جایز نیست. احتیاط، گاه در انجام دادن کاری است و گاه نیز در ترک کردن آن. اصطلاح دوم احتیاط اصولی است: این اصطلاح با عنوان اصل عملی شناخته است. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
