احراز
جستجوی «احراز» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
آیین دادرسی: به معنای اثبات، تشخیص و محرز کردنِ یک امر یا واقعیت است. در دادگاه، قاضی باید وقوع جرم یا حقانیتِ ادعا را احراز کند تا بتواند حکم صادر نماید. مثال: «قاضی پس از بررسی مدارک، وقوع جرم را احراز کرد.»
در روابطِ واژههای دیگر
احراز ندامت و اصلاح (همخانواده)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
اثبات · دلیل · قاضی · حکم · واقعیت · تحقیق
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
احراز. [ اِ ] ( ع مص ) فراهم آوردن. جمع کردن. || در حِرز کردن. ( تاج المصادر ). جائی استوار کردن. || جای دادن. ( منتهی الارب ). || بازداشتن. ( منتهی الارب ). || احراز مکان کسی را؛ پناه دادن جای او را. || پاکدامنی. || گرفتن. ( منتهی الارب ). - اِحراز اَجر ؛ گرد آوردن و گرفتن مزد را. - اِحراز مقام ؛ در تداول فارسی زبانان ، دارا شدن مقام. احراز. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حِرز و حَرَز.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - فراهم آوردن ، جمع کردن . ۲ - پناه دادن ، جای دادن . ۳ - به دست آوردن ، رسیدن به چیزی .
فرهنگ عمید
۱. رسیدن به چیزی، به دست آوردن. ۲. فراهم آوردن. ۳. محرز شدن.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
اِحراز به معنی «در حرز قرار دادن چیزی» و نیز به معنی علم پیدا کردن می باشد. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۲۹۹. ...
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
