احرام
جستجوی «احرام» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 30: احرام بکسر اول اسم جامه ای است که حاجیان درمحل مخصوص (میقات) پوشند وقصد احرام ) کنند ونیزاسم عملی است که دخول در آن موجب حرام شدن امورمعینی بر عامل (که محرم نامیده میشود) آن (است ۰ (ماده ۱۰۵۳فا نوز مدنی
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- اِحرام در لغت به معنای منع کردن قیومی مقری، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ص۷۲. و در اصطلاح فقهی با معنای ورود در نماز یا حج یا عمره گویند. انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسرة، ج۱، ص۳۰۵. در این نوشته مراد « اِحرام حج » میباشد. از این موضوع در باب حج بحث شده و مهمترین مباحث آن عبارت است از:
مفهوم
نخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
محرمات احرام · میقات · نیت · حج تمتع · عمره مفرده · احکام شرعی
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
احرام. [ اِ ] ( ع مص ) آهنگ حج کردن. || بحرمت شدن. در حرمتی که هتک آن روا نیست درآمدن. || حرام بکردن. ( تاج المصادر ). || به ماههای حرام درآمدن. در ماه حرام شدن. ( تاج المصادر ). || در حرم مکه یا مدینه درآمدن. در حرم شدن. ( تاج المصادر ). || اِحرام مراءة؛ حائض شدن او. || قمار بردن. ( تاج المصادر ). بردن و چیره شدن بر حریف در قمار. ( منتهی الارب ). || سوگند خوردن : یحرم الرجل فی الغضب ؛ سوگند میخورد مرد در حال خشم. ( منتهی الارب ). || بازداشتن و بی بهره کردن از چیزی. ( منتهی الارب ). || نومید کردن. || احرام حاج و احرام معتمر؛ بکاری درآمدن او که بسبب آن حرام شود چیزی که حلال بود. مقابل احلال ( اصطلاح حج ). || بر خود حرام گردانیدن بعضی چیزهای حلال و مباح ( مانند استعمال طیب و اصلاح ریش و مباشرت ) را چند روز پیشتر از زیارت خانه کعبه از مقامات معین و همچنین در ایام حج. || ( اِ ) مجازاً بمعنی دو چادر نادوخته که در ایام احرام یکی را لنگ و ته بند کنند و دیگری را بر دوش پوشند. …
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - جِ حَرَمْ. ۲ - جِ حریم . ( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) آهنگ حج کردن ، در حرم درآمدن . ۲ - (اِ. ) مجازاً دو تکه لباس نادوخته که در ایام حج یکی را به کمر بندند و دیگری را بر دوش اندازند.
فرهنگ عمید
۱. بر خود حرام کردن بعضی چیزها و کارهای حلال چند روز پیش از زیارت کعبه. ۲. (اسم ) [مجاز] دو تکه جامۀ نادوخته که در ایام حج یکی را به کمر می بندند و دیگری را به دوش می اندازند. * احرام بستن: (مصدر لازم ) جامۀ احرام پوشیدن و نیت حج کردن و به سوی کعبه رفتن.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
نخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند. احرام با نیت و تلبیه و پوشیدن دو جامه احرام تحقق می یابد. از آن در باب حج بحث شده است. تعریف های مختلفی از احرام در فقه شده است:۱. ماهیّت ترکیب یافته از پوشیدن دو جامۀ احرام، نیّت و تلبیه. ۲. عمل مرکّب از نیّت و تلبیه. ۳. آمادگی نفسانی بر ترک محرّمات تا پایان مناسک. ۴. واقع ساختن تلبیه همزمان با نیّت حج یا عمره، پوشیدن دو جامۀ احرام و واقع ساختن تلبیه مقارن با نیّت، ۵. صفت اعتباری برآمده از یکی از دو سبب:الف. التزام به ترک محرّمات یا قصد ترک آن ها، ب. تلبیه، آنچه بر تلبیه مترتّب می گردد. احرام در لغت و اصطلاح اِحرام در لغت به معنای منع کردن و در اصطلاح فقهی با معنای ورود در نماز یا حج یا عمره گویند. در این نوشته مراد «اِحرام حج» می باشد.از این موضوع در باب حج بحث شده و مهم ترین مباحث آن عبارت است از: مقدّمات احرام کوتاه نکردن موی سر و ریش از اول ذیقعده برای حاجی و یک ماه قبل از عمره برای عمره گزار به قول مشهور، گرفتن ناخن و شارب، نظافت کردن خود، غسل احرام، محرم شدن پس از فریضه ...[ویکی شیعه] اِحْرام اولین عمل از مناسک حج یا عمره است که با نیت کردن، پوشیدن لباس احرام، و گفتن تلبیه محقق می شود. احرام از میقات های خاصی آغاز می شود. این عمل، از جمله ارکان حج و عمره است. کسی که در حال احرام است را مُحرِم می گویند، فرد محرم احکام خاصی دارد مانند اینکه انجام برخی از اعمال در مدت احرام، بر وی حرام می شود. واژه احرام از ریشه «ح ر م» به این معانی است: منع کردن و بازداشتن؛ درآمدن به حریمی که هتک حرمت آن روا نیست، مانند ورود به حرم یا ماه حرام، عهد و پیمانی خاص. در منابع فقهی تعاریف گوناگون از احرام عرضه شده است. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِحرام (در لغت یعنی واردکردن خویشتن در چیزی که حلال بوده و اکنون به سببی حرام شده است) اصطلاحی فقهی، واردشدن در حج یا عمره است. به کسی که احرام بسته است، مُحْرِم گویند. در حقیقتِ احرام، بین فقیهان اختلاف است. کسانی چون علامۀ حلی آن را امری مرکب از نیّت، تلبیه و پوشیدن لباس احرام می دانند. مستحب است مُحرِم، از اول ذیقعده از تراشیدن موهای سر بپرهیزد. بدنش را قبل از اِحرام، تمیز و غسل کند. ابن ابی عقیل عمانی، غسل قبل از احرام را واجب می دانست. همچنین مستحب است مُحرِم، پس از نماز واجب یومیه اِحرام ببندد. نیت، پوشیدن لباس اِحرام و تلبیه از واجبات اِحرام است. صید حیوان خشکی، نزدیکی با زنان، و نگاه شهوت آمیز به آنان، شهادت بر عقدِ ازدواج، دردست کردن انگشتر زینتی، پوشیدن لباس دوخته، پوشیدن کفش و جوراب، تراشیدن موی سر، ناخن گرفتن، بریدن درختان، همراه داشتن اسلحه و زیر سایه رفتن به هنگام حرکت از اموری است که بر مردِ مُحرِم، حرام است. نقاب به رو کشیدن و زینت آلات بستن از مُحرّمات زن مُحرِم است. عطرزدن و استعمال بوهای خوش، سرمه کشیدن، نگاه در آینه، فسوق و مجادله بر مرد و زن مُحرِم حرام است. در حین احرام مستحباتی نیز وجود دارد که بهتر است مُحرِم آن را رعایت کند.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
