احصان
جستجوی «احصان» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 30: اول- احصان دوقسم است: احصان مرد و احصان زن ۰) (احصان مرد اجتماع سه شرط زیر است الف- مرد آزاد مواقعه مشروع صورت دهد (در هر جهت ب- زنی باختیار داشت باشد از طریق عقد دایم یا مالک کنیزی باشد. چ- زن مزبور هميشه در اختیار مرد فقهاء شرط بلوغ وعقل را هم افزوده اند و درآن خلاف است.
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- احصان در لغت بمعنای محکم مستحکم نگهداشتن فرهنگ دهخدا. و مصدر باب افعال میباشد. مؤمنی، عابدین؛ حقوق جزای اسلام، ص۱۲۸.
زیرمجموعهها و اقسام
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
زنای محصنه · حد شرعی · مجازات · قانون مجازات اسلامی · شرایط نکاح · عفت عمومی
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
احصان. [ اَ ح َص ْ صا ] ( ع اِ ) بنده و خر. احصان. [ اِ ] ( ع مص )استوار گردانیدن. ( منتهی الارب ). محکم ، مستحکم ، تحکیم کردن. حصار کردن. || نگاه داشتن. نگه داشتن. || پارسا گردانیدن تزوج کسی را. ( منتهی الارب ). || پارسا گردیدن زن. || شوی کردن زن. شوهر کردن. || باردار شدن ِ زن. || مستور شدن. نهفته گردیدن. نهفتگی کردن. ( تاج المصادر ). احصان ِ زوج زوجه را؛ نهفتن او را. || زن کردن. زن خواستن مرد. || بالغ و عاقل بودن. || عفت داشتن. محصن بودن ( اصطلاح فقه ). در تعریفات جرجانی آمده است : احصان حالت مردی را گویند که بالغ و عاقل و آزاد و مسلم باشد و با زنی بالغه و عاقله و آزاد و مسلمه بنکاح صحیح پیوسته باشد. مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احصان ، بالصّاد المهملة لغة یقع علی معان کلها ترجع الی معنی ً واحد. و هو ان یحمی الشی و یمنع منه. و هو الحریة و العفاف و الاسلام و ذوات الازواج فان الحرّیة تحصن عن قید العبودیّة و العفة عن الزنی و الاسلام عن الفواحش و الزوج یحصن الزوجة عن الزنی و غیره. …
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) استوار و محکم کردن . ۲ - (مص ل . ) نگه داشتن نَفْس از انجام کار بد. ۳ - شوی کردن زن . ۴ - زن گرفتن مرد. ۵ - زن و مردی که به عقد دائم در آمده باشند که مرد «محصن » و به زن «محصنه » گویند.
فرهنگ عمید
۱. ازدواج کردن. ۲. (فقه ) حالت مرد یا زنی که با همسر خود نزدیکی کرده باشد.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
احصان به دو معنای فراهم بودن زمینۀ زناشویی با همسر یا کنیز و پاکدامنی آمده است.احصان به معنای اول در باب شهادات و حدود مورد بحث قرار گرفته است.از احصان به معنای دوم در باب های لعان و حدود بحث شده است. واژۀ احصان ریشۀ قرآنی و روایی دارد و دربارۀ هر یک از زن و مرد به کار رفته است. محصن و محصنه به مرد دارای احصان «محصن» و به زن، «محصنه» گفته می شود. احصان در لغت احصان در لغت بمعنای محکم مستحکم نگهداشتن و مصدر باب افعال می باشد. احصان در اصطلاح فقه ...[ویکی شیعه] اِحصان، به معنای «همسر داشتن» و «پاکدامنی» است و در باب های مختلف فقه از آن بحث می شود. طبق منابع فقهی، احصان موجب تشدید مجازات برخی گناهان می شود. مجازات زنای مُحصَنه، سنگسار و مجازات کسی که شخص محصنی را قذف کند، هشتاد ضربه شلاق است. تحقق احصان، نیازمند شرایط ویژه ای است. واژه «احصان» در لغت، به معنای نگه داشتن و مصونیت بخشیدن و در اصطلاح فقهی به دو معنای «همسر داشتن» و «پاکدامنی» است. در منابع فقهی، از معنای اول به «احصان الرجم» و از معنای دوم به «احصان القذف» نیز یاد می شود. به مرد و زنی که شرایط «احصان» را داشته باشند «مُحصَن» و «محصَنه» یا «ثیِّب» و «ثیِّبه» می گویند. در قرآن کریم، واژه «احصان» و مشتقات آن، در معانی مختلفی، از جمله؛ همسرداشتن، پاکدامنی، آزادبودن (در مقابل برده و کنیز)، مسلمان بودن و بالغ شدن. به کار رفته است.[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است حفظ کردن و عفت پیشه کردن. احصان در لغت، معنای مصونیت بخشیدن و حفظ کردن دارد که با «حصن»، به معنای بنای مستحکم و غیرقابل نفوذ یا جایگاه مرتفع هم خانواده است. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِحصان اصطلاحی در فقه با دو معنا: ۱. در باب زنا: از ویژگی هایی که حد زانی یا زانیه را تشدید می کند و آن را از صد ضربۀ تازیانه به رجم تبدیل می کند. مهم ترین این ویژگی ها بلوغ، عقل و داشتن همسر است. مرد یا زنی که این سه ویژگی را داشته باشد مُحصَن یا مُحصَنه است و اگر زنا کرد رجم می شود. این صفت در تشدید عقوبت دیگر جرم ها نیز اثر دارد. ۲. در باب قذف: ویژگی هایی که اگر دارنده شان مورد قذف قرار گیرد، حد قذف را برای قاذف لازم می آورد. مهم ترین این ویژگی ها عقل، بلوغ، اسلام، و عفت است.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
