احضار
جستجوی «احضار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
التزام به حضور (مفاهیم نزدیک) · جلب (مفاهیم نزدیک) · کفالت (مفاهیم نزدیک) · کفیل (مفاهیم نزدیک) · مکفول (مفاهیم نزدیک) · احضار مکفول (همخانواده) · کفالت مطلق (مفاهیم نزدیک) · کفالت مطلق (همخانواده) · دستور قضایی (موضوع) · احضار متهم (همخانواده) · احضاریه (مفاهیم نزدیک) · احضاریه (همخانواده) · جلب متهم (مفاهیم نزدیک) · التزام به حضور با قول شرف (مفاهیم نزدیک) · معرفی دورهای (مفاهیم نزدیک) · احضار محکومعلیه (همخانواده) · جلب محکومعلیه (مفاهیم نزدیک) · مکفولله (مفاهیم نزدیک)
مفهوم
فراخوانی شخص از سوی قاضی یا مرجع صلاحیتدار دیگر را احضار گویند
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
احضار ابراهیم · احضار زنان مصر · احضار شهود · احضار متخاصمین · احضار یوسف
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
احضاریه · جلب · بازپرس · دادسرا · قاضی
ترکیبهای ثبتشده
احضار متهم · احضار مکفول · احضار محکومعلیه
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
اِحضار یا فَراخوانی دعوتی است رسمی، که از طرف مقام قضایی برای یک شخص جهت حضور در مرجع قضایی به عمل میآید. احضار از ماده «حضر» و در لغت بهمعنای حاضر کردن و فراخواندن میباشد. مقام قضایی جهت بازجویی، پاسخ به اتهام، ادای شهادت یا هر امر دیگری، مدعاعلیه یا نماینده او یا شاهد دعوی و مانند آنها را به وسیله احضارنامه یا احضاریه رسما و در زمان معین فرامیخواند.
منبع: ویکیپدیا — احضار (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
احضار. [ اِ ] ( ع مص ) حاضر آوردن. ( منتهی الارب ). حاضر کردن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). فراخواندن. بخواندن. || دویدن اسب. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). دویدن اسب و آهو و غیره.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - حاضر آوردن . ۲ - فراخواندن ، به حضور خواستن .
فرهنگ عمید
۱. حاضر کردن. ۲. به حضور خواستن، فراخواندن. * احضار ارواح: فراخواندن روح های مردگان به وسیلۀ کسانی که مدعی هستند می توانند روح شخص مرده را حاضر کنند و از او پرسش هایی کنند.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
فراخوانی شخص از سوی قاضی یا مرجع صلاحیت دار دیگر را احضار گویند. از عنوان احضار، در باب هایی مانند کفالت، قضاء، حدود و قصاص، سخن رفته است. احضار از مادّه «حضر» و در لغت به معنای حاضر کردن و فراخواندن، و در اصطلاح حقوق، عبارت است از فراخواندن مدّعا علیه یا نماینده او یا شاهد دعوی و مانند آن ها به وسیله دادگاه یا مرجع صالحی دیگر جهت بازجویی، پاسخ به اتّهام، ادای شهادت را گویند. شرائط احضار در حقوق در حقوق، شرایطی را برای احضار این افراد برشمرده اند؛ از جمله:۱. وجود قراین کافی از سوی شخص برای احضار؛۲. کتبی بودن احضار؛۳. قید کردن مشخّصات دقیق احضار شده، تاریخ و محلّ حضور و نتیجه عدم حضور و محکمه احضارکننده؛۴. حضور شخص احضار شونده و اثبات عذر خود در صورت عدم امکان. واژه احضار در قرآن در قرآن کریم، واژه احضار به کار نرفته؛ امّا مشتقّات گوناگون آن در آیاتی چون: «یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفس مّا عَمِلَت مِن خَیر مُحضَرًا» و «فَکَذَّبوهُ فَاِنَّهُم لَمُحضَرون» آمده است که در همه این آیات، احضار به معنای لغوی بوده است و به معنای اصطلاحی آن ربطی ندارد؛ ولی واژه ها و تعبیرات دیگری مانند: «دعُوا» و «فأتوا به» در قرآن به کار رفته که به معنای اصطلاحی این موضوع اشاره دارد.در این آیات، قرآن ضمن اشاره به جواز احضار افراد و برخی احکام آن، از مواردی از احضار در امّت های پیشین نیز سخن به میان آورده است؛ امّا از آن جا که نهاد حکومت و قضا در جوامع گذشته، ابتدایی یا با عصر حاضر متفاوت بوده است، چه بسا تفکیکی بین قوا در این جوامع وجود نداشته و در بیش تر این موارد، احضارکننده همان حاکم و رئیس دولت بوده است. احضار مستحب ...احضار (فقه). فراخوانی شخص از سوی قاضی یا مرجع صلاحیت دار دیگر را احضار گویند. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
