اخطار
جستجوی «اخطار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 38: در لغت بمعنی یادآوری کردن و خاطر نشان نمودن است ۰ در اصطلاحات اداری (اعم از قضایی و غیره) یادآوری کردن رسمی یک يا چند مطلب درحدود مقررات جاری
در روابطِ واژههای دیگر
اخطار به کفیل یا وثیقهگذار (همخانواده)
همارزها و همخانوادهها
ابلاغ · اطلاع رسانی قضایی
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
اخطار قانونی · اخطار رفع نقص · اخطار مالیاتی
مفهومِ کلیتر
ابلاغیه · اقدامات اداری و قضایی
مفاهیمِ مرتبط
ابلاغ · دادخواست · مهلت · ضمانت اجرا · تذکر
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اخطار. [ اِ ] ( ع مص ) در خطر افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). خود را در تهلکه انداختن. || یاد دهانیدن کسی را بعد فراموشی.یاد آوردن امری کسی را بعد فراموشی. || بدل گذرانیدن چیزی. بدل بگذرانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || بلند قدر و منزلت گردانیدن کسی را: اخطره اﷲ. || خود را گرد گردانیدن برای حریف ، پس برآمدن برای جنگ با وی. || گرو بستن. || اخطار مال ؛ مال را بگرو در میان نهادن. || اخطار فلان فلان را؛ هم قدر و هم منزلت کسی گردیدن. || اخطار کردن ؛ اعلام کردن. اخطار.[ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ خِطر. || ج ِ خَطَر. بلاها. تهلکه ها. امور عظیمه : در اخطار نفس خویش در مقاحم حتوف و اعتراض شهادت در ملاحم حروب و معارض اسنه و سیوف بسلامت برآمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). آندو گفتندش نصیحت در سمر که مکن ز اخطار خود را بیخبر.مولوی.باقیات الصالحات آمد کریم رسته از صد آفت و اخطار و بیم.مولوی.بر عزم مصر باصفهان رفتم و از آنجا بر راه آذربیجان بعد از اخطاری که مشاهده کردم. ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ خطر، بلاها، سختی ها. ( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) در خطر افکندن . ۲ - ابلاغ و اعلام کردن . ۳ - (اِ. ) آگهی ، اعلام .
فرهنگ عمید
= خطر ضرورت انجام یا پرهیز از امری را به کسی یادآوری کردن، آگاه کردن، گوشزد کردن، هشدار.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
اخطاربه معنای تصور عمل است. ازعنوان اخطار، در باب صلات، سخن رفته است. منظور از اخطار، حاضر کردن صورت عمل در ذهن است که اعتبار آن در نیت، مورد اختلاف است.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِخطار (یا: اخطاریه، در لغت به معنی موضوع یا مطلبی را به یاد دیگری آوردن) در اصطلاح حقوق، دستور مقام قضایی یا مقام رسمی دولتی به اخطارشونده مبنی بر حضور در تاریخ و در محل معیّن نزد آن مقام و برای انجام کار معین، در حدود مقررات قانونی، مانند اخطار مقام قضایی به متهم یا شاکی برای حضور در نزد او و بازجویی یا ادای توضیح، یا اخطار به خواهان یا خوانده برای حضور در جلسه دادرسی دادگاه. در امور کیفری، اگر متهم به اخطار توجه نکند و بدون عذر موجه حاضر نشود، دستور جلب او صادر می شود (مادۀ ۱۱۶ و ۱۱۷قانون آیین دادرسی کیفری)، و در امور حقوقی نیز درصورتی که اصحاب دعوی یا یکی از آن ها در دادگاه حاضر نشود، دادگاه بدون حضور او رسیدگی می کند و رأی می دهد. اگر مفاد اخطار، مبنی بر حضور مخاطب باشد، آن را احضار گویند، و ورقه آن را احضاریه گویند (مادۀ ۱۱۲قانون آیین دادرسی کیفری). اخطار به دستور مقام قضایی صادر می شود و باید به مخاطب ابلاغ شود.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
