اداره
جستجوی «اداره» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام با اصلاحات و الحاقات بعدی: اداره قراسورانها هر گونه اطلاعات لازمه را بدوایر نظمیه و ضبطیه در صورت لزوم و تقاضای آن ادارات خواهند داد و خود اداره قراسورانها هر گونه اطلاعات لازمه را از آن ادارات بخواهد و کلیه در موارد لازمه اداره قراسورانها کمال مساعدت و همراهی را باندازه ای که راجع بحدود تکالیف آن اداره است از ادارات ضبطیه و نظمیه خواهد نمود.
ترمینولوژی حقوق، ص 42: :حقوق مدنی) اداره کردن مال يا اموال یا دارانی. در همین معنی می گویند) :(مد یرتصفیه- مدیر تر که - مدیر عامل شرکت (حقوق عمومی الف- شغل راجع باجراء یومیه خدمات عمومی طبق مقرر ات ودستورات حکومت. ب- مجوعه خدمات وموسسات حکومتی که امورجاری کشورر ۱ عهده دار می باشند چنانکه گویند: اداره کشور- دستگاه اداری کشور. ج- مجموعه خدمات وموسسات حکومتی که صنفی از امورجاری کشوررا عهده دار می باشند چنانکه گویند اداره ثبت اسناد و املاک. اداره راه آهن دولتی وغیره.
در روابطِ واژههای دیگر
استعلام (مخاطب) · حقوق اداری (همخانواده) · ادارهٔ مال مشترک (همخانواده)
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
اداره ثبت · اداره کار · اداره مالیات
مفهومِ کلیتر
سازمانهای دولتی · اشخاص حقوقی عمومی
مفاهیمِ مرتبط
وزارتخانه · کارمند · بروکراسی · آییننامه · مدیر
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
