ادعاء
جستجوی «ادعاء» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 45: فقّه- دادرسی) اصطلاح قدیمی است و مرادف دعوی است. رک. د عوی)
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
ادعای مالکیت · ادعای زوجیت · ادعای دین · ادعای بطلان
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
ادعاء. [ اِدْ دِ ] ( ع مص ) دعوی کردن ، حق باشد یاباطل. دعوی کردن بر کسی. ( تاج المصادر بیهقی ). دعوی کردن بچیزی. ( زوزنی ). || نسب و نام خویش بر خصم شمردن در کارزار. نام و نسب خویش گفتن پیش حریف در کارزار. خویشتن نسبت کردن در حرب. ( تاج المصادر بیهقی ). || گردانیدن کسی را که بسوی غیر پدر خود خوانده میشود. ( منتهی الارب ). ادعاه ؛ ای صیره یدعی الی غیر ابیه. ( تاج العروس ). || آرزوکردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). آرزو خواستن. تمنی کردن.
فرهنگ معین
(اِ دِّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - دعوی کردن ، مدعی شدن . ۲ - نام و نسب خویش گفتن پیش حریف در کارزار. ۳ - آرزو کردن .
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
