ارتداد
جستجوی «ارتداد» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: خروج از دین اسلام توسط مسلمان. در فقه و قانون مجازات اسلامی، ارتداد احکام خاصی دارد. مثال: «ارتداد در فقه اسلامی مجازاتهای سنگینی دارد.»
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
ارتداد بلعم باعورا · ارتداد بنی اسرائیل · ارتداد در صدر اسلام · ارتداد در قرآن · ارتداد سامری · ارتداد مانع هدایت · ارتداد منافقان
مفاهیمِ مرتبط
فقه · دین · مجازات · شرع · حکم
تعریف
ارتداد، در لغت به معنی رد کردن یک دین و پشت کردن به آن و در اصطلاح حقوقی، اعلام علنی ترک یک دین است. در برخی از کشورهای اکثریت مسلمان، خشونت مذهبی «نهادینه شده است» و (حداقل در سال ۲۰۰۷) «صدها و هزاران مرتد پنهان» در ترس از خشونت زندگی میکنند و مجبور به زندگی با «دوگانگی شدید و استرس روانی» هستند.
منبع: ویکیپدیا — ارتداد (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
ارتداد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) رد شدن. ( غیاث اللغات ). || برگشتن از دین و جز آن. ( منتهی الارب ). از مسلمانی برگشتن و جز آن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). مرتدی. قهقری. برگشتن از دینی یا دین آوری. رِدّه. از اسلام برگشتن. ( غیاث ). از مذهب اسلام خارج شدن. رجوع به بازگشت و کفر شود.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) از دین برگشتن ، کافر شدن .
فرهنگ عمید
رد کردن حداقل یکی از اصول دین، از دین برگشتن، مرتد شدن.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
[ویکی شیعه] اِرْتِدادْ، به معنای کافر شدن پس از مسلمانی است. مُرتَد بر دو نوع «مِلّی» و «فِطری» است که هر یک، احکام شرعی مختص به خود را دارد. بنابر رأی مشهور فقیهان، مرتد فطری در صورت احرازِ ارتدادش کشته می شود و همسرش از او جدا می شود. اما به مرتد ملی، سه روز فرصت توبه و بازگشت به دین داده می شود. مرتد اگر زن باشد، چه ملی و چه فطری تا زمانی که توبه نکند، زندانی می شود. مهم ترین حکمتی که برای حکم ارتداد بیان شده، مصونیت جامعه اسلامی و مسلمانانی است که قدرت تفکر و تشخیص نظر درست از نادرست را ندارند. به مسلمانی که از آیین اسلام خارج شده و کُفر را برگزیده است، «مرتدّ» گفته می شود. واژۀ ارتداد ریشۀ قرآنی دارد. در فقه بحث ارتداد در باب حدود می آید و از آن به مناسبت در باب هایی مانند طهارت، صلاة، زکات، صوم، حج، تجارت، نکاح و ارث سخن گفته اند. برخی نیز در باب مستقلی تحت عنوان «کتاب مرتدّ»، از آن بحث کرده اند. مرتدّ دو گونه است و هر یک احکام مختص به خود را دارد.[ویکی اهل البیت] در لغت به معنای رجوع و بازگشتن است و اسم مصدر آن، «رِدّة» است به معنای بازگشتن به همان راه که آدمی از آن آمده است. کلمه «ردّة» تنها برای کافران کاربرد دارد؛ امّا معنای «ارتداد» عام است و برای غیر کفر نیز بکار می رود. اگر کسی که مسلمان است، از دین اسلام بیرون رود. او را در اصطلاح دینی «مرتد» گویند. قرآن کریم در آیاتی پرشمار از ارتداد سخن گفته است. در روایات بزرگان معصوم علیهم السلام نیز فراوان از ارتداد یاد شده است. در روایتی، از امام باقر علیه السلام می پرسند که مرتد کیست. می فرماید: «کسی است که از اسلام روی گردانَد و به آنچه بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است، کفر ورزد». …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِرتداد (apostasy) انکار علنی دین خود یا گرویدن به دین دیگری. نمونۀ آن یولیانوس مرتد، امپراتور روم، است که منکر تربیت مسیحی خود و مانع از رشد مسیحیت در امپراتوری شد و کوشید ادیان کهن روم و یونان را احیا کند. در کلیسای کاتولیک رومی به تَرک کامل مسیحیت یا پشت پازدن راهب یا راهبه به عهدهای دینی اش اطلاق می شود. در یونانی ابتدا به معنی زیر پاگذاشتن ارزش های نظامی به کار می رفت، اما بعد به تغییر تابعیت دینی معنی شد. ارتداد در اصطلاح فقه اسلامی به معنی کافرشدن پس از مسلمان بودن است. مسلمانی که وجود خدا، یگانگی او، اصل نبوت یا نبوت پیامبر اکرم (ص) را با وجود عقل، بلوغ، اختیار و قصد، از روی اعتقاد، عناد یا استهزا انکار کند و یا با کارهایی چون توهین و تحقیر آن ها را بیهوده انگارد، مرتد شناخته می شود. مشهور آن است که انکار ضروری دین نیز موجب ارتداد است؛ مانند وجوب نماز، روزه، حج، زکات. مقدس اردبیلی معتقد بود چنانچه مسلمانی، امری را که خود ضروری دین می پندارد، انکار کند، مرتد خواهد بود، ولو در حقیقت ضروری نباشد. انکار امر اجماعی که مورد اتفاق عالمان مسلمان است، لزوماً انکار ضروری نیست. در این که انکار ضروری دین مستقلاً موجب ارتداد می شود یا فقط منوط به انکار خدا یا نبوت است، میان فقیهان اختلاف است. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
