ارتش
جستجوی «ارتش» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
آییننامه اجرایی قانون بیمه عمر و حوادث پرسنل نیروهای مسلح ،وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمان های تابعه یا وابسته به آنها مصوب 1379/12/27 ماده 1: ارتش جمهوری اسلامی ایران. ذ ـ سپاه: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران. ر ـ ناجا : نیرو ی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
ارتش. [ اَ ت ِ ] ( اِ ) لغتی که در این ایام به مجموع سپاهیان مملکت داده اند . رجوع به ارتشتار و ارتیشدار شود. ارتش. [ اَت َ ] ( اِخ ) رودیست در جنوب کیماک. ( حدود العالم ).
فرهنگ معین
(اَ تِ ) (اِ. ) نیروهای نظامی یک کشور.
فرهنگ عمید
۱. مجموع نیروهای نظامی یک کشور. ۲. بخشی از نیروی نظامی بعضی از کشورها.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اَرتش (army) اَرتش نیروی نظامی سازمان یافته برای جنگیدن. ارتش ملی را معمولاً به منظور پیشبرد خط مشی سیاسی هم در داخل کشور و هم در قلمرو کشور دیگر به کار می گیرند. بیشتر کشورها ارتشی ملی دارند که از راه سربازگیری (خدمتِ نظام اجباری) یا داوطلبانه (مزدبگیران حرفه ای) نیروهایش را به دست می آورد. ارتش های خصوصی را ممکن است افراد یا گروه ها استخدام کنند. همۀ تمدن های عهد باستان ارتش داشتند. نخستین ارتش منظم شناخته شده تاکنون، در حدود ۱۶۰۰ پ م در زمان آموسیس، فرمانروای مصر، پدید آمد. آموسیس نیروی کاملی مشتمل بر پیاده نظام، کمان داران، و ارابه سواران برای بیرون راندن متجاوزان هیکسوس تشکیل داد. شیوۀ فراهم کردن ارتش براساس سیستم سربازگیری نیمه اجباری را مصری ها ابداع کردند. در دوره های بعدی تاریخ یونان، سربازگیریِ اجباری امری عادی بود. اسپارتی ها جوانان را از سنین کودکی برای خدمت نظام آموزش می دادند و آنان را از ۲۱ تا ۲۶سالگی در قالب نیروی منظمِ تمام وقت برای پیاده نظام سنگین اسلحه یا هوپلِیت تربیت می کردند. در ارتش های رومی همۀ شهروندان مرد برای خدمتِ نظام در لژیونهای ۶هزار نفری جای می گرفتند؛ لژیون ها خود به واحدهای کوچک تر ۶۰۰نفری به نام کوهورت و کوهورت ها نیز به شش گروه ۱۰۰نفری به نام سنتوری تقسیم می شدند. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
