اقساط
جستجوی «اقساط» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: بخشهای معین و مشخصشدهای از یک دین کلی که باید در سررسیدهای معین و توافقشده پرداخت شوند. تقسیط دین معمولاً با توافق طرفین یا به حکم دادگاه (در صورت اعسار مدیون) انجام میشود. عدم پرداخت بهموقع هر قسط ممکن است موجب حال شدن کل دین شود. مثال: دادگاه پرداخت محکومبه را به صورت اقساط ماهانه صادر کرد.
در روابطِ واژههای دیگر
تقسیط محکومبه (همخانواده) · قرارداد پیشفروش (موضوع) · تعدیل اقساط (همخانواده) · بیع مؤجل (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
دین · اعسار · قسط · سررسید · محکومبه
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اقساط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قِسط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قسطها و حصه های مساوی و برابر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قسط شود. اقساط. [ اِ ] ( ع مص ) عدل و داد کردن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). داد کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عدل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) داد دادن ، عدل کردن . ۲ - راست بخشیدن . ( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ قسط ، بهره ها، بخش ها.
فرهنگ عمید
= قِسط
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
