اماره
جستجوی «اماره» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 162: بفقه) هر چیزی که) اولا- جنبه کاشفیت و حکایت از چیز دیگری را داشته باشد مانند تصرف که ظاهرا حکایت از مالکیت درشینی (مورد تصرف میکند (قاعده ید (ثانیا- کاشفیت مزبور قطعی نبوده بلکه ظنی باشد (ما نند تصرف ثا لثا- قا نونگذارکاشف مزبور را مورد توجه قرارداده وآنر اوسیله اثبات قرار دهد (مانند ماده ۳۵ ق- م) چنین چیزی را اصطلاحا اماره گویند (نسبت بموضوعات احکام) رک. موضوع حکم نسبت بخود احکام, آنرا دلیل- دلیل اجتهادی- دلیل فقاهی گویند.
روابطِ واژه
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
بار اثبات (مفاهیم نزدیک) · دلیل (اقسام) · امارهٔ فراش (همخانواده) · امارهٔ وفای به عهد (همخانواده) · لوث (مفاهیم نزدیک) · قرائن علمآور (مفاهیم نزدیک) · قرائن علمآور (همخانواده) · امارهٔ قضایی کیفری (همخانواده) · امارهٔ رشد (همخانواده) · امارهٔ تصرف (همخانواده)
مفهوم
اماره در اصول فقه به معنای دلیل ظنی معتبری است که به جهت جنبه کاشفیت و حکایت از واقع، از سوی شارع یا عقل حجت شناخته شده است.
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
فرض قا نو نی · موضوع حکم نسبت بخود احکام, آنرا دلیل
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
( آماره ) آماره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) آمار.اماره. [ اِ رَ / رِ ] ( اِ ) شماره و حساب. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ سروری ). اَمار.اوار. آماره. اواره. ( شرفنامه منیری ) : اگر خواهی سپاهش را شماره برون باید شد از حد اماره.لبیبی.|| دفتر محاسبه. ( فرهنگ شعوری ).
فرهنگ معین
(اَ مّ رِ ) [ ع . امارة ] (ص . ) ۱ - بسیار امر کننده ، گمراه کننده . ۲ - خواهش های شیطانی . (اِ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) نشان ، نشانه ، علامت ، ج . امارات .
فرهنگ عمید
= امار
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
ــ اماره دلیل ظنّی معتبر است که از آن به دلیل علمی نیز تعبیر می شود. اماره به لحاظ آن که دلیل ظنّی است، در صورتی که دلیل قطعی و یقینی بر اعتبار آن وجود نداشته باشد، حجّیت ندارد؛ هر چند ظنّ حاصل از آن قوی باشد. ــ اَماره شرعی، طریق ظنّی اعتبار یافته از سوی شارع است. ــ اماره دلیلی است که به لحاظ حکایت و کاشفیت ظنّی آن از واقع، معتبر دانسته شده است؛ بدین معنا که ظنّ نوعی برآمده از اماره، همچون علم، حجّت شمرده شده است؛ البته با این تفاوت که حجیت علم، ذاتی است، لیکن حجیت ظن، جعلی و اعتباری است. ــ اماره شرعی، مقابل اماره عقلی و اماره عقلایی می باشد و به معنای اماره ای است که معتبِر (اعتبار کننده) آن، شارع مقدس می باشد، مانند: ظن انسدادی (ظن مطلق) بنا بر کشف. دلیل در کتاب «اصطلاحات الاصول» آمده است: «ان المعتبر لدلیل ان کان هو الشارع یسمی ذلک دلیلا شرعیا و امارة شرعیة کخبر العدل و الثقة و الظن الانسدادی علی الکشف». ← تفاوت اماره با اصل عملی و دلیل ...
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اماره (اصول فقه). اَماره (اصول فقه) در اصول فقه، نشانه ای که با آن، در مواردی که حکم واقعی شرعی معلوم نیست، تکلیف انسان مشخص می شود. حجیت و اعتبار اَمارات بدان سبب است که نوعاً، به کمک آن ها، حکم واقعی کشف می شود. البته گاهی ممکن است در موارد خاص، اماره به خطا رود. اماره بر دو قسم است: ۱. حُکمیه؛ ۲. موضوعیه؛ ۱. امارۀ حکمیه، اماره ای است که در موارد جهل به حکم شرعی تعیین تکلیف می کند. مانند این که: نمی دانیم اگر مبیع قبل از قبض تلف گردد به حساب بایع است یا مشتری. در روایت معصوم (ع) می فرماید: هر کالای فروخته شده ای که قبل از قبض تلف گردد از مال فروشنده تلف شده است. این گونه روایات را امارۀ حکمیه گویند؛ ۲. امارۀ موضوعیه اماره ای است که در موارد جهل به موضوع، تعیین تکلیف می کند، مثلاً اتومبیلی در تصرّف شخصی است، ولی در مالک بودن آن شخص تردید است، در اینجا تردید در موضوع، یعنی مالک بودن آن شخص است نه مالکیّت. قاعدۀ «ید» دلالت می کند که آن شخص مالک است. اماراتی چون قاعدۀ ید را امارۀ موضوعیه گویند. اماره (حقوق). اَماره (حقوق) اَماره بر وزن قواره از نظر حقوقی، وضعیتی است که دلالت بر امری کند و کاشف از واقعیت یا حقیقت خاصی باشد. اماره در این معنی ازجمله ادلۀ اثبات دعوی است (مادۀ ۱۳۲۱ قانون مدنی). …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
