انعزال
جستجوی «انعزال» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: خودبهخود عزل شدن و از بین رفتن سمت نماینده، وکیل یا امین به دلیل اموری چون جنون، سفاهت یا فوت موکل یا خود وکیل. مثال: انعزال وکیل دادگستری به دلیل حجر موکل.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
وکالت · حجر · عزل · استعفا · نماینده
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
انعزال. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) گوشه گزیدن و دور شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). دور شدن و بیکسو شدن. ( از اقرب الموارد ). || آب بیرون ریختن تا زاد نباشد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(اِ عِ ) [ ع . ] (مص ل . ) گوشه گیر شدن ، به کنار رفتن .
فرهنگ عمید
۱. گوشه گیر شدن. ۲. برکنار شدن، معزول شدن.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
انعزال یعنی زوال منصب و پست و از آن در بابهایی مانند وکالت، وقف، وصیت و قضاء سخن رفته است. عزل، برکنار کردن نماینده از سمت خویش، و انعزال، زایل شدن سمت و منصب شخص صاحب منصب است که گاه به سببی اختیاری است، مانند عزل وکیل از سوی موکل که سبب انعزال از سمت وکالت میشود و گاه به سببی غیر اختیاری، مانند فقدان عقل در ولیّ که سبب انعزال وی از مقام ولایت میگردد. کسی که به خاطر شایستگی یا برخورداری از شرایط خاص، از سوی دیگری عهده دار کاری شده است، مانند وکیل ، وصی ، قاضی و متولی موقوفه
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
