انقلاب
جستجوی «انقلاب» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
در روابطِ واژههای دیگر
صلاحیت ذاتی (نمونه) · دادگاه انقلاب (همخانواده)
مفهوم
دگرگونی و تحوّل شراب به سرکه را انقلاب میگویند
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- استحاله — در تفاوت انقلاب با استحاله دو دیدگاه وجود دارد. برخی، انقلاب را صرف تغییر ظاهری که موجب تغییر اسم است، بدون دگرگونی در حقیقت نوعی دانستهاند، برخلاف استحاله که در آن، ماهیت شیء تغییر میکند. بنابراین، انقلاب شراب به سرکه استحاله نیست. برخی دیگر، انقلاب را از مراتب استحاله دانسته و معتقدند انقلاب نیز تغییر و تبدیل ماهیّتی به ماهیّتی دیگر است، مانند تبدیل شراب به سرکه که دو حقیقت و ماهیّت مختلف با آثار متفاوت میباشند؛ لیکن متعلّق انقلاب در فقه، خصوص دگرگونی شراب به سرکه است، در حالی که متعلّق اس
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
قانون اساسی · رژیم حقوقی · حق تعیین سرنوشت · حکومت · مشروعیت
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
انقلاب. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) برگشتن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بازگردیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ). برگردیدن و واژگون شدن و برگشتن از کاری و حالی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). واگردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( مجمل اللغة ). تحول. بازگردانیدن. ( مجمل اللغة ). برگشتن از کاری. ( مؤید الفضلاء ). برگشتن. تقلب. انعکاس. ( یادداشت مؤلف ). || رجعت کوکب. ( غیاث اللغات ) : بی انقلاب و رجعت و بی نحس و بی وبال خواهم که بر سپهر جلالت بُوی مدام.سوزنی.و رجوع به رجعت شود. || ( اِمص ) برگشتگی و تغییرو تبدیل و تحویل و تغییر ماهیت. ( ناظم الاطباء ). تحول. تبدل. ( فرهنگ فارسی معین ). برگشت. ( یادداشت مؤلف ) : چون دهر کس فروبر و ناکس برآورند زان در وفا چو دهر بود انقلابشان.خاقانی.ماند چون انقلاب در گردون گاه شیبی و گاه بالایی.عطار.زینهار از دور گیتی و انقلاب روزگار در خیال کس نگشتی کانچنان گردد چنین.سعدی.بر خرابی صبر کن کز انقلاب روزگار …
فرهنگ معین
(اِ قِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - دگرگون شدن . ۲ - زیر و رو شدن . ۳ - قیام گروهی برای واژگون کردن یک حکومت . ۴ - استفراغ ، قی . ۵ - نا - آرامی ، بی قراری ، هیجان . ۶ - شورش ، عصیان . ۷ - تبدیل صورتی به صورت دیگر (فلسفه ).
فرهنگ عمید
۱. (سیاسی ) تحول اساسی در حکومت یک کشور توسط تود های ناراضی جامعه که باعث تحولات سیاسی و اقتصادی و غیره می شود. ۲. آشوب، شورش. ۳. برگشتن از حالی به حال دیگر، دگرگون شدن. ۴. (نجوم ) رسیدن خورشید به دورترین نقطه از استوای فلکی.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
انقلاب (ابهام زدایی). انقلاب ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • انقلاب (تحول شراب به سرکه)، دگرگونی و تحوّل شراب به سرکه• انقلاب ذات، تبدیل وجود ماهیتی به وجود ماهیتی دیگر بدون وجود ماده مشترک برای تبدیل صورتها بر روی آن ماده• انقلاب نسبت، تغییر نسبت میان دو دلیل متعارض، با ورود دلیل سوم• انقلاب اسلامی ایران، انقلاب اسلامی مردم ایران در سال ۱۳۵۷ ...انقلاب (تحول شراب به سرکه). دگرگونی و تحوّل شراب به سرکه را انقلاب می گویند و از انقلاب در بابهای طهارت، رهن و غصب سخن رفته است. در تفاوت انقلاب با استحاله دو دیدگاه وجود دارد. برخی، انقلاب را صرف تغییر ظاهری که موجب تغییر اسم است، بدون دگرگونی در حقیقت نوعی دانسته اند، برخلاف استحاله که در آن، ماهیت شی ء تغییر می کند. بنابراین، انقلاب شراب به سرکه استحاله نیست. برخی دیگر، انقلاب را از مراتب استحاله دانسته و معتقدند انقلاب نیز تغییر و تبدیل ماهیّتی به ماهیّتی دیگر است، مانند تبدیل شراب به سرکه که دو حقیقت و ماهیّت مختلف با آثار متفاوت می باشند؛ لیکن متعلّق انقلاب در فقه، خصوص دگرگونی شراب به سرکه است، در حالی که متعلّق استحاله اعم است. با توجّه به دیدگاه دوم، برخی فقیهان در بحث مطهرات عنوان مستقلی برای انقلاب ذکر نکرده و آن را از مصادیق استحاله شمرده اند. طهارت انقلاب از مطهرات است؛ به این معنا که تبدیل و دگرگونی آب انگور جوشیده یا شراب به سرکه، موجب پاکی و حلّیت آن است؛ خواه این دگرگونی خود به خود صورت گیرد یا با افزودن چیزی مانند نمک و سرکه به آن. البته به قول مشهور، شراب باید بر شی ء افزوده شده، غلبه داشته باشد؛ و در صورت استهلاک شراب، طهارت حاصل نمی شود. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِنقلاب (revolution) اِنقلاب دگرگونی سریع، گسترده یا ناگهانی در ساختار سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی جامعه. لفظ انقلاب معمولاً دربارۀ تحوّل سیاسی به کار می رود؛ مانند انقلاب امریکا، که در آن مهاجرنشینان خود را از قیدهای استعماری رها کردند و کشوری مستقل پدید آوردند؛ در انقلاب فرانسه نیز نیروهای مخالف داخل کشور و شورش مردمی سلطنت مطلقه را سرنگون کردند؛ و در انقلاب روسیه کسانی که می کوشیدند تا براساس الگویی سوسیالیستی تحولات اقتصادی و اجتماعی گسترده ای پدید آورند، سلطنتی مطلقه و سرکوبگر را برانداختند. در ۱۳۵۷، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حکومت استبدادی و سلطنتی سرنگون و جمهوری اسلامی برپا شد. از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ کشورهای بلوک شرق علیه حزب کمونیست تظاهرات کردند و به آن رأی ندادند. این انقلاب ها چون با خشونت توأم نبودند به انقلاب های مخملین شهرت یافتند (← انقلاب_رنگین). هرچند انقلاب های سیاسی غالباً با خشونت توأم اند، دیگر انواع دگرگونی ها نیز به همان میزان بر جامعه تأثیر می گذارند. مهم ترین نمونۀ آن انقلاب صنعتیاواسط قرن ۱۸ است، که دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی گسترده ای را موجب شد. در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ انقلاب فناوری پیشرفته بر پایۀ تراشۀ سیلیکُنی به وقوع پیوست، که کاربرد گستردۀ رایانه را تسهیل کرد. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
