انکار
جستجوی «انکار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 199: در لغت بمعنی اظهار عدم شناسانی و نیز نفی چیزی است. در اصطلاح آئین دادرسی مدنی مدنی کسیکه سندی علیه او ابراز شود و او مهر یا امضاء يا اثر انگشت منتسب بخود را نفی کند و آنها را از خود نداند این عمل را انکار (انکار سند) نامند و گاهی بجای این دو اصطلاح عبارت ((تکذیب سند)) هم بکار میرود (ماده ۳۷۶ (آنین دادرسی مدنی
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- نفی انتساب یا نفی ادعا
- نوعی از
- دفاع اثباتی
- مطرحکننده
- شخصی که سند عادیِ منتسب به او علیه او ارائه شده یا طرفی که ادعا را نمیپذیرد
- موضوع
- امضا، خط، مهر یا انتساب سند، حسب مورد
- اثر
- انتقال تکلیف اثبات اصالت به استنادکننده، در حدود مقررات
- مفاهیم نزدیک
- تردید، جعل، اقرار
- مقابل
- پذیرش و اقرار
- همخانواده
- منکر، انکاری، انکارکننده
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
اقرار (مقابل) · شهادت (مقابل نسبی) · تردید (مفاهیم نزدیک) · تردید (متمایز از) · ادعای جعل (مفاهیم نزدیک) · رسیدگی به اصالت سند (مفاهیم نزدیک) · اقرار قضایی (مقابل) · اقرار خارج از دادگاه (مقابل) · استکتاب (مفاهیم نزدیک) · اقرار کیفری (مقابل) · رجوع از اقرار (مفاهیم نزدیک) · رجوع از اقرار (همخانواده) · انکار اتهام (همخانواده) · سوگند منکر (همخانواده) · انکارناپذیری داده (همخانواده)
مفهوم
ا امضا یا اثر انگشت منتسب به خود را انکار نماید و احکام منکر بر او مترتب میگردد و اگر سند ابرازی منتسب به شخص او نباشد میتواند تردید کند». منظور از انکار در این ماده زمانی است که شخص اظهار میکند که خط یا مهر یا امضایی که منتسب به اوست، خط یا امضا یا مهر او نیست و قاطع و جازم سند را نفی میکند. به عبارت دیگر، چنین بیان شده است که اشخاص میتوانند خط یا مهر یا امضاء منتسب به خویش را نفی کرده و اظهار کنند که مهر یا امضاء مندرج در سند یاد شده، منتسب به ایشان نمیباشد، در اصطلاح حقوقی این عمل را انکار مینامند
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
انکار. [ اِ ] ( ع مص ) ناشناختن. ( از منتهی الارب ) ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). ندانستن. جاهل بودن به چیزی. ( از اقرب الموارد ): انکار مرد کار را؛ نشناختن وی آن را. ( از ناظم الاطباء ). || جحود کردن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). ناخستو شدن. ( تاریخ بیهقی ): انکار چیزی ؛ جحد آن. با دانستن چیزی اظهار ناآشنایی کردن بدان. ( ناظم الاطباء ). باور نداشتن و ناشایسته و ناپسندیده داشتن. ( آنندراج ). وازدن. نپذیرفتن. امتناع کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). منکر شدن. زیر چیزی زدن. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِ ) تغییر حال. ( منتهی الارب ). دیگرگونی و برگردیدگی حال و تغییر. || ( اِمص ) ابا و امتناع و نفی و دریواخ و اظهار نادانی با علم و دانست ، و جحد و عدم اقرار و رد و عدم اقرار، و رد و عدم قبول و عدم موافقت و ایراد. ( ناظم الاطباء ) : سوی یزدان منکر است آنکه به تو معروف نیست …
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) نپذیرفتن ، حاشا کردن . ۲ - (اِمص . ) ابا، امتناع .
فرهنگ عمید
۱. نشناختن، ناشناختن. ۲. خودداری از اقرار، منکر شدن.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
نفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است. انکار خدا یا یگانگی او، و انکار رسالت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و نیز انکار ضروری دین موجب کفر می گردد؛ لیکن در اینکه انکار ضروری دین، مانند انکار خدا سببی مستقل برای حصول کفر است یا از آن جهت که به انکار خدا یا رسالت پیامبر بر می گردد، اختلاف است.طبق مبنای دوم، چنانچه انکار فرد به انکار خدا یا رسالت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله برنگردد کافر به شمار نمی رود. انکار در دعوا اگر کسی نزد قاضی علیه دیگری طرح دعوا کند و قاضی آن را بر متهم قرائت نماید، متّهم (مدّعی علیه) در پاسخ یا اقرار می کند یا انکار و یا سکوت. در صورت انکار، اگر مدّعی بر ادّعای خویش بینه نداشته باشد، منکر یا قسم می خورد و یا قسم را به مدّعی برمی گرداند، که او سوگند یاد کند و یا نکول می کند؛ یعنی نه سوگند می خورد و نه ردّ می کند. دعوا در فرض نخست (قسم یاد کردن منکِر) ساقط و در فرض دوم (برگرداندن سوگند به مدّعی) با قسم مدّعی ثابت می شود؛ ولی در فرض سوم (نکول) اختلاف است که آیا قاضی به صرف نکول منکر می تواند علیه او حکم صادر کند و یا متوقف بر سوگند یادکردن مدّعی است. اگر قسم یاد کند حقّش ثابت، وگرنه، ساقط می شود. انکار به معنای اظهار ناخوشایندی در منکر از انکار به معنای دوم در باب امر به معروف و نهی از منکر سخن رفته است.انکار قلبی منکر با اظهار ناخشنودی قلبی، مانند رو برگرداندن یا ترش رویی کردن دربرابر مرتکب شونده منکر و انکار عملی آن با اظهار ناخشنودی با زبان و دست با وجود شرایط آن، از مراتب نهی از منکر به شمار می روند.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
