اهانت
جستجوی «اهانت» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 202: مرادف توهین است (رک. توهین - افتراء)
در روابطِ واژههای دیگر
توهین رایانهای (همخانواده) · توهین به رهبری (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- اهانت (توهین، احتقار، تحقیر ): یعنی خوار کردن، اهانت در اصطلاح، عبارت است از خوار و تحقیر کردن کسى یا چیزى با گفتار یا کردار.
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
اهانت به اسلام · اهانت به بلعم باعورا · اهانت به جهنمیان · اهانت به خدا · اهانت به شقاوتمندان · اهانت به صالح · اهانت به ظالمان · اهانت به عالمان بی عمل · اهانت به عالمان دنیاطلب · اهانت به علمای اهل کتاب · اهانت به فاقدان تعقل · اهانت به فقیران · اهانت به مؤمنان · اهانت به محمد · اهانت به مشرکان · اهانت به معبودان مشرکان · اهانت به معترضان تغییر قبله · اهانت به منافقان · اهانت به نوح · اهانت به هود · اهانت به والدین · اهانت به پدر · اهانت به پیروان نوح · اهانت به کافران · اهانت به گناهکاران · اهانت به یتیم · اهانت به یعقوب · اهانت های خدا · اهانت های منافقان
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اهانت. [ اِ ن َ ] ( ع مص ) اهانة. سبک داشتن کسی را. ( صراح از غیاث اللغات ). خوار وذلیل گردانیدن. ( ناظم الاطباء ). حقیر و سبک داشتن کسی را و خواری کردن و با لفظ کشیدن و کردن مستعمل است. ( آنندراج ). خوار کردن. حقیر داشتن. سبکداشت. حقیر شمردن. خوار داشتن. خوار گرفتن. توهین. تحقیر. استخفاف. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به اهانة شود. || ( حامص ) حقارت. تحقیر. خواری. ذلت. ( ناظم الاطباء ). سبکداشت. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). اهانة. [ اِ ن َ ] ( ع مص ) خوار کردن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) ( مؤید الفضلاء ) ( تاج المصادر بیهقی ). حقیر و سبک داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || در اصطلاح اهل شرع عبارت است از آنچه از خوارق عادات بدست کفار و بدکاران بر خلاف مدعای آنان بظهور رسد. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
فرهنگ معین
(اِ نَ ) [ ع . اهانة ] (مص م . ) توهین کردن ، تحقیر کردن .
فرهنگ عمید
۱. خوار کردن، پست کردن. ۲. سبک داشتن، توهین کردن. ۳. [قدیمی] خواری، پستی.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
اهانت کاری اعم از قول، اشاره یا عمل که متضمن إسناد و إخبار نبوده و در حیثیت متضرر از این جرم، نوعی وهن وارد کند. در کتب قواعد فقهی تحت عنوان «قاعده حرمت اهانت محترمات» و به مناسبت، در باب های مختلف فقهی آمده است. اهانت (توهین، احتقار، تحقیر): یعنی خوار کردن، اهانت در اصطلاح، عبارت است از خوار و تحقیر کردن کسی یا چیزی با گفتار یا کردار. مذموم بودن اهانت بندگان خدا شکی نیست که این صفت مذمومه در شریعت مقدسه حرام، و موجب هلاکت صاحب آن است. از حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و اله وسلّم) روایت شده است که: «خدای ـ تعالی ـ فرمود: هر که اهانت برساند به یکی از دوستان من، پس کمر به مبارزه با من بسته است». و در حدیث دیگر از آن سرور منقول است که: «پروردگار عالم ـجل شانه ـ فرمود: به تحقیق که با من جنگ کرده است هر که ذلیل کند یکی از بندگان مؤمن مرا». و از حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) مروی است که: «هر که پست و حقیر کند مؤمنی را ـ خواه مسکین باشد و خواه غیر مسکین ـ خدای ـ تعالی ـ باز نمی ایستد از پست کردن و دشمنی او، تا رجوع کند از آنچه به آن مؤمن کرده است.» و احادیث در این خصوص بسیار است. و هر که نسبت میان خدا و بنده او را فی الجمله ادراک کند، و ربط خاصی که میان خالق و مخلوق است بفهمد، می داند که اهانت بنده، اهانت مولای اوست، و تحقیر مخلوقی، فی الحقیقه تحقیر خالق اوست. و همین قدر در مذمت این عمل کافی است. پس بر هر عاقلی واجب است که پیوسته متذکر این معنی بوده باشد، و اخبار و آثاری را که در مذمت اهانت بندگان خدا وارد شده در نظر داشته باشد، و آنچه در خصوص مدح و تعظیم ایشان رسیده است نصب العین خود نماید، و خود را از این عمل (کار) قبیح باز داد تا موجب رسوایی او در دنیا و آخرت نگردد. ملاک اهانت …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
