Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

اکثریت

#اکثریت #جمعیت

جستجوی «اکثریت» در متنِ قوانین، آرا و نظریات

معنی و توضیح

ترمینولوژی حقوق، ص 153: درلفت. صفت کمی جمعیت بیشتردرمقا بل جمعیت کمتر (که هردوجمعیت ازدریچه عنوان واحد ملاحظه شوند) :راگویند و مفهوم عرفی آن واضحتر است. دراصطلاحات ذُیل بکارمی رود

نام‌های دیگر

بیشتر · آرای برتر

زیرمجموعه‌ها و اقسام

اکثریت نسبی · اکثریت مطلق · اکثریت قاطع

مفهومِ کلی‌تر

حد نصاب تصمیم‌گیری

مفاهیمِ مرتبط

رای · تصمیم · هیئت مدیره · مجمع عمومی · مصوبه · قانون‌گذاری

معنای لغوی و دانشنامه‌ای

لغت‌نامهٔ دهخدا

اکثریت. [ اَ ث َ ری ی َ ] ( ع مص جعلی ،اِمص ، اِ ) بسیاری و افزونی. ( ناظم الاطباء ). || زیادتی در عدد. بیشتری و کثرت. ( ناظم الاطباء ).زیادتی در شماره. مقابل اقلیت. ( یادداشت مؤلف ). بیشتر افراد یک کشور، یک منطقه یا شهر که از جهت زبان ، مذهب ، یا نژاد با هم وجه اشتراکی دارند، مقابل اقلیت. ( فرهنگ فارسی معین ). - اکثریت تام ؛ اکثریت مطلق. ( یادداشت مؤلف ) ( از فرهنگ فارسی معین ). - اکثریت مطلقه یا مطلق ؛ اکثریت تام. نصف بعلاوه یک. ( از یادداشت مؤلف ). تعداد آرایی است که لااقل مساوی نصف به علاوه یک باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). - اکثریت نسبی ؛ تعداد آرایی است که داوطلبی بدست می آورد بشرطی که زیادتر از آراء داوطلبان دیگر باشد. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(اَ ثَ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) ۱ - اکثر بودن . مق اقلیت . ۲ - بیشتر افراد یک کشور، یک منطقه یا شهر که از جهت زبان ، مذهب یا نژاد با هم وجه مشترکی دارند. مق اقلیت .

فرهنگ عمید

۱. اکثر بودن، بیشتر بودن، بسیاری و افزونی. ۲. (اسم ) بیشتر افراد یک کشور یا یک شهر یا یک انجمن. ۳. (اسم ) افراد یک مجموعه، کشور، یا سازمان که ویژگی های مشترک دارند و تعدادشان از سایر بخش ها بیشتر است.

منبع: دیکشنری آبادیس

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین