ایادی
جستجوی «ایادی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 204: مد نی- فقه) درمعانی ذیل یکاررفته است)
در روابطِ واژههای دیگر
ید (همخانواده)
نامهای دیگر
دستها (در فقه و حقوق · سلسله متصرفین)
زیرمجموعهها و اقسام
ید امانی · ید ضمانی · ید عاریتی
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
ضامن · غاصب · امین · مسئولیت تضامنی · سلسله ایادی · اتلاف
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
ایادی. [ اَ ] ( ع اِ ) جج ِ ید، به معنی دست. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نعمتها و نکوئیها و دستها و این جمع ایدی است و ایدی جمع ید است. ( غیاث ) : بچشم هر کس او را بزرگی و حشمت بجای هر کس او را ایادی و کردار.فرخی.آن مهترزاده را بجای من ایادی بسیار است. ( تاریخ بیهقی ). نه دیده معالی ترا گردون غایت نه کرده ایادی ترا گردون احصا.مسعودسعد.صواب آن است که جمله... شکر ایادی او را بازرانم. ( کلیله و دمنه ). در باغ ایادیش بر اشجار مروت پخته است و رسیده رطب و خار شکسته.سوزنی.نیست آیات کرامات ترا بجز احسان و ایادی تفسیر.سوزنی.از خنصر چپ عقد ایادیت گرفته اطفال در آن عهد که ابهام مکیده.ظهیرالدین فاریابی.گر من عواطف تو فراموش میکنم بادا غمان من چو ایادیت بی شمار.سید حسن غزنوی.چون از حضرت ایشان بازگشت این قطعه در شکر ایادی ایشان انشاء کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). آثار و ایادی و عواطف و عوارف و مکارم آل سامان.( ترجمه تاریخ یمینی ). که ایادی نعمای او چگونه فایض بوده است. …
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ ایدی ، ججِ یَد. ۱ - دست ها. ۲ - دستیاران . ۳ - نعمت ها.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
