ایجاب
جستجوی «ایجاب» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 205: در قانون مدنی تعریفی از ایجاب وجود ندارد درفقه هم نصی نیست ولی فقهاء درعقود مختلف )
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- پیشنهاد انعقاد عقد
- نوعی از
- اعلام ارادهٔ قراردادی
- صادرکننده
- موجب
- مخاطب
- قابل
- موضوع
- پیشنهاد با عناصر اساسیِ قرارداد
- اثر
- فراهمشدن زمینهٔ انعقاد عقد با قبول منطبق
- مفاهیم نزدیک
- قبول، عقد، مذاکرات مقدماتی
- مقابل
- رد ایجاب یا انصراف از ایجاب
- همخانواده
- موجب، ایجابکننده، ایجابی
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
قصد انشاء (مفاهیم نزدیک) · قبول (موضوع) · قبول (مفاهیم نزدیک) · عقد رضایی (مفاهیم نزدیک) · وعدهٔ قرارداد (مفاهیم نزدیک) · قرارداد الکترونیکی (ارکان) · عقد نکاح (مفاهیم نزدیک) · ایجاب در نکاح (همخانواده) · قبول در نکاح (مفاهیم نزدیک) · توالی عرفی ایجاب و قبول (مفاهیم نزدیک) · عقد (مفاهیم نزدیک)
مفهوم
ایجاب ، از مباحث مربوط به علم حقوق است. اعلام اراده کسی است که دیگری را به عقد بستن میخواند، به طوری که اگر مورد قبول قرار گرفت هر دو به مفاد آن پایبند باشند را ایجاب گویند
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- دعوت به مذاکره — دعوت به مذاکره با ایجاب تفاوت دارد. در ایجاب، شخص قصد قطعی بر انجام معامله دارد و در صورتی که طرفِ معامله، ایجاب را قبول نماید قرارداد منعقد میگردد در حالی که در دعوت به مذاکره، شخص تنها پیشنهاد گفتوگو و مذاکره در مورد قرارداد را به طرف دیگر میدهد و هیچ الزامی برای انجام معامله وجود ندارد. در مواردی تشخیص اینکه یک پیشنهاد، ایجاب بوده یا دعوت به مذاکره دشوار است. در این موارد و در صورت ایجاد اختلاف، دادگاه با توجه به اوضاع و احوال تشخیص میدهد که پیشنهاد ارائه شده ایجاب بوده یا منظور از پی
همارزها و همخانوادهها
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
ترکیبهای ثبتشده
ایجاب در نکاح · توالی عرفی ایجاب و قبول
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
ایجاب. ( ع مص ) فرض کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || لازم گردانیدن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). یقال اوجب لک البیع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). لازم کردن. ( غیاث اللغات ). || طپانیدن دل کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). یقال : اوجب اﷲ قلبه. ( منتهی الارب ). || کاری کردن که بسبب آن بهشت یا دوزخ واجب گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || یک بار خوردن در شباروزی.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || واقع ساختن نسبت. ( تعریفات ). || ثابت و مقرر نمودن. ( غیاث اللغات ). || ضد سلب.مقابل سلب. تقابل. قبول کردن. پذیرفتن : صوفی و عشق در حدیث هنوز سلب و ایجاب و لایجوز و یجوز.سنائی.خالق از وی بدو جهان خوشنود دعوت خلق را در او ایجاب.سوزنی.ملک صفات وزیرا ملک نشان صدرا به تست قلب من ابریزو سلب من ایجاب.خاقانی.ملتمسات ومطالبات که از آن طرف رفتی دقایق ایجاب و انجاز محفوظ داشتی. ( ترجمه تاریخ یمینی چ شعار ص 35 ). سلطان ملتمس او بایجاب مقرون داشت. …
فرهنگ معین
[ ع . ] (مص م . ) ۱ - واجب کردن ، لازم گردانیدن . ۲ - پذیرفتن . ۳ - طرف عقد واقع شدن .
فرهنگ عمید
۱. اقتضا کردن. ۲. (حقوق ) لازم کردن بیع. ۳. پذیرفتن. ۴. [مقابلِ سلب] (منطق ) حکم به ثبوت محمول برای موضوع.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
ایجاب مقابل قبول است. ایجاب مقابل قبول است و به تعبیر دیگر ایجاب در بیع یا عقد دیگر چیزی است که قبل از قبول ذکر می شود مانند: «بعت». و در کتاب المهذب و المغنی آورد: ایجاب آن است که مالک بگوید: «بعتک أو ملکتک» و نظیر این دو لفظ. و به بیانی دقیق تر ایجاب انشای مقصد اصلی عقد می باشد مثلا در بیع انشای تملیک عین بعوض در اجاره تملیک منفعت بعوض، در نکاح انشای تزویج ... و هکذا و قبول انشای رضا به ایجاب است. ایجاب (فقه). ایجاب مقابل قبول است. ایجاب مقابل قبول است و به تعبیر دیگر ایجاب در بیع یا عقد دیگر چیزی است که قبل از قبول ذکر می شود مانند: «بعت». تعریفات جرجانی، ص۳۵. ۱. ↑ تعریفات جرجانی، ص۳۵.۲. ↑ المهذب (ابو اسحاق شیرازی)، ج۱، ص۲۵۷.۳. ↑ المغنی (ابن قدامه)، ج۳، ص۵۶۰. منبع جابری عرب لو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه فارسی، ص۵۹-۶۰. رده های این صفحه : عقود | فقه | معاملات
دانشنامهٔ آزاد فارسی
(در لغت به معنای واجب کردن و لازم کردن و پذیرفتن؛ دربرابر سلب) در دو معنی به کار می رود: ۱. معنی عام: ایجاد نسبت وجودی بین دو چیز است. این معنی در قضیه های حملیه و شرطیه صادق است؛ ۲. معنی خاص: حکم کردن به وجود محمول برای موضوع در قضیه های حملیه است، چنان که در قضیۀ «انسان متفکر است» تفکر برای انسان اثبات می گردد، یا حکم به وجود تفکر برای انسان می شود. ایجاب (ریاضیات). ایجاب (ریاضیات)(imply) در ریاضیات، می گویند گزارۀA گزارۀB را ایجاب می کند یا دلالت بر B دارد، اگرB نتیجۀ منطقیA باشد. مثلاً گزارۀ۲x =۱۰ گزارۀx =۵ را ایجاب می کند، یعنی گزارۀ دوم را از گزارۀ اول، منطقاً نتیجه می گیرند. در بسیاری موارد، به جای استفاده از «ایجاب» یا «دلالت»، از شکل بیانیِ «اگر ... آن گاه» استفاده می کنند و مثلاً می گویند اگر ۲x = ۱۰، آن گاهx =۵ .
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
