ایسار
جستجوی «ایسار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
فقه: در اصطلاح فقهی و حقوقی، به معنای توانگری و داشتن مال و مکنت است که در مقابل اعسار و تنگدستی قرار دارد. شخص موسر قادر به پرداخت دین خود میباشد. مثال: اثبات ایسار خوانده توسط خواهان از طریق معرفی اموال او.
در روابطِ واژههای دیگر
اعسار از محکومبه (همخانواده) · مُوسِر (همخانواده) · ملائت (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
موسر · اعسار · دین · تمکن مالی · محکومبه
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
ایسار. ( ع مص ) ( از «ی س ر» ) توانگر گردیدن و بی نیاز گشتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ). || بآسانی زادن زن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
[ ع . ] ۱ - (مص ل . ) فراخ دست شدن ، توانگر گشتن . ۲ - (اِ مص . ) توانگری .
فرهنگ عمید
۱. توانگر شدن، بی نیاز شدن. ۲. آسان شدن. ۳. به آسانی زاییدن زن.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
