ایفا
جستجوی «ایفا» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: انجام دادن تعهد، پرداخت دین یا به سر انجام رساندن آن چه به عهده شخص بوده است. با ایفا تعهد، ذمه بدهکار برئی میشود. مثال: ایفا و پرداخت دین توسط مدیون در سررسید مقرر.
در روابطِ واژههای دیگر
ایفای غیرموضوع تعهد (همخانواده)
نامهای دیگر
ادا کردن · انجام تعهد · پرداخت
مفاهیمِ مرتبط
تعهد · دین · برائت ذمه · سقوط تعهدات · مدیون
معنای لغوی و دانشنامهای
فرهنگ عمید
۱. وفا کردن به عهد، به سر بردن پیمان دوستی. ۲. حق کسی را تمام دادن.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
