باردار
جستجوی «باردار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
خانواده / کیفری: زنی که جنینی در رحم دارد (حامله). وضعیت بارداری دارای آثار حقوقی مهمی در حقوق مدنی (مانند ارث جنین) و کیفری (مانند تعویق اجرای مجازات اعدام یا حد) است. مثال: تعویق اجرای حکم حد بر زن باردار تا زمان وضع حمل.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
حمل · جنین · وضع حمل · ارث جنین · تعویق مجازات
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
باردار. ( نف مرکب ) میوه دار. ( دِمزن ). باثمر. درخت میوه دار. ( آنندراج ). مثمر. مثمره. باروَر. رجوع به شعوری ج 1 ورق 161 شود : و ایشان [یأجوج و مأجوج ] هر وقتی از آن کوهها بیرون آیند و مسلمانان را رنجه نمایند و فساد بسیار کنند و هر آدمی که بیابند بکشند و بخورند و گیاه و درختان باردار بخورند... ( ترجمه طبری بلعمی ). از درخت باردارش بازنشناسی ز دور چون فرازآیی بدو در زیر برگش بار نیست.ناصرخسرو.درختی است صاحب کرم باردار وز او بگذری هیزم کوهسار.سعدی ( بوستان ). || آبستن. حامل. حامله. حبلی ̍. جنین دار. زن حامله. ( آنندراج ). زن باردار. ( دِمزن ). رجوع به شعوری ج 1 ورق 161 شود: مضمان ، ضامن ، ضماد؛ ناقه باردار. ( منتهی الارب ). ناقه لاقِح ؛ اشتری باردار. ( زمخشری ) : بارداری چون فلک خوشرو مه و خور در شکم وز دو سو چون مشرقین او را دو زهدان دیده اند.خاقانی.روز و شب آبستن و تو بسته امّید کز رحم این دو باردار چه خیزد.خاقانی.گیر که خود هر دو باردار مرادند چون فکنند ازشکم ز بار چه خیزد؟خاقانی. …
فرهنگ معین
(اِفا. ) ۱ - میوه دار. ۲ - آبستن ، حامله .
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) آبستن: اگر مار زاید زن باردار / به از آدمی زادۀ دیوسار (سعدی۱: ۶۸ ). ۲. میوه دار: درخت باردار. ۳. حامل بار.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
