بازرس
جستجوی «بازرس» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
آییننامه اجرایی قانون حمایت از حقوق مصرفکنندگان مصوب 1390/07/17 ماده 1: بازرسان موضوع مواد (15) و (17) قانون
دستورالعمل نحوه تشکیل و وظایف واحدهای بازرسی و نظارت اتاق های اصناف و چگونگی نظارت اتاق اصناف ایران بر عملکرد آنها (موضوع بندهای (ش) ماده "37" و (6) ماده "45" قانون نظام صنفی) ماده 1: بازرس فردی است که با پیشنهاد هیات رئیسه اتاق اصناف هر شهرستان توسط کمیسیون نظارت در چارچوب مقررارت این دستورالعمل تعیین می شود
در روابطِ واژههای دیگر
هیأتمدیره (مفاهیم نزدیک) · مدیرعامل (مقابل نسبی) · بازرس شرکت (همخانواده) · صورتهای مالی (مفاهیم نزدیک) · بازرسی کار (همخانواده) · بازرسی (همخانواده)
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
بازرس قانونی · بازرس شرکت · بازرس کار · بازرس قضایی
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
هیئت مدیره · مجمع عمومی · نظارت · گزارشدهی · قانون تجارت · تخلفات اداری
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
بازرس. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مفتش. کسی که ازطرف وزارتخانه ها و اداره ها بکارهای کارمندان و کارکنان رسیدگی کرده درستی یا نادرستی کارهای آنها را برئیس یا وزیر آگهی میدهد و پیشتر مفتش نامیده میشد. ( لغت مصوبه فرهنگستان ) .
فرهنگ معین
(رِ )(اِفا. اِمر. )کسی که مأمور رسیدگی به کارهای یک فرد یا یک مؤسسه و اداره است .
فرهنگ عمید
کسی که از طرف اداره یا وزارتخانه ای مٲمور شود که به کارهای یک اداره یا بعضی از کارمندان آن رسیدگی کند، مفتش.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
بازرَس (Revizor) کمدی نمایش نامه ای در پنج پرده، نوشتۀ نیکلای گوگول، به زبان روسی، نخستین اجرا در ۱۸۳۶ در سن پترزبورگ. مشهور است که موضوع این نمایش نامه را پوشکین به گوگول پیشنهاد کرده است. شایعه ای بر سر زبان ها می افتد که بازرسی در راه است. رؤسای شهر دستپاچه می شوند و گمان می برند بازرس همان جوان غریبه ای است که در یگانه مهمان خانۀ آبرومند شهر سکونت دارد. رؤسا در چاپلوسی از این جوان، خلستاکوف، گوی سبقت از هم می ربایند چراکه هرکس به نوبۀ خود ریگی به کفش دارد. جوان نیز بی خبر از همه جا از این خوان نعمت بهره می برد. از این مهمانی به آن مهمانی می رود و پول و رشوه های پرداختی را با دل و جان می گیرد. کار بدان جا می کشد که با دختر شهردار نامزد می شود و به بهانۀ کسب اجازه از والدینش برای ازدواج از شهر می گریزد. در میان بهت شخصیت ها که خبر ورود بازرس به شهر و احضار شهردار به مهمانخانه را از قزاقی چهارشانه و کلاهخودبه سر می شنوند، پرده فرومی افتد. مشهور است که تزار پس از دیدن این نمایش نامه گفته بود: «به همه سهمی از این نمایش نامه رسید، به من کمی بیش از دیگران».
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
